روزنامه نشنال پست
18 فوریه 2010
غرب درست یا غلط بنظر می رسد حمله نظامی علیه تاسیسات هسته ای ایران را منتفی دانسته حتی در حالی که جمهوری اسلامی آماده غنی سازی اورانیوم به سطوحی می شود که تنها کمی با آنچه برای ساختن بمب مورد نیاز است, فاصله دارد. و مجازاتهای بیشتر تنها برای رژیم تهران کمی دردسر ایجاد می کند بخصوص اینکه روسیه و چین بنظر می رسد آماده اند به ایران کمک کنند هر گونه تحریم یا محدودیتهای اعمال شده توسط امریکا و اتحادیه اروپا را دور بزند. تنها این امید ضعیف باقی می ماند که تظاهرکنندگان طرفدار دموکراسی بتوانند ملاها را بعنوان آخرین شانس جهان برای جلوگیری از یک ایران هسته ای سرنگون کنند.
بسیار غیر محتمل بنظر می آید که یک گروه تظاهرکننده غیرمسلح بتواند بر رهبران مذهبی تندروی ایران و ارتش خشن و رادیکال آن غلبه کند. آن سهولتی که مقامات توانستند با خشونت تظاهراتهای هفته گذشته را سرکوب کنند نشان می دهد که غرب همه تخم مرغهایش را در چه سبد لرزانی گذاشته است.
انقلاب نارنجی قبل از اینکه واقع شود؟
با اینحال اگر دولتهای غربی متعهد به انتخاب طرفدار دمکراسی باشند، باید حداقل با شدت بیشتر آن را دنبال کنند. آنها در حال حاضر هیچ کاری بجز نظارت غیر فعال و در حاشیه نمی کنند. اگر تظاهرکنندگان ایرانی هیچ شانس موفقیتی داشته باشند، کشورهای غربی بایستی در حمایتشان از آنها و در پشت صحنه آماده بودن برای کمک و همیاری قوی تر باشند.
هفته گذشته باراک اوباما, رییس جمهور امریکا گفت کشورش آماده است مجازاتها علیه ایران را تشدید کند – که همین حالا شامل منجمد کردن سرمایه های ایران در بانکهای امریکایی و ممنوعیت انتقال تکنولوژی است – حتی اگر سازمان ملل مجازاتهایش را سخت تر نکند. چنین جنگ لفظی بی معنی است. مجازاتهای یکجانیه هیچگاه کار نمی کند. در این مورد، روسیه و چین تنها هر گونه شکاف تجاری غرب با تهران را پر خواهند کرد. مجازاتها تنها زمانی کار خواهند کرد که سراسر جهان از آنها پیروی کنند و این چیزی است که به این سرعت پیش نخواهد آمد.
حملات هوایی منتفی هستند چون ایرانیان کارهای هسته ایشان را حول چندین سایت که هر کدام عمیقا در زیر زمین هستند متمرکز کرده اند. حتی حمله توسط نیروهای ویژه بنظر می رسد روی میز نیست.
بنابراین غرب و بخصوص امریکا چه اقدامات جلوگیرانه ای برای هسته ای شدن ایران انجام می دهد؟ تقریبا هیچ چیزی که ما بتوانیم آن را ببینیم. و این بی عملی تنها برنامه هسته ای ایران را پیش نمی برد بلکه دشمنان دمکراسی در جهان اسلام را ترغیب می کند که غرب را بعنوان ضعیف و بی عمل ببینند.
آقای اوباما همانطور که درباره انتخابات قلابی ایران در ژوئن گذشته صحبت کمی کرد، تقریبا هیچ چیزی در مورد تظاهراتهای ضد رژیم در هفته گذشته در تهران نگفت. دانستن اینکه رییس جمهور امریکا در انتقاد از آنها حتی برای مشمئزکننده ترین نقض حقوق مدنی اکراه دارد، تنها مصمم بودن رادیکالهای اسلامی برای مقابله با جهان پیشرفته و دمکراتیک در هر فرصتی را بالا می برد.
آقای اوباما و سایر رهبران غربی منجمله نخست وزیرمان استیفن هارپرباید حمایت خود را از تظاهرکنندگان اعلام کنند و در صورت امکان به آنها کمک برسانند.
بعد از آزاد شدن از یک اردوگاه شوروی، ناتان شارانسکی توضیح داد که چگونه توصیف رییس جمهور سابق رونالد ریگان از شوروی بعنوان یک امپراطوری شیطانی رژیم را بی روحیه و بسیاری از زندانیان عقیدتی کمونیسم را خشنود کرد. اگرچه آنها از جهان قطع شدند و حتی ظاهرا هر گونه ارتباطات قطع بود ولی زندانیان زندانهای شوروی و بیمارستانهای روانی آنچه که گفته می شد را شنیدند.
به طریق مشابه مخالفین ایرانی آنچه رهبران غربی می گویند را می شنوند و برای ادامه مبارزه شان قوت می گیرند. ولی رهبران نمی توانند آنطور که آقای اوباما بوده ساکت باشند. آنها نمی توانند خجالتی یا نگران آنچه به ایران برمی خورد باشند.
آقای ریگان انتقاد زیادی را بخاطر توصیفش از اتحاد شوروی متحمل شد. پیش بینی شده بود که صحبتهای او کرملین را داغ می کند و درگیری شرق و غرب را تشدید می کند. با اینحال عکس آن اتفاق افتاد. صحبت کردن راجع به حقیقت ناراحت کمونیسم به پایین کشیدن آن در سراسر جهان کمک کرد.
رهبران غرب امروز هم بخاطر بد صحبت کردن از ایران مورد هجوم واقع خواهند شد. بسیاری از مفسرین اصرار خواهند کرد که کلمات سخت ملاها و ژنرالهایی که بر ایران حاکم هستند را بیشتر جدا خواهد کرد و جهان اسلام را بیشتر رادکالیزه می کند. ولی عدم صداقت زبانی ما را به هیچ جا نمی رساند. پس چرا سعی نکنیم کمی سختی بکار ببریم؟