چند ساعت پس از شلیک دو موشک از سوی سپاه پاسداران به یک هواپیمای مسافربری اوکرائینی در ۱۸ دی ماه گذشته، که منجر به کشته شدن ۱۷۶ سرنشین آن گردید، مقاومت ایران بدرستی انگشت اتهام را بسوی دیکاتوری ولی فقیه برای این جنایت عامدانه علیه بشریت دراز کرد.

درآن زمان خانم مریم رجوی در یک روشنگری تاکید کرده بودند: «رژیم به‌گفته وزیر خارجه‌اش حمله موشکی به خاک عراق را پیشاپیش به حکومت و نظامیان عراقی و از طریق آنها به آمریکا خبر داد اما از دستور توقف پروازهای مسافری در حق هموطنان خودمان دریغ کرد. در حالی‌که در تمام دنیا در وضعیت جنگی و آماده‌باش پدافندی، همه پروازهای مسافری بلادرنگ متوقف می‌شود». (اطلاعیه شورای ملی مقاومت ۲۱ دیماه ۱۳۹۸)

واقعیت در لابلای این جملات همان وجود وضعیت جنگی از سوی رژیم آخوندی در هراس از واکنش آمریکا به شلیکه موشک به یک پایگاه این کشور در عراق می باشد. براین اساس خامنه ای با سپر بلا کردن قریب ۱۲ میلیون شهروند تهرانی نه تنها پایتخت را به خطر مرگ کشاند ، بلکه فراتر از آن عامدانه فاضای تهران را برای ادامه پروازهای مسافربری باز گذاشت.این همان واقعیتی است که اکنون به موضوع افشاگری از سوی رسانه های بین المللی تبدیل شده است.

دراین رابطه شبکه کانادایی سی‌بی‌سی ( ۳ جولای ۲۰۲۰) تاکید کرده است: «به یک فایل صوتی از گفت‌وگوی مقام ارشد سازمان هواپیمایی ایران و یک عضو خانواده قربانیان هواپیمای اوکراینی دست‌ یافته، که در آن گفته شده آسمان تهران در زمان حمله سپاه به پایگاه‌های آمریکایی باز ماند تا طرح حمله فاش نشود».
در راستای پنهانکاری های رژیم برای تبعات داخلی و بین المللی این جنایت سازمانداده شده ، باید به عدم استرداد جعبه سیاه به جامعه بین المللی و یا عدم همکاری دیکتاتوری مذهبی با یک کمیته تحقیق و بیطرف اشاره نمود. بدین سان ولی فقیه تلاش کرده است تا ضمن بازی با «زمان» و خرید وقت، موضوع را از حساسیت انداخته و النهایه با طرف های مقابل دست به سازش و معامله بزند.

پیشتر ماله کش اعظم نظام در سیاست خارجی، از پیشنهاد «پرداخت غرامت» بشرط آنکه «خانواده‌های قربانیان از پیگیری مستقل این پرونده» خودداری نمایند، خبرداده بود.
موضوع جعبه سیاه نیز که اکنون به مناقشه ای میان دیکتاتوری ولی فقیه و جامعه بین المللی کشیده شده ، همچنان در هاله ای از ابهام بسر می برد، زیرا این واقعیت که رژیم آخوندی اساسا از توان و علوم پایه ای برای خواندن محتوای این جعبه بهرمند نیست، منطقا برای هرگونه شفافیت سازی، می بایست آن را تا به امروز به کشورهای اروپایی، کانادا و یا اوکرائین تحویل می داد.
 
محمد جواد ظریف در این رابطه طی مصاحبه ای با شبک جهانی سی ان ان اعتراف کرده بود «ایران قادر به بارگذاری اطلاعات جعبه‌های سیاه هواپیمای اوکراینی نیست و با [این وجود]، تهران جعبه سیاه را به دولت‌های خارجی تحویل نخواهد داد. (خبرگزاری حکومتی ایسنا ۲۶ بهمن ۱۳۹۸)

بهرحال از هر منظر که به روند این واقعه اسفبار و تراژیک بنگریم، به یقین به چند پارامتر مهم خواهیم رسید. نخست شلیک عامدانه سپاه به هواپیمای مسافربری، دوم عدم تحویل جعبه سیاه، سوم عدم همکاری رژیم آخوندی برای هرگونه شفافیت سازی و آخر آنکه سپاه پاسداران بدستور شورای امنیت ملی و به ریاست آخوند روحانی عامدانه فضای پایتخت را برای پروازهواپیماهای مسافربری باز گذاشته بود تا بدین سان بطرز بی رحمانه ای از «سپر انسانی» برای دفاع از خود سوء استفاده نماید.

به یقین بازگشایی این پرونده در سطح بین الملل بدلیل جنایت علیه بشریت، قدمی مهم برای جلوگیری از تکرار چنین سیاست های مخربی از سوی رژیم آخوندی خواهد بود.