وال استریت ژورنال با اشاره به تظاهرات مردم ایران خاطرنشان ساخت این خبر در زمانی منتشر می شود که اپوزیسیون قصد برگزاری یک تظاهرات ضدحکومتی را در سراسر کشور دارد .
نیویورک تایمز نیز نوشت: در عین حال که این مانور بنظر نمی رسد چندان تاثیر عملی برجای گذارد، با این حال کسانی را که مستمراً تلاش می کنند اعتراضات و تظاهرات مردم که در پی انتخابات اختلاف برانگیز سال 88 شروع شده، تقویت می کند.
درپی حذف رفسنجانی از ریاست خبرگان آخوندی پزشکیان نماینده مجلس ارتجاع، برکناری رفسنجانی را علامت حذف یک باند توسط باند غالب دانست و گفت: آنچه مشخص است اینکه در بیرون، اینگونه تحلیل میشود که سیستم در حال حذف نیروهای انقلاب است و کسانی که حرف و تجربهای دارند، حذف میشوند. این نگاه بیرونی نمیتواند چیز خوبی باشد.
آخوند مجتبی آقا تهران نماینده مجلس ارتجاع از باند غالب با لحن نیشداری گفت «رفسنجانی باید فکر کند که چرا اینطوری شد. افرادی که در این جایگاه هستند، باید شان خودشان را حفظ کنند و اگر نتوانند ولایتمداری خودشان راحفظ کنند، عقب زده میشوند».
حبیبی گرداننده باند مؤتلفه نیز در مورد برکناری رفسنجانی و جایگزینی وی توسط آخوند مهدوی کنی مدعی شد پس از این نقش خبرگان ارتجاع در صیانت از نظام پر رنگ تر خواهد بود.
هفته پیش، خبرآنلاین وابسته به لاریجانی رئیس مجلس رژیم از دیدار اسدالله بادامچیان، حسن غفوری فرد، محمدنبی حبیبی و ابوالفضل توکلی از مهره های باند غالب با رفسنجانی خبرداده و نوشته بود، آنها به رفسنجانی هشدار دادند که تداوم سکوت وی در قبال جریان فتنه منجر به حذف وی از ریاست مجلس خبرگان و احتمالاً مناصب دیگر خواهد شد.
به نوشته این رسانه حکومتی رفسنجانی در این جلسه در «سخنانی احساسی» گفت: «من به شخص آقای خامنه ای عشق می ورزم و این دوستی را با هیچ چیزی عوض نمی کنم… ایشان در رهبری بدیل و نظیر ندارد. من معتقدم اگر جایگاه ولی فقیه در این کشور ضربه بخورد دشمن به نظام ضربه خواهد زد.
سال گذشته نیزسایت آینده نزدیک به رفسنجانی، درباره رابطه وی با خامنه ای نوشته بود: هاشمیرفسنجانی درحالحاضر هم رئیس مجلس خبرگان رهبری است که وظیفه قانونی و شرعی نظارت بر عملکرد رهبری را برعهده دارد و هم رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است که مهمترین و عالیترین نهاد مشورتی برای مقام رهبری محسوب میشود و آیتالله خامنهای و هاشمی در واقع مدیریت عالی نظام را برعهده دارند و رابطه این دو نیز همانگونه که هاشمی بارها گفته رابطه عاشق و معشوق است»
یادآوری سخنان مسعود رجوی در گفتگو با اشرفیان پیرامون تأثیرات حذف رفسنجانی
مسعود رجوی ـ 7 اسفند89 در گفتگویش با اشرفیان گفته بود:
آیا رژیمی که خروش بهمن در برابرش قرار گرفت و بعد اول اسفند، و بعد درخواست های، فراخوانهای رئیس جمهور مقاومت برای استمرار وپیگیری قیام، آیا به نظر شما رژیم که دکانش درآن پیام گفتم تلاش یک ساله اش درهم ریخت در سرکوب قیام، در بیست و دو بهمن خودش، آیا رژیم بر این یکی هم غلبه میکند یا نمیکند؟
