«بهار ایران نمرده است»

ژئوپولتیک - مهین صارمی بیوه یک مخالف مشهور که توسط ملایان اعدام شده است از تهران گریخته است. وی مقاومت ایران در داخل ایران را تشریح میکند. این اولین مصاحبه از سلسله مصاحبه هایی خواهد بود که ما در رابطه با ژئوپولتیک اختصاص خواهیم داد.

مجله والور آکتول 4 اوت 2011 - مهین صارمی پنجاه ساله که بدلیل شرکت در تظاهرات مخالف رژیم به 10 سال زندان محکوم شده است نقش فعالی در بیداری اپوزیسیون ایران از سال 2009 داشته است.  همسرش علی صارمی یک مخالف مشهور در 28 دسامبر 2010 اعدام شد. بیوه وی نهایتا توانست از ایران فرار کند و به فرانسه پناه بیاورد تا بتواند در تریبون گردهم آیی مقاومت ایران در 18 ژوئن در ویلپنت بدعوت سازمان مجاهدین خلق سخنرانی کند. این جنبش که در سال 2009 از لیست سازمانهای تروریستی اروپایی خارج شد هنوز در لیست سازمانهای تروریستی در آمریکا قرار دارد.  در زیر شهادت وی را بشکل فراخوان به مقاومت میخوانید.
علی صارمی چه کسی بود؟ همسر و همرزم . وی 24 سال از زندگیش را در زندانهای شاه و خصوصا ملایان گذارنده بود. وی تا پایان سرپا و سرافراز ایستادگی کرد ایرانیان وی را دوست داشتند و وی را بعنوان سرشناس ترین زندانی سیاسی میشناختند. وی از سال 2007 در زندان مخوف اوین زندانی بود و در همانجا حلق آویز شد. من هم 30 سال از زندگی خود را در جلو و یا در پشت دیوار این زندان گذاراندم.
اتهام وی چه بود؟ میلیتان مجاهدین بودن. جنبشی که وی همیشه از آن دفاع کرد. آخرین دستگیری وی زمانی اتفاق افتاد که یک سخنرانی شجاعانه در محل گور دستجمعی کشتار 1988 کرد. در جریان این کشتار 30000 زندانی سیاسی توسط رژیم کشته شدند.
شما با وی مبارزه کردید؟ بله در تمام زندگیم .در سال 2005 من بهمراه وی به کمپ اشرف در عراق رفتم تا با پسرمان اکبر که به مقاومت پیوسته بود دیداری داشته باشیم . این مرکز مقاومت ایران پناهگاه 3400 نفر میباشد. پس از تهاجم آمریکا در سال 2003 خلع سلاح شد. آمریکائیان مسئولیت امنیت آنرا بعهده داشتند قبل از آنکه در سال 2009 این مسئولیت را به رژیم عراقی بدهند که مسئولینش روابط بسیار خوبی با تهران دارند.
اشرف سمبل چیست؟ مقاومینی که در آنجا اقامت دارند خواهان آزادی کشورشان هستند. این کمپ برای بسیاری از جوانان ایرانی الهام بخش و انگیزاننده  میباشد. به همین دلیل است که رژیم ایران هر کاری که در توان دارد با فشار روی بغداد صورت میدهد که آنرا از بین ببرد. نیروهای عراقی در آوریل به ساکنین خلع سلاح شده این کمپ حمله کردند که موجب کشته شدن 36 نفر و زخمی شدن نزدیک به 400نفر شد. این خشونت توسط سازمان ملل و اتحادیه اروپا محکوم شد.
درسال 2005 در بازگشت شما به ایران چه اتفاقی افتاد؟ ما دستگیر شدیم . من یک ماه در سلول انفرادی و در شرایط سختی بسر بردم. به ما اتهام میزدند که گل بر سر مزار رهبر دمکرات ایران نخست وزیر مصدق گذاشته ایم. در ایران ملایان، دیدار با فرزند در اشرف و یا گذاشتن گل بر مزار یک سمبل ناسیونالیست یک جنایت غیر قابل بخشش است. علی مجددا در سال 2007 دستگیر شد.


نقش شما در شورشهای بهار 2009 چه بود؟ من شبکه ای را در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران در کشور تشکیل دادم . که محلات را سازماندهی کردیم که در مقابل خشونتهای شبه نظامیان رژیم بهتر مقاومت کنند ما موفقیتهای بسیار زیادی کسب کردیم. خصوصا در بین جوانان اعم از دختر و پسر که تشنه آزادی بودند. از آنجایی که خبرنگار خارجی وجود نداشت ما فیلم عکس تهیه میکردیم تا آنرا به جهانیان ارائه دهیم.


