معاون اول آخوند روحانی در سخنانی وضعیت بحرانی نظام آخوندی را به خانهای تشبیه کرده است که موریانه در حال از بین بردن تاروپود آن است. بهیقین فساد حکومتی و سازماندهی شده و همچنین چپاول اموال ملی بهویژه درزمینهٔ درآمدهای نفت و گاز که هرروز در گوشه و کنار کشور افشاء میشوند، عامل اصلی این بحران است. بحرانی که اکنون از یکسو به فقر و بحران معیشتی برای عامه مردم تبدیلشده و از سوی دیگر سرتاپای نظام فاسد و سرکوبگر آخوندی را فراگرفته و با خود چالشی بزرگ را برای متولیان حاکمیت به همراه آورده است.
بنابراین گزارش اسحاق جهانگیری (خبرگزاری حکومتی مهر 9 شهریور 1394) عاجزانه خطاب به متولیان نظام ازجمله میگوید: «مفاسد مانند یک موریانه افتاده به جان کشور (بخوانیم نظام آخوندی) افتاده و باید همه همت کنیم؛ بخصوص رسانهها و نباید بگذاریم این راه متوقف شود». وی در ادامه میافزاید: «وقتی میگویم بابک زنجانی بزرگترین فساد را در کشور کرده است که یکی از شکایتها هم نسبت به من همین است که چرا گفتهام یکی از بزرگترین فسادها در قرن است. الآن هم میگویم اگر کسی را پیدا میکنید که یک دلار از بابک زنجانی بیشتر دزدیده است، معرفیاش کنید و من از مردم ایران عذرخواهی میکنم و میگویم که از بابک زنجانی هم دزدتر پیدا میشود».
این سخنان در حالی بیان میشود که بنا بر اخبار و اطلاعات منتشره از سوی رسانههای بینالمللی دزدتر از بابک زنجانی در این حاکمیت چپاولگر وجود دارد بطوریکه سرنخ تمامی فتنه و فسادها در بیت خامنهای و فرزندان دزد وی هستند.
همچنین معاون آخوند روحانی به ابعاد فساد دولتی و نهادینهشده در کشور را اینچنین برملا میکند: «بعضیها فکر میکنند وقتی ما از مفاسد صحبت میکنیم و تا مسئله دکل و یا موضوع دیگری مطرح میشود، میگویند در فلان دولت هم بوده یا در فلان سال هم این مسائل مطرح بوده است؛ خب باشد مگر ما رسیدیم به پسر فلان فرد، زدیم جلو؟ مگر رسیدیم به یک مسئولی که حتی در همین دولت باشد، زدیم جلو؟ ما هیچ خط قرمزی نداریم و مفاسد اقتصادی و دستگاه قضایی به هر کس که برسد، با آن برخورد میکند. من تا به امروز سعی کردم در روش مدیریتیام تا آنجا که ممکن است موضوع و مسئلهای در مورد مدیران قبلی نگویم و تاکنون نیز چیزهای زیادی نگفتم و اگر هم حرفی میزنیم، در مورد مسائلی است که مراحل خود را در قوه قضاییه طی کرده است».
وی سپس با زیر سؤال کشیدن آتوریته خامنهای و مقایسه خمینی با دوران کنونی و دوران پسا زهر خوران اتمی که به جنگ و شقه شکاف میان باندهای درون نظام منتهی شده، میافزاید: «درگذشته اگر میخواستیم یکمیلیون تومان از بانک مرکزی پول برداشت کنیم، نخستوزیر وقت نامه مینوشت به امام (ره) و امام ارجاع میداد به روسای سه قوه و آنان نیز بررسی میکردند که میشود از بانک مرکزی برداشت کرد یا نه».