پاسخ اشرفیان: نمی کند
مسعود رجوی: باید بینه ای در داخل یا خارج ایران ظاهر شود، از قبیل بحران در راس رژیم، و جدایی رفسنجانی از خامنه ای یا عزل او از خبرگان و چیزی که در هرحال مقابله با رفسنجانی با خامنهای را نتیجه بدهد، فرض کنید یکی ممکن است حرفش این باشه باید یک بینه ای ظاهر شود، تا من بگویم که امکان ادامه و گسترش تظاهرات مثل 25 بهمن، مثل اول اسفند، یا بعضی از شهرها، مثل شب های قبلش، شب های بعدش هست، در یک کلام می خواهد بگوید این قیام فروخفته این قیام خیانت شده، در اثر فضایی که از خارج از ایران آمد، بادی که وزید نسیمی که وزید، از مصر و تونس و سایرجاها، مثالهایی که زدیم مثل اروپای شرقی، مثل انقلاب فرانسه، مثل انقلاب اکتبر، این آتش زیر خاکستر بود، می دونستیم روی آن خاکستر ریخته بودند، چه جوری خاکستر ریخته بودند، درسال88 روزی هست که خامنه ای هم به آن خیلی استنادمی کند یعنی 9 دی یعنی سه روز بعد از عاشورا، زیرآن تیغ و تیغ کشی موسوی و کروبی و رفسنجانی، کوتاه آمدند دیگر فراخوان ندادند پایین (جامعه) آماده بود، بیرون رژیم آماده بود جنس و سنخ شما آماده بود بعبارتی مبنای بیرونی اش آماده بود بیرون رژیم را می گویم، مبنای اجتماعی اش و زمینه اجتماعیاش آماده بود، همون که درعاشورای 88 دیده شد نه اینکه طلسم اختناقه، برا ی اینکه این آتش شعله ور بشه، یک شرط درون رژیمی می خواهد،شکافی درون رژیم می خواهد.
خب این شکاف را خامنه ای بست درنتیجه اگریادتان باشه، پارسال درچهارشنبه سوری شما تنها ماندید، شمادر روزکارگر پارسال تنها ماندید وقتی آنها دیدند روز کارگرتان گرفت دوباره خودشان را رساندند ولی دیرشده بود.
در22 خرداد 89 مبنای بیرونی رژیم آماده بود، مبنای اجتماعی، عنصر بین المللی هم آماده بود، قطعنامه تحریمات، ولی اونها رسما کناره گرفتند، خب، درنیتجه این تابلو میگه که ببین، آتش زیرخاکستر را این بار ، موج ونسیم ووزش یا طوفانی که هرچه اسمش را بگذارید مصر وتونس شعله ور کرد یعنی نقطه عزیمتش این بود بعد شما یعنی عنصر انقلابی، خروش بهمن دادید به همین دلیل برای اینکه استمرار پیدا کنه، گسترش پیدا کند، یک بینه ای می خواهیم، حالا یا توی رژیم یا اصلا خارج ازایران ، خارج از حاکمیت رژیم، یا توی حاکمیت ، یاخارج حاکمیت، توی حاکمیت چه می شه، مثلا آن زوج متضاد جدایی ناپذیر که همیشه میگفتیم یادتان هست بعداز مرگ خمینی، رفسنجانی وخامنه ای یعنی دوتا ستون رژیم، این ، این بار می رود تا جدایی رفسنجانی، چنانکه می دانید خامنه ای با یک دست رفسنجانی را پیش می کشد، با دوتا پا باید له کند،اگریادتان باشه
رفسنجانی رفت یک نمازجمعه ای خواند در26 تیر، دیگه بعدازآن به نماز جمعه راه ندادند، بعد تهدید کردند به گرفتن پسرش یا دخترش یا هردویشان، این دفعه هم عین آن دفعه، دخترش را گرفتند یک شبه ول کردند، رفسنجانی خیلی شاخصه دیگه، تاریخچه ای داره ، سابقه ای داره..م.
