در هوای مساعد ، بیرون نیامدم
تا در هوای نامساعد ، بخانه بنشینم .
آن شراره یی کزآغاز فروزانم کرد
آتشی جاودانه بود .
اگر برویرانگری توفان بنشینم
شعله ورتر خواهم رفت
و اگر بر تلاطم دریـا
شتابنده تر .
گنهکاری من وچون من
برپیشانی بلند میهنم نوشته اند :
« آزادی و عدالت خواهی »
این همان گناه کبیره یی ست
که سرگردان جهانم کرده است .
اگرم ازاین گناه
لب دوخته و پای درزنجیر
ازتبعیدگاهی به تبعیدگاه دگر برند
همچنانم هراسی نیست .
کدامین سلاح کاراتر از ایمان
کدامین انگیزه زیباتر از حقیقت ؟
آزادیخواه و عدالتجویم
« همین گناهم بس » *
جام شوکران دردست
به سودای سخن حق
جهان را بیک جرعه
کوتاه توانم کرد .
* با تغییر ضمیر ، برگرفته از حافظ