برای ایرانیها اما اخرین اولویت شاید هم در ظاهر برنامه هستهای است. واپسین روزهای سال 2010 میلادی با هدفمندی یارانهها در ایران همراه بود و تبعات این مساله به سال 2011 کشیده شد. هدفمندی یارانهها در حالی انجام میشود که ایران در حال حاضر صدمات فراوانی را از جانب تحریمها متحمل شده است.
کریستین ساینس مانیتور در ادامه مینویسد: جمهوری اسلامی پس از حوادث آخرین دور از انتخابات ریاست جمهوری در مبحث داخلی در لاک دفاعی فرو رفته است.
اصلاحات اقتصادی
مهمترین چالش ایران در سال 2011 میلادی، اصلاحات اقتصادی خواهد بود. دولت یارانههایی را هدفمند کرده است که سالانه 30 تا 100 میلیارد دلار برای آن هزینه بردار بوده است. هدفمند کردن این یارانهها با این شکل و شمایل، بر قیمت نان، سوخت و گاز به شدت تاثیر گذاشته است.
بسیاری از تحلیل گران اعتقاد دارند که انچه که پس از سقوط رژیم شاهنشاهی در ایران این کشور را از منظر اقتصادی حتی در سالهای جنگ ایمن نگاه داشت، همین سوخت و کالاهای اساسی ارزان بود. هدفمندی این یارانهها آن هم با این سرعت میتواند در چند ماه آینده قمیتها را به شکل کاملا صعودی بالا ببرد.
کریستین ساینس مانیتور در این مورد به نقل از یک کارشناس مسائل ایران می نویسد: چرا باید هدفمندی یارانهها دقیقا در این زمان رخ دهد؟ درست در زمانی که تهران شدیدترین تحریمها را متحمل میشود؟ در شرایطی که طرح طبق پیش بینی دولتیها در ایران پیش نرود بی شک تبعات آن دامنگیر همگان خواهد شد.
تورم سرسام آور!
2011 برای ایرانی ها در تمامیابعاد سال سرنوشت سازی خواهد بود. جواد صالحی اصفهانی از کارشناسان مسائل اقتصادی در موسسه بروکینگز در این خصوص میگوید: با این هدفمندی یارانهها، ستونهای بی عدالتی اقتصادی در میان ایرانیان جا خوش کردند. در برخی موارد تورم چندان هم بد نیست چرا که ابزاری میشود برای خو گرفتن مردم به عادتهای اقتصادی جدید.
این کارشناس در ادامه خود میگوید: حتی اگر دولت هم مایل به صدور مجوز برای بالا رفتن نرخ تورم است بازهم باید این حرکت به ارامیو تحت کنترل کامل انجام گیرد. ایرانیها هیچ گاه در تاریخ اقتصادی خود نتوانسته اند تورم را برای بلند مدت تحمل کنند. مردم در ایران این حقیقت را درک نمیکنند که قیمت مواد غذایی در جهان سی درصد افزایش یافته است. حتی اگر تورم در ایران بسیار ناچیز هم باشد، باز هم ایرانیها اعتراض خود را خواهند کرد.
چالشهای سیاست خارجی
ایران در حوزه سیاست خارجی هم با چالشهای بسیاری روبه رو خواهد بود.
سرپرست موقت وزارت امور خارجه در این خصوص میگوید: اولویت نخست ایران در حوزه سیاست خارجی طبیعتا همسایگان و جهان اسلام است. در این مقوله عربستان سعودی و ترکیه از اهمیت بسزایی برخوردار هستند.
کریستین ساینس مانیتور در ادامه مینویسد: گویا برای ایرانیها افشاگریهای ویکی لیکس در باب رابطه ریاض با واشنگتن و بدگویی از برنامه هستهای ایران چندان اهمیتی ندارد.
ایالات متحده تاکنون برای مهار برنامه هستهای ایران چهار قطعنامه را به تصویب رسانده است. واشنگتن همچنین عزم خود را جزم کرده تا بتواند دامنه صادرات ایران را در تمامیحوزهها محدودتر از پیش کند. اکنون اصلی ترین پرسش این است که آیا میتوان با ایران در حوزه سیاست خارجی وارد تعامل و گفتگو شد؟ اصلی ترین مقوله هم برنامه هستهای ایران و غنی سازی اورانیوم در این کشور است. برخی تحلیل گران با توجه به حضور ایران در نشست ژنو ادعا میکنند که تهران یک قدم پیش امده و همین مساله امیدوار کننده است. کریستین ساینس مانیتور در ادامه مینویسد: در حال حاضر توپ در زمین ایالات متحده است. واشنگتن تا کنون همواره بر لزوم توقف غنی سازی اورانیوم در ایران اصرار ورزیده و معتقد است که غنی سازی اورانیوم نخستین مرحله برای دستیابی ایران به تسلیحات هستهای است.