.......این قیام تودهای با شعار مرگ براصل ولایت فقیه و پایین کشیدن عکس خامنهای، واینکه کسی به احمدی نژاد نمیگه آقاخرت به چند، دعوا که با احمدی نژاد نیست رفته روی ولی فقیه، پس سرسرنگون کننده یا سرتغییر دهنده اش را می خواهد
خب این چه جوری وصل می شه این سر سرنگون کننده، ا گرخاتمی وموسوی و کروبی و رفسنجانی را بگیرم آنها که بچه نیستند آنها می دانند که رژیم برود خودشان هم رفتند پس از تویش سرنگونی نمی آید،به قول خودشان اصلاحات یا اجرای بدون تنازل قانون اساسی درمی آید خلاصه اینکه سهم ما را بده، باشد، ما هم اصلا بدمان نمی آید ها، اگر یادتان باشه، درزمان قیام یا بعدی، بارها وبارها گفتیم ، من خودم هم گفتم ، لابد یادتان هست به خامنه ای که بابا سهم ا ینها را بده، ما که از خدا می خواهیم که شکاف وشقه توی رژیم هرچه بیشتر بشه، فضای بازبشه، هرکس که از پس این هشت سال بغرنج ترین شرایط، مجاهدینی که از پس این شرایط برآمدند تو اشرف ، عراق، امریکا ونمیدانم مالکی وفلان فلان، توملاء خودشان خیلی بهتراز پَسش برمیآیند، لاکن اگرسهم به اینها بدی رژیم جرواجر می شود طرف عقلش کم نیست، خامنه ای از خدا می خواهد که یک طوری اینها را به راه بیاورد راضی کند،آخه کار رژیم از این چیزها گذشته است، -نامفهوم- بده، شقه وشکاف مثل قبای مندرس وفرسوده ای است که جر می خورد.
اگر یادتان باشه، ژنرال هدن، که صحبت می کرد درکنفرانس اخیر واشینگتن، یک نکات خیلی مهمی را رویش انگشت گذاشت. اولین بار هم بود، رئیس اطلاعات امریکا هم بوده ، گفت که آقا اوباما که اومد ما از مرز سرخ های خودمان کوتاه اومدیم که رژیم بتونه سانتریفیوژهایش کاربکنه بتونه غنی سازی بکنه تا بیست درصد، ما از مرزسرخ های خودمان کوتاه اومدیم، ولی رژیم نمی تونه اگرهم بخواهد برای همین هم نمی خواهد کوتاه بیاید از ا تمی اش، گفت این خیلی به نفعش بود، ، گفت ما صراحتا از مرز سرخ های خودمان کوتاه آمدیم ولی این رژیم همچون ظرفیتی ندارد آخه بحث درظرفیت رژیم است درزمان خاتمی هم می گفتیم چه اصلاحاتی، یادتان هست روز اول خاتمی سه خرداد 1376 نزدیک چهارده سال می شه، سه ماه دیگه، مگر ما نگفتیم که اگر میتونی یک یک ذره قانون، یک قطره قانون، ما از خدا می خواهیم، و جامعه مدنی، وحقوق بشر بیاور تا ببینی چه جوری جارو می شی، واقعا جارو میشه، چون داستان همان گنبد وگردوست، داستان بن علی نیست داستان مبارک نیست
....،آخه با امتیاز ده شاهی یک قرونی نمی شود سرشان را بند کرد باید امتیاز جدی بدهد به رفسنجانی اگر امیتاز جدی بدهند، یا به موسوی وکروبی، رژیم جر می خورد یعنی این بن بستی است که رژیم آخوندی هم مثل رژیم شاه درمرحله پایانی گرفتارش هست، به قول حضرت علی:
اذ لا ورده ولا صدر- راه پس و راه پیش ندارد، والا از خدا می خواست.
