قمار اوباما برای اینکه با گفتگو ایران را از مسیر سلاح هسته یی منصرف کند, شکست خورده است

هافینگتن پست دوم اسفند 88؛ از همان اول امید اوباما, به این که بتواند با دیکتاتورها مذاکره کند یک قمار ساده لوحانه و خام بود. حتی از نظر خیلیها در درون حزب خودش هم این کار یک عمل غیر علمی برای یک پرفسور حقوق بی تجربه بود و هیچ ریشهای در واقعیت ندارد.

اما در مورد موضوع ایران, در مبارزات انتخاباتی در سال 2008 باراک اوباما در یک طرف دعوا بود و هیلاری کلینتون و جان مک کین در طرف دیگر. اوباما واقعاً از این ایده که او می تواند جامعه بین الملل را وادار نماید که دولت ایران را بیشتر ایزوله کند, و با رئیس جمهور آن (محمود احمدی نژاد) گفتگو نماید و او را متقاعد کند که ”بهتر است  از این پیگیری غیر قانونی سلاح هسته یی کوتاه بیاید” , دفاع می کرد. ....
یک سال بعد اوباما به طور یکجانبه به ایرانیها اجازه داده است که بیش از یک سال آزادانه روند رسیدن به سلاح هسته یی خود را, با فشار و تحقیق کمتر از سوی جامعه جهانی به پیش ببرد. حتی همان آژانس کند و آرام, (آژانس بین المللی انرژی اتمی) این هفته اعلام کرد که نگران عملکردهای ایران به سوی کلاهک هستهیی است. این همراه با نگرانی بر سر فعالیتهای مخفی غنی سازی اورانیم است. ..
ضمناً, ایرانیها در این پروسه به ساخت سلاح هسته یی خود ادامه دادند. و در حالی که اوباما داشت  بخاطر پیروزی خود دور دنیا  میگشت, دولت ایران داشت دست باز داشتن خود را جشن می گرفت. و به رغم اینکه ایالات متحده 30 سال است که دارد با ایران مذاکره می کند, اوباما طوری رفتار می کند که این کشور تا به حال مسیر دیپلوماسی را امتحان نکرده. ...
اما به تازگی, آقای رئیس جمهور, یک چیز جدیدی را امتحان کرد. رئیس جمهور اوباما در 9 فوریه گفت: ”گام بعدی تحریمات است.” مشکل با عقیده اخیر آقای رئیس جمهور این است که این ”گام بعدی تحریمات!” 14 ماه پیش بود. اوباما شانس خود را از دست داد, که بتواند گرمای تهران را بالا ببرد و برای دولت ایران پیام بفرستد که جهان نمی تواند در انتظار باشد تا شما زمان مناسب را برای دست ورداشتن از برنامه غیر قانونی هستهیی خود انتخاب کنید. در این 14 ماه اخیر, می باید همین تحریمات موجود سازمان ملل را به اجرا می گذاشت. آرام آرام فشار را با جریمههای بیشتر بالا می برد, از اروپایها میخواست تا به ممنوعیتها مالی فعلی پایبند باشند و از اپوزیسیون داخل ایران حمایت می کرد. ...
تیم اوباما یک سال را در دودلی و امید بدونه عمل گذرانده است, تا اپوزیسیون داخلی ایران بتواند به طور صلح آمیز دولت احمدی نژاد را سرنگون کند. اما در حال که تیم اوباما میان خودشان به گفتگو می پردازند, آنها فرصت را برای برقراری اینترنیت برای هزاران دانشجو در درون ایران از دست دادند. آنها همچنین فرصت را برای اعمال تحریمات سخت علیه دولتی که می تواند احمدی نژاد را از منصب ریاست جمهوری پایین بیاورد را از دست دادند. دولت اوباما می باید این ادعای قدیمی و خسته کننده, که دخالت آمریکا اپوزیسیون را تضعیف می کند و پیام  احمدی نژاد ... که می گوید ”این یک کودتای سازمان سیاه آمریکا است که در مقابل دولت من ایستاده”,  را بس کند.
ما دیگر از این حرفها گذشته ایم که دنیای عرب بر این فکر باشند که هزاران دانشجوی ایرانی و رهبران اپوزیسیون به خاطر فریب آمریکا به خیابانها آمده اند. در ضمن, اگر که دولت احمدی نژاد سقوط کند, یا این که سایتهای هسته یی ایران نابود شوند, خیلیها در دنیای عرب به طور غیر علنی هورا و آفرین خواهند گفت.
فقدان رهبری اوباما و رسیدگی او به اپوزیسیون درونی ایران دارد مانع سقوط یک دیکتاتوری که در لبه پرتگاه است می شود. وقتی که دستیار مطبوعاتی کاخ سفید بیشتر راجع به معاون رئیس جمهور سابق دیک چینی شکایت می کند تا احمدی نژاد, این یک پیام اشتباه به ایرانیها, چینیها, روسها میفرستد.
اظهار ملایم عقیده رسمی و روباتی تیمی اوباما از گفتن مقالههای عمومی و نکته نظرات دولت بوش, به طور خالی جلوی رسیدن ایران به سلاح هستهیی را نخواهد گرفت. ....
یک ترکیت فوری از تحریمات سازمان ملل, حمایت مهاجمانه از کوشش اپوزیسیون در داخلی ایران, فشار شدید بر روی اروپا تا این که تحریمات مالی فعلی را رعایت کنند, و تهدید موثق از استفاده نیروی نظامی می باید با هم و سریع به کار گرفته شود.