در 11فوریه سالگرد انقلاب اسلامی 1979 , مردم در تدارکات تظاهرات بزرگ دیگری هستند که دستگیری های پیش گیرانه یی را از طرف رژیم برانگیخته است. اما خشونت بیشتر از طرف آخوندهای حاکم به سادگی منجر به عزم راسختر عمومی برای برکناری کلیت رژیم آخوندی میشود.
در 27دسامبر هزاران جوان ایرانی با ریسک مرگ و شهامت در برابر گلوله ها، پوسترهای علی خامنه ای ولی فقیه را به زیر کشیدند، این تظاهرات ناقوس مرگ رژیم را به صدا درآورد .
همچنان که مبارزات دمکراتیک مردم ایران عمق و گسترش می یابد، بسیاری در واشنگتن بحث میکنند که یک عکس العمل تاثیر گذار از جانب آمریکا چگونه باید باشد . برای واشنگتن این یک فرصت اساسی برای کم کردن تهدید ایران است .
در دهه 1970 ایالات متحده از دیکتاتوری شاه حمایت کرد و عملا موج روبه گسترش تظاهرات مردمی را نادیده گرفت . هرچند که این سیاست بدی بود , اما لااقل شاه و ایالات متحده متقابلا یکدیگر را پشتیبانی میکردند . اما یک رژیم متخاصم بنیادگرا که حامی تروریسم است بودجه کشتن سربازان آمریکایی در عراق را تامین میکند و در حال ساخت سلاحهای اتمی است چطور؟ الان هم به نظر میرسد واشنگتن به همان اندازه 31 سال پیش در ابراز حمایت آشکار از مردم ایران در مبارزه شان برای دمکراسی محضوریت نشان میدهد .
هرچند دولت اوباما تا حدودی گفتارش علیه ملاها را افزایش داده , اما این اقدام هم کم است و هم دیر , چرا که بطور قابل ملاحظه ای از سرعت پیش روی تظاهرات دور است و تحریمها به سادگی ناکافی هستند .
واضح است که آیت الله ها از جاه طلبی های اتمی شان که یک ضرورت برای بقای استراتژیکشان است کوتاه نخواهند آمد . به همین دلیل پرزیدنت باراک اوباما نمیتواند به مذاکرات امیدی ببندد . آنچه اهمیت دارد طرز برخورد واشنگتن با اپوزسیون سازمان یافته ایران است .
نمی توان اجازه ی شنیده شدن به اپوزیسیون ایران را بعنوان دخالت در امور داخلی رد کرد در واقع واشنگتن از قبل مشغول انجام این کار بوده است . در سال 1997 دولت کلینتون به درخواست رژیم ایران و در حرکتی برای ” علامت حسن نیت ” نشان دادن به ”مدره های” حاکم بر ایران ,سازمان مجاهدین خلق ایران، سازمانیافته ترین اپوزسیون ایران را در لیست سیاه سازمانهای تروریستی قرار داد.
بریتانیا و اتحادیه اروپا هم از همین کار پیروی کردند. اما به ترتیب در سال 2008 و 2009 وقتی که دادگاههای خودشان لیست گذاری را رد کرد مجبورشدند از این برچسب که خاستگاه سیاسی داشت دست بردارند .
بنا برحکم هفت دادگاه، به هیچ وجه مدرکی که نشان بدهد مجاهدین در تروریسم دست دارند وجود ندارد . برعکس چنان که یک مقام عالیرتبه ایالات متحده گفته است این مجاهدین بودند که برای اولین بار برنامه مخفی اتمی رژیم را آشکار کردند.
دولت بوش، به رغم همه حرفهایی که علیه رژیم ایران می زد، برای رسیدن به یک توافق با تهران تصمیم گرفت مجاهدین را در لیست تروریستی نگه دارد .
آن چنان که الان هست , در لیست سیاه گذاشتن قوی ترین اپوزیسیون تهران در ایالات متحده، نه تنها دست بازی برای سرکوب مخالفین به تهران میدهد، بلکه همچنین یک امتیاز دهی مهم ناموجه به ملاهاست. واشنگتن لازم نیست بین دو انتخاب غیرمطلوب جنگ یا مماشات گیر کند، بلکه چنانکه مریم رجوی رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران گفته است راه حل سومی وجود دارد: تغییر دموکراتیک بوسیله مردم ایران و جنبش مقاومت سازمانیافته آنان .
اما این راه حل با گذاشتن نام مجاهدین در لیست سیاه بلوکه شده است. حتی از این هم بدتر گذاشتن نام مجاهدین در لیست سیاه بعنوان وسیله ای عمل کرده است که تهران را قادر میکند اعضای مجاهدین را حتی در شرایطی که مردم ایران در کار ساختن تاریخ ایران هستند به قتل برساند .
http://www.ocregister.com/opinion/regime-232470-pmoi-iran.html