مسعود رجوی در گفتگو با اشرفیان تحت عنوان «قیام تا پیروزی-جنگ صد برابر تا سرنگونی به تاریخ -29 بهمن89 گفت:
گفته بودیم که آتش قیام, دیگر بار میتواند و باید فروزان و شعله ور شود بشرط اینکه بهای آن را هرچه که باشد بپردازیم.
اکنون برآنیم که این آتش ادامه و استمرار و گسترش یابد.
هدف, درهم شکستن زنجیرها و طلسم اختناق است. یک آزمایش تاریخی, که حالا دیگر, در این شرایط مشخص داخلی و منطقهای و بینالمللی, میتواند و باید, موفق و پیروزمند گردد. از اینرو تکرار میکنم که کلید پیروزی همان جنگ صدبرابر با عزم حداکثر, با «بیا,بیا» و پرداخت بها, سنگین ترین بها, با الگوی مجاهدان سوگند خورده اشرف است. پیشتازان وفا و صدق و فدا
همچنین 20تیر1388 خطاب به ریاست و اعضای مجلس خبرگان ،تحت عنوان اندرز و پیشنهاد به مجلس خبرگان نظام گفته بود:
وَالسَّلَامُ عَلَی مَن اتَّبَعَ الْهُدَی
با سلام به آقایانی که در خبرگان رهبری جلوس فرموده و به پاسداری از جوهره و جانمایه نظام ولایت فقیه اشتغال دارید. مخاطب قرار دادن حضرات برای اینجانب بسیار دردناک و پر صعوبت است چرا که مجلس خبرگان در این رژیم نماد غصب و سرقت حق حاکمیت مردم ایران و از اینرو مصداق بارز مغضوب علیهم از جانب خلق و خالق است. لیکن امید است در بحبوحه قیام ملت , برخی آقایان صدای انقلاب نوین مردم را شنیده باشند.
مطمئناَ همه حضرات در شرایط و سن و سالی هستید که مانند حقیر به یاد می آورید که مجلس خبرگان, از اساس محصول خیانت خمینی به مردم ایران و خلف وعده او در بارة تشکیل مجلس موسسان با انتخاب آزاد ملت ایران است.
از جانب مردم ایران و نسل انقلاب (انقلاب ضدسلطنتی) که خمینی را به قدرت رساند و برای او فرش خون گسترد سخن میگویم, از جانب محکومان به اعدام, از جانب شکنجه شدگان, از جانب زندانیان سیاسی و همة آنها که حاصل رنج وخونشان آنها برای آزادی را خمینی ربود و ولایتش را در نهادی نامشروع به نام خبرگان, نهادینه کرد.
اما هدف از تحریر این سطور, طعن و لعن نیست. هدف من یک اندرز و دو پیشنهاد است, هرچند بیم آن دارم که به مصداق آیة شریفه «لاَّ تُحبُّونَ النَّاصحینَ » نصحیت کنندگان را خوش ندارید.
با اینهمه, از بابت اتمام حجت و ثبت در سینة تاریخ, به عنوان اندرز در باره “ استبداد زیر پرده دین” که تعبیر پدر طالقانی است, به عرض می رسانم : باور کنید که آب از سر این رژیم و سلطنت مطلقه دینی, همچون سلطنت شاهنشاهی, گذشته و بهتر است آقایان در فکر کاستن از بار تقصیرات خود در محضر عدل الهی و در پیشگاه ملت ایران باشند و بدنامی و نفرت و انزجار بیشتر به جان نخرند.