رژیم چگونه پاسخ میداد؟ رژیم سریعا فهمید که شعارهای تظاهر کنندگان تغییر کرده است و خواهان سرنگونی رژیم هستند و این تظاهرات بسرعت شعله ور میشود.27 دسامبر 2009 در جریان بزرگداشت مراسم مذهبی سنتی عاشورا کشور چهره اش عوض شد. در این روز ایرانیان فهمیدند که سرنگونی این رژیم یک رویا نیست.
چه اتفاقی افتاد؟ یک سرکوب خشن و عریان صورت گرفت. بسیاری از اعضا شبکه من دستگیر و شکنجه شدند. حاکمیت همه کسانی را که به خیابانها آمده بودند را محارب یعنی دشمن خدا اعلام کرده بود میلیونها ایرانی را مظنون به همکاری و در خدمت مجاهدین میدانست! بسیاری از سمپاتیزانها و میلتانهای دستگیر شده به مرگ محکوم شدند. علی نیز که پیش از این دستگیر شده بود برای انتقام به مرگ محکوم شد.
تا این سه شنبه 28 دسامبر غم انگیز. من بسیار نگران در مقابل زندان اوین در انتظار بودم. تلاش میکردم خبری بدست بیاورم اما مقامات زندان هیچ چیزی به من نمیگفتند. حتی وکیلش باخبر نشد. حدود ساعت 5 صبح بود صدای علی در حیاط زندان طنین انداخت و به فرای دیوارها رسید. فریادش خون را در رگانم خشک کرد. من  فهمیدم چیزی را نگرانش بودم اتفاق افتاده است چیزی که مدتها بود منتظرش بودم. پس از یک زندگی شرافتمندانه و شجاعانه همسرم خود را برای آزادی فدا کرد بمانند دهها هزار ایرانی دیگر. در این هنگام من شروع به شعار دادن کردم که جمعیت آنرا تکرار میکردند و سپس برای سومین بار در زندگی ام توسط پاسداران دستگیر شدم.
با علی چکار کردند؟ آنها جرات نکردند که جسد وی را تحویل دهند و وی را بطور مخفیانه در یک دهکده ای در لرستان دفن کردند. با گذاشتن وثیقه من اجازه یافتم سر قبرش بروم . از آنجایی که به دهسال زندان محکوم شده بودم باید ظرف 20 روز به زندان اوین بازمیگشتم. اما من مخفی شدن را انتخاب کردم  و بطور مخفیانه در مراسم چهلم  علی شرکت کردم  . بیش از 5000 نفر برای این مراسم در این دهکده دور افتاده شرکت داشتند.
چگونه ایران را ترک کردید؟من این کار را 5 روز از قبل از پایان مهلت اجازه ام صورت دادم با کمک یکی از دوستان شوهرم. من با خودم عهد کرده بودم که به پسرم در اشرف بپیوندم و این مبارزه مشترک را ادامه دهم. اما محاصره تحمیل شده توسط بغداد متحد ملایان تهران نگذاشت اینکار را صورت دهم. اما موفق شدم خودم را به پاریس برسانم و در گردهم آیی مقاومت ایران در کنار مریم رجوی شرکت کنم کسی که من آنرا با ژنرال دوگل در جریان اشغال مقایسه میکنم.
چه چیزی در این گردهم آیی ویلپنت برای شما قابل توجه بود؟ من بسیار تشویق و تحکیم شدم زمانی که مشاهده کردم دهها هزار نفر از هموطنانم برای آزادی در ایران و در دفاع از اشرف به تظاهرات خود ادامه میدهند. چیزی که به من امید داد این بود که مشاهده کردم که پارلمانترهای فرانسوی ، شخصیتهای اروپایی ، عرب و آمریکایی مانند شهردار سابق جمهوریخواه نیویورک رودی جولیانی و عضو کنگره باب فیلنر یا ریموند ابراک چهره مقاومت فرانسه آمده بودند تا از این مبارزه حمایت کنند.
بنظر میرسد که ایران بسیار دور از مشغولیتهای ما در اروپا میباشد؟ درست است من از این مسئله سرخورده شدم . اگر چه " بهارهای کشورهای عربی" این داده را تغییر داده است  اما غرب هنوز در مورد تغییر در ایران تغییر عمیق و سریع شک دارد. دمکراسیها به " کارشناسانی" گوش میکنند که هزاران فرسنگ از تحولات عمیق جامعه ایران در دوسال اخیر فاصله دارند. آنها با میکروسکوپ بدنبال رو آمدن یک جریان مدره از درگیریهای داخلی رژیم میباشند اما نمیتوانند بوجود آمدن یک جنبش مقاومت سازمان یافته که باعث نگرانی حاکمیت است را مشاهده کنند.
چگونه شما تا این حد مطمئن هستید؟ فشار خیابان و اعتراضات دائمی پرستیژ علی خامنه ای رهبر عالیقدر انقلاب را حتی نزد هوادارانش به هیچ تبدیل کرد. درگیریهای فعلی بین وی و رئیس جمهور مورد حمایتش محمود احمدی نژاد رژیم شکننده را باز هم ضعیف تر کرده است. جوانان ایرانی مدل و سمبل شان اشرف است که با دست خالی در مقابل سربازان تا به دندان مسلح و آماده قتل عام ایستادگی و مقاومت کردند .
از نظر شما جامعه ایران چه میخواهد؟ یک چیز بیشتر نمیخواهد: یک تغییر عمیق و پایان رژیم ملایان. " بهار تهران" که از سال 2009 آغاز شد هنوز تمام نشده است. بمانند اشرف مردم ایران میخواهند سرپا زندگی کنند.