ابعاد روبه رشد فقر و فلاکت در دیکتاتوری فاسد و غارتگر آخوندی که اکنون خود را در پدیدههای شوم اجتماعی مانند «کارتنخوابها، کودکان کار، زنان و کودکان خیابانی، کلیه و نوزاد فروشی و یا حاشیهنشینی و بیکاری» به نمایش گذاشته است، در طبیعت منطقی خود به بروز «بحران غذایی» یا همان «گرسنگی» در بسیاری از استانهای کشور راه برده است.
به یقین بروز پدیدهای بنام «فقر» آنهم در کشوری که بروی سرمایههای عظیم نفت و گاز قرار دارد، رابطه مستقیم با «شکاف طبقاتی» در ایران آخوند زده را دارد، زیرا فقر به معنای وجود تبعیض در تمامی حوزههای زندگی مانند « کار، فرصتهای برابر، تغذیه، آموزش و پرورش، بهداشت، فرهنگ و یا اقتصاد» میباشد.
همچنین این بحران که رسانههای حکومت عامدانه از آن با «امنیت غذایی» نام میبرند، اکنون بهقدری رشد و نمو یافته که کارگزاران رژیم «زنگهای خطر» را برای چهار استان کشور به صدا درآوده اند.
یک گزارش حکومتی با اعتراف به این روند روبه رشد گرسنگی و به نقل از یک نماینده در مجلس رژیم نوشت: «چهار استان کشور در آستانه بحران امنیت غذایی قرار گرفتهاند. در این چهار استان، سیستان و بلوچستان با اختلاف، رتبه اول را دارد و سپس هرمزگان، بوشهر و خراسان جنوبی رتبههای دوم تا چهارم را به خود اختصاص دادهاند». (خبرگزاری حکومتی ایلنا ۶ خرداد ۱۳۹۷)
به یقین بازتاب منطقی این بحران در میان اقشار ضربه پذیر را می توان در حذف بسیاری از مواد غذایی از سبد خانوارها، افزایش نرخ انواع و اقسام بیماریها بهویژه در میان کودکان و سالمندان و یا کاهش شدید وزن و قد کودکان رؤیت نمود. وجود سفرههای خالی و روی آوردن مردم به مصرف انواع گوشت حیوانات خانگی مانند «گربه» گوشهای از پازل فقر گسترده غذایی در ایران تحت حاکمیت خامنهای میباشد.
بحران سوءتغذیه و گرسنگی در ایران آخوند زده اکنون به حدی رشد و نمو یافته که بنا بر گزارشات حکومتی در بخشهایی از کشور مردم به مصرف «گوشت گربه» روی آوردهاند.

در این رابطه یک خبرنگار در صدا و سیمای حکومتی ضمن پرده برداشتن از این واقعه دردناک نوشته بود: «آنچه که میبینید، ظرف غذای یک خانواده است. تصور میکنید که محتوای آن چیست؟! آنچه این خانواده و بسیاری دیگر میخورند، گوشت گربه است! آنان حتی از اندک گوشت کلاغ مُرده هم نمیتوانند که بگذرند؛ چون چارهای ندارند و میخواهند زنده بمانند. این خانواده یکی از دهها خانوار ساکن در روستاهای بسیار محروم گمشاد، کندوکه، ملادادی، جهانآباد، رودینی، هیرمند و قرقری در شهرستان زابل واقع در استان سیستان و بلوچستان است». (خبرگزاری حکومتی ایسنا ۵ خرداد ۱۳۹۷)

این وضعیت ضد انسانی در حالی است که متولیان فاسد آخوندی سالیانه صدها میلیاردها دلار از سرمایههای کشور را به تنور تروریسم، صدر بنیادگرایی و یا در حمایت از گروههای تروریستی هزینه میکنند. به موازات آن نیز افزایش شدید سرمایهگذاریهای رژیم در زمینه سیاستهای مخرب موشکی و یا اتمی به بروز تنگناهای مالی برای مردم میهن امان راه برده که با خود بحران معیشتی در ایران را ضریب دوچندان زده است.