پیشنهاد این است که : با توجه به حکم اخیر آقای منتظری در باره عزل تلویحی خامنهای, که تالی تلوْ حجاج بن یوسف در روزگار ماست, برای ممانعت از خونریزی و بغی و فساد هر چه بیشتر از سوی نامبرده :
اولاً-با تشکیل جلسه فوق العاده خبرگان, خامنهای را برکنار و موقتاً آقای منتظری را که اَعلَم همة شمایان است, جایگزین کنید تا مقدمات انتخابات آزاد تحت نظارت بین المللی براساس اصل حاکمیت مردم ایران فراهم شود.
ثانیاً-پس از اتخاذ این تصمیم, بلادرنگ مجلس خبرگان را منحل کنید و آن را از دامان خود و روحانیت معاصر بزدایید........
در ادامه گفتگویش به تاریخ 20 تیر88 خطاب به اشرفیان گفت:
همة شما به خوبی میدانید که براساس معیارها و قانون خودتان, خامنهای هرگز و هیچگاه در سطح و جایگاه مرجعیت و ولایت نبوده است. موسوی اردبیلی در نماز جمعه دوم تیرماه 1368, سه هفته پس از مرگ خمینی, به صراحت خاطرنشان کرد, علت انتخاب خامنهای به عنوان ولی فقیه از سوی خبرگان, ترس از مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران و مبادرت کردن آنها به عملیات دیگری مانند فروغ جاویدان بوده است. او گفت : «دوستان می ترسیدند و می لرزیدند, دشمنان هم خیلی امیدوار بودند به چنین روزی» که همه مسئولین نظام به زودی «تکه و پاره شوند».
رفسنجانی هم در نماز جمعه هفتم آذر 1376 در بارة عنوان مرجعیت برای خامنهای تصریح کرد: « شماها همه یادتان است که دورانی که (بحث ) مرجعیت بود من سخنرانی نکردم . درباره مرجعیت ایشان هیچ نگفتم و هیچ کس از من چیزی نشنیده. شایدهم باعث تعجب شماها باشد که چرا فلانی حرف نمیزند . خیلیها هم از من میپرسیدند، ولی من نخواستم بگویم چرا؟ ...
من میدانستم ایشان راضی نیست مرجع بشود. یقین داشتم که ایشان مخالف است ». ........
فضیحت به حدی بود که خامنه ای سرانجام از دعوی مرجعیت عقب نشست و به معرفی خود به عنوان مرجع شیعیان خارج از ایران اکتفا کرد و به خواندن «درس خارج» روی آورد......
اما اگر آقایان در بارة جایگزینی موقت منتظری, از این نظر مشکل داشته باشند که با حرف صریح خمینی مبنی بر فقدان طاقت و لیاقت و ساده لوحی منتظری, چه باید کرد؟ و بخصوص اگر نامه خمینی به منتظری در ششم فروردین 1368 را راهبند میدانید که نوشته بود منتظری در “هیچ کار سیاسی” نباید دخالت کند؛ توجه شما را به نامه 8فروردین1368 خود خمینی جلب میکنم که نوشته است: « در اسلام, مصلحت نظام, مقدم بر هرچیز است»!
ملاحظه می فرمایید که در شریعت خمینی هیچ چیزی مانع آنچه شما بخواهید برای نجات خود انجام بدهید, وجود ندارد.
با آرزوی توفیق برای پذیرش رأی و حاکمیت مردم ایران و جلب رضایت خلق و خالق
مسعود رجوی-8دی88 تحت عنوان « شعله های خشم خلق علیه ولایت یزیدی» خطاب به اشرفیان گفت:
اکنون بسیار میگویند و مینویسند که راه حل همان راه حل سوم و تغییر دمکراتیک بدست مردم ایران است که رئیس جمهور برگزیده این مقاومت از سالها پیش عنوان کرد.
