پنجمین رمضان در سوریه، با جنگ و مرگ و آوارگی
رمضان امسال درحالی فرا میرسد که مردم سوریه در وضعیتی بسا دردناکتر از سالهای گذشته بسر میبرند. در رمضان امسال از آتشبس خبری نیست و از زمین و آسمان، رژیم اسد، پاسداران رژیم ایران و هواپیماهای سوری بر سر مردم آتش و مرگ میبارند
پناهندگان سوری در یکی از اردوگاهها در اردن خود را برای ماه رمضان آماده میکنند
یک سال و بعد سال دیگر و به این ترتیب 5 سال در غربت و دربدری گذشت؛ اماآنها همچنان امیدوارند که به آغوش سوریه وطن عزیز خود برگردند، آرزویی که بویژه در ماه مبارک رمضان بیش از همیشه در درون آنها شعله میکشد.
اینجا در کمپهای پناهندگی در اردن، سوریها به آماده سازی ایام رمضان مشغول هستند. ایامی که دیگر شادی و لذت از آن رخت بربسته است.
یک جوان:
ما در ماه مبارک مبارک رمضان درحال پخت شیرینی هستیم؛ زیرا مردم در ماه رمضان بعد از افطاری، شیرینی جات مصرف میکنند.
روح همزیستی دراینجا قدری از درد و رنجهای مردم را کاهش میدهد. تمامی آنها قلبشان با سرزمین و اقوامشان در سوریه است.
اهالی این کمپ تمامی ذخیره های غذایی خود را مصرف کرده اند و اکنون به کمکهای برنامه جهانی غذا وابسته هستند تا بتوانند نیازهای خود را در ماه رمضان خریداری کنند.
یک خانم
امسال ماه مبارک رمضان وضع در اینجا کمی بهتر از سال گذشته است. پارسال، کمکها کمتر بود. بجای 20 دینار در ماه آنها 15 دینار در ماه میتوانستند بگیرند. الان وضع کمی بهتر است.
آنها که در کمپها مستقر شدهاند، خوششانسترند، اما تقریبا 220 هزار سوری در خارج از کمپها بسر میبردند. برای پنجمین سال متوالی است که ماه رمضان در میان فضای غم و اندوه میگذرد. آنهم در کشوری که در ماه رمضان، بوی معطر تمدن اصیل اسلامی در خیابانهای آن می پیچید.
رمضان، با اندوه و دلتنگی در اردوگاههای پناهندگان
صدها هزار پناهجو ماه رمضان امسال را در اردوگاههایی با حداقل امکانات و با فواصل دور از سرزمین خود و بیخبری از خانوادة و خویشان خود آغاز کردند.
رمضان، با اندوه و دلتنگی در اردوگاههای پناهندگان
در اردوگاه «سیخیستا» در یونان، تعدادی از مهاجران که غالبا اهل کشورهای سوریه، عراق و افغانستان هستند، تحمل دور ماندن از دیگر اعضای خانواده خود را در این ماه را که یکی از ویژگیهای آن کنار هم بودن است، سخت می دانند.
عبدالباصر جوانی افغانی که در این اردوگاه ساکن شده میگوید: «همه اینجا دلتنگ خانواده و کشور خود هستند و این مساله برای آدمهایی که اینجا زندگی میکنند، سخت است. ما از کشور و همسایگان و آشنایانمان دور افتادهایم».
در اردوگاه «اوزونی» در مرز ایدومنی یونان نیز همین شرایط حاکم است. سختی طولانی بودن روز در اولین روز ماه رمضان بر سختی دوری از خانواده افزوده است. عبدالله حامد، ۲۴ ساله و اهل حلب است. او میگوید: «امروز روز اول روزه گرفتن من بود، از ساعت چهار صبح تا ساعت ۹ شب روزه بودم و خیلی طولانی بود. امیدوارم که دوباره خانوادهام را در سوریه یا یک جای دیگر ببینم، دلم برای آنها بویژه مادرم خیلی تنگ شده است».
فقدان اولیهترین امکانات و غذای مکفی در اردوگاههای پناهندگان، سختی روزه و اندوه دوری ازیار و دیار را برای پناهجویان مضاعف کرده است.