یک تصویر واضح از نقض حقوق‌بشر در کمپ اشرف

لاو گازت ـ 7 مرداد، به قلم جاناتان رینر - گلوله از گوشت پای او عبور کرده و استخوان ران را خرد کرده بود.
البته خون وجود داشت، ولی آن چه من از همه روشنتر به یاد می‌آورم آثار شوک در چشمهای وی و صحنه پای او بود، مشابه آن چه در قصابی دیده می‌شود، جای زخم باز بود و استخوان خرد شده بود.

او یکی از 36 پناهنده مدنی غیرمسلحی بود که توسط سربازان عراقی در کمپ اشرف در 8آوریل امسال کشته شدند.
من در این کمپ حضور نداشتم، ولی تصاویر ویدئویی این حمله را دیده‌ام - - و این تصاویر برای افراد رقیق القلب مناسب نیست.
این ویدئوها، خودروهای زرهی عراقی را به هنگام زیر گرفتن شهروندانی که در حال فرار هستند نشان می‌دهند.
به یاد دارم که یک مرد زیر شاسی یک خودروی زرهی گیر کرد و این خودرو عقب می‌رفت و جلو میآمد، عقب می‌رفت و جلو میآمد.
سربازان عراقی با یونیفورم، روی زانو نشسته بودند و به‌دقت هدفگیری می‌کردند.
زن دیگری را دیدم که بر اثر اصابت گلوله زمین افتاد.
مرد جوانی برای کمک کردن جان خودش را به خطر انداخت، ولی وقتی به او رسید، او مرده بود. آن‌گاه بود که این زن را شناخت: خواهر وی.
من می‌توانم به بیان این احساسات در رابطه با این تصاویر وحشتناک ادامه بدهم: خاکی که توسط خودروها بلند می‌شد، صدای دائمی گلوله‌ها، مردی که از پشت مورد اصابت قرار گرفت و با خستگی به زمین افتاد، تیراندازی ها و فریادها، و آن آشفتگی.
و سربازها - - پسر، همسر، عزیز یا برادر کسی - - با خونسردی به سمت مردان، زنان و جوانان غیرمسلح نشانه گیری می‌کردند.
آنها با عواقب آن چطور زندگی می‌کنند؟
ولی من به بیان این احساسات خاتمه خواهم داد و در مورد این نقض فاحش حقوق‌بشر - - و عجز ظاهری ما در انجام کاری برای متوقف کردن آن - - تلاش واقعی خواهم کرد.
کمپ اشرف در عراق قرار دارد و خانه 3400 ایرانی پناهنده است، که همگی اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران هستند.
سازمان مجاهدین خلق ایران  مخالف سرسخت   رژیم کنونی ایران و بزرگترین گروه مقاومت در میان گروههایی است که باقی مانده‌اند.
در واقع، آنقدر مخالف رژیم آخوندی در ایران است که در جنگ ایران و عراق از سال 1980 تا 1988 در طرف صدام حسین جنگید.
البته این امر باعث محبوبیت آن در میان مردم ایران نشد.
این سازمان بمب‌هایی هم در شهرهای ایران منفجر کرد، که به مرگ شهروندان و نیز خدمتکاران دولت منجر شد و مورد اخیر آن، قتل یک سرتیپ ایرانی در سال 1999 بود.
همه اینها دلایل خوبی هستند که چرا خارج از خود سازمان مجاهدین خلق ایران، این سازمان دوستان اندکی در میان مردم ایران دارد.
و این‌که چرا مقامات ایرانی [در متن مقامات عراقی گفته است] هم‌چنان سازمان مجاهدین خلق ایران را به داشتن توطئه‌هایی برای برقراری مجدد یک دولت  مرتد در جموری اسلامی  مذهبی ایران متهم می‌کنند.
و این‌که چرا گمان می‌رود مقامات ایرانی [در متن مقامات عراقی گفته است] 120000تن از حامیان آنها را از هنگام قرار گرفتن در قدرت اعدام کرده‌اند.
سازمان مجاهدین خلق ایران شدیداً انکار می‌کند که هم‌چنان یک سازمان جنگ‌طلب می‌باشد و مدعی هستند که آنها اکنون در طرف بچه خوبها قرار دارند.
آنها می‌گویند، تمامی تسلیحات خود را تحویل داده‌اند و این واقعیتی است که توسط هم بازرسان مستقل و هم مقامات عراقی تأیید شده است.
آنها می‌گویند که اکنون سازمان صلح جویی هستند که به شیوه صلح آمیزی برای یک ایران دموکراتیک مبارزه می‌کنند.
به نظر می‌رسد جهان، به استثنا ایران، موافق است که پلنگ مواضع خودش را تغییر داده. در سال 2004، آمریکا به این پناهندگان موقعیت ”افراد حفاظت شده“ تحت کنوانسیون چهارم ژنو داد و در سال 2009، اتحادیه اروپا، سازمان مجاهدین خلق ایران را از لیست سازمانهای تروریستی خود خارج کرد.
ولی دولت ایران قصد بخشیدن یا به فراموشی سپردن ندارد.
دولت ایران خواهان بازگشت ساکنان کمپ اشرف به ایران است، جایی که آنها احتمالاً با اعدام یا احکام طویل مدت زندان مواجه خواهند شد.
عراق دارد با غیرممکن کردن زندگی در این کمپ، کمک می‌کند.
در این میان، اتحادیه اروپا و سایرین خواهان محترم شمردن حقوق‌بشر و سایر حقوق این پناهندگان تحت کنوانسیون ژنو هستند.
آنها خواهان به‌رسمیت شناخته شدن این پناهندگان توسط کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و اجازه جابه‌جایی داوطلبانه آنها به اروپا، آمریکا یا کانادا هستند.
دولت اسپانیا وارد شده و اعلام کرده که قصد دارد تحقیقات کند و دولت عراق را به‌خاطر مشارکت منتسب به آن در قتل‌عام آوریل در کمپ اشرف، تحت پیگرد قرار بدهد.
در ژوئن 2011، حدود 100000 ایرانی از سراسر جهان، در حمایت از ساکنان کمپ اشرف، در پاریس جمع شدند.
در این گردهمایی اعلام شد که 4000 نماینده از 40 کشور یک بیانیه حمایت را امضا کرده‌اند.
شورای جامعه حقوق نیز بیانیه‌یی را در محکومیت این حملات تصویب کرده و مشاورین حقوقی خصوصی، از جمله مالکوم فاولر  عضو این شورا، به حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران و ساکنان کمپ اشرف تبدیل شده‌اند.
ولی نیروهای مسلح عراقی هم‌چنان این کمپ را محاصره کرده‌اند و این انتظار می‌رود که در صورت عدم مداخله خارجی از جانب انگلیس یا سایر دموکراسیها، آنها بار دیگر حمله خواهند کرد و شهروندان غیرمسلح بیشتری را خواهند کشت.
مانند زن سومی که صحنه گلوله خوردن وی را دیدم، دهانش باز بود، خون از وی سرازیر بود و چشمهایش خیره بود.