گفته بودیم که : «ما به جامعه بین المللی و به امریکا و اروپا راه حل مریم را پیشنهاد میکنیم. این راه حل نه فقط مطلوب ما و ملت ما بلکه نیاز مبرم خود آنها و ملتهای آنها هم هست. زیرا که صلح و امنیت و دمکراسی و حقوق بشر و ثبات و سازندگی و دوستی و یک ایران غیر اتمی و همکاری و توسعه اقتصادی را در این منطقه از جهان پیشنهاد میکند و به قوانین و کنوانسیونهای بین المللی احترام میگذارد»(پیام 3 دی ماه 1385)
............. در مصاف تاریخی مردم ایران با نظام پلید ولایت و شخص ولی فقیه ارتجاع, گفته ایم و تکرار میکنیم که. برغم هر آنچه موسوی یا دیگران علیه مجاهدین و مقاومت ایران گفته باشند یا بگویند, هر گونه تعرض به آنها و خانواده و اطرافیانشان را قویاً محکوم میکنیم و به ولی فقیه ارتجاع اخطار میکنیم که مسئولیت دستگیری و محاکمه و مجازات موسوی و هر گونه اقدام تروریستی مشخصاً و مستقیماً بر عهده شخص خامنه ای است. علاوه بر این در پی صدور پنجاه و ششمین قطعنامه ملل متحد درباره نقض وحشتناک حقوق بشر در ایران, از دبیرکل ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر باز هم میخواهیم که در همین خصوص یک هیئت ثابت نظارت بین المللی برای نگهبانی از حقوق بشر و بویژه آزادی بیان و اجتماعات در تهران مستقر کند.
واضح است که باند خامنه ای و شرکاء به غایت تلاش می کنند کروبی و موسوی و اطرافیان و نظایر آنها را متقاعد کنند که به شرط تایید یا شراکت در سرکوب مجاهدین و مقاومت ایران و موضعگیری علیه آنها, از تیغ آخته ولایت در امان خواهند بود. تلاش می کنند مانند لاریجانی رئیس مجلس ارتجاع آنها را قدم به قدم به همسفری و هم سفرگی مجدد در همین راستا بکشانند. اما واقعیت اینست که کار از این چیزها گذشته و مواضع و برچسب های پیشین به مجاهدین دیگر اثر ندارد و مشکلی حل نمی کند. چرا که ولایت یزیدی فقط انقیاد و تسلیم مطلق می طلبد و حالا دیگر در سراشیب سرنگونی, صرف لفاظی علیه مجاهدین و مقاومت ایران دردی را از او دوا نمیکند.
خامنه ای و خبرگان دست نشانده او فرصت جایگزین کردن منتظری برای فراهم کردن مقدمات یک انتخابات آزاد را که به آنان اندرز داده بودیم, از دست دادند. انحلال خبرگان ارتجاع را هم بگوش نگرفتند و زیانکار شدند. باشد تا در قدمهای بعد مانند آتش بس تحمیلی, انهدام آن را بدست پرتوان مردم ایران بچشم ببینند............
مسعود رجوی سپس خطاب به هموطنان و نیروهای انقلاب دمکراتیک مردم ایران و ارتش بزرگ آزادی ، چنین گفت:
از دود و دم ارتجاع رو به زوال نباید واهمه داشت. مرعوب تنوره کشیدن دیو ولایت نشوید.
مانند مجاهدان اشرف درمنتهای شجاعت و دلاوری « بیا بیا» بگویید.یعنی که اگر رژیم و نیروهای سرکوبگر آن قصد تهاجم و وحشیگری بیشتری دارند,بیا,بیا تا نشانت بدهیم..
کلید پیروزی و اصل طلایی دراین شرایط حداکثرتهاجم است.
همچنانکه در قیام کبیر عاشورا دیدیم, رژیم ولایت حالا دیگر گرگ کاغذی است. بشرط اینکه در هر آرایش و حرکتی اصالت را به جمع بدهید. جمع توان کوه دارد و فرد را حفظ و حراست میکند و با خود بالا می برد. اقشار مختلف مردم بویژه کارگران و دهقانان را بیش از پیش به اعتراض و اعتصاب و مقاومت و به صفوف قیام و ارتش آزادی فرا بخوانید.