عبدالعلی معصومی عضو شورای ملی مقاومت ایران

کمتر از سه ماه پس از کودتای ننگین 28 مرداد1332، در روز 24 آبان اعلام شد که نیکسون، معاون آیزنهاور، رئیس جمهوری آمریکا، به زودی به تهران می آید تا «نتایج پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (از سخنان نیکسون در کنگره آمریکا پس از پیروزی کودتاگران)، به چشم ببیند.

دکتر علی معصومی به مناسبت روز دانشجو

کمتر از یک ماه بعد، در روز 14آذر، فضل الله زاهدی، رئیس دولت کودتا، تجدید رابطه با انگلستان را، که در دورۀ نخست وزیری دکتر محمد مصدق قطع شده بود، رسماً اعلام کرد.
 روز 16 آذر 32، روز پیش از ورود نیکسون به تهران، نیروهای نظامی دولت کودتا، دانشگاه تهران را به محاصره درآوردند و از هرگونه حرکت دانشجویی جلوگیری کردند. رئیس دانشگاه تهران تعطیلی دانشگاه را اعلام کرد و در پی آن، نیروهای گارد شاهنشاهی، به بهانۀ دستگیری دو دانشجوی معترض، به یکی از کلاسهای درس دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران، یورش بردند و چند تن را دستگیر کردند. با این دستگیری، اعتراضها آغاز شد.
 نیروهای مهاجم در طبقۀ اوّل ساختمان دانشکدۀ فنی بر روی دانشجویان معترض آتش گشودند و سه تن از آنان را، به نامهای احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا، به خاک و خون افکندند و شماری را زخمی و صدها تن را دستگیر کردند.

دکتر علی معصومی به مناسبت روز دانشجو
 (از راست به چپ: بزرگ نیا، قندچی و شریعت رضوی)

 دولت کودتا، با کشتار وحشیانۀ دانشجویان بی دفاع، فرش خون در زیر پای نیکسون گسترد.
 فردای آن روز نیکسون به تهران وارد شد و در دانشگاه تهران مورد استقبال قرار گرفت و به او دکترای افتخاری رشتۀ حقوق را اعطا کردند.
 از آن سال به بعد، هر ساله در روز 16آذر، دانشجویان به یاد جانباختگان این روز تاریخی، علیه قاتلان و حامیان برونمرزی آنها، فریاد کوبندۀ اعتراض خود را بلند می کنند و بیم و باکی هم از پرداخت بهایی که این فریاد دادخواهی می طلبد، ندارند و می دانند که:
 «در کف مردانگی شمشیر می باید گرفت /
 حقّ خود را از دهان شیر می باید گرفت».
 در تظاهرات 16 آذر 57 بود که خروش فریادها علیه دیکتاتوری دست نشاندۀ شاه به آسمان رفت و یکی از خیابانهای کنار دانشگاه تهران، خیابان «16آذر» و این روز، «روز دانشجو» و دانشگاه، «سنگر آزادی» نام گرفت.
 از 16 آذر 57 تا 16 آذر 76، که خاتمی، بر کرسی ریاست جمهوری نشست، شعارهای خیزشهای این روز، به طور عمده، علیه آمریکا و دخالتهای تجاوزطلبانۀ آن بود.
 از 16آذر 76 به بعد، شعار جنبش دانشجویی در روز16آذر، رنگ ضد دیکتاتوری و ضد ارتجاعی به خود گرفت و به موازات نزدیک شدن خاتمی به دربار ولایت خامنه ای، این شعارها تند و تیزتر شد.
 هرچه می گذشت دانشجویان به ماهیت اهریمنی خمینی، خامنه ای و رفسنجانی و دیگر سرکردگان نظام جور و جنایت، بیشتر پی می بردند و برایشان روشن تر می شد که شعار «مرگ بر آمریکا» وسیله یی است برای به بیراهه کشاندن جنبش و پنهان کردن چهرۀ جنایتکارانی است که از 30خرداد60 به بعد، به ویژه در تابستان 67، دهها هزار تن از پاکبازترین مردم ایران را در شکنجه گاهها، میدانهای تیر و در گوشه گوشۀ ایران در خون نشاندندو تا آن جا که: «سر تا سر خاک خاوران سنگی نیست /
کز خون دل و دیده بر آن رنگی نیست»
 هنوز دو سال از دورۀ ریاست جمهوری خاتمی، پرچمدار اصلاحات قلابی نگذشته بود که در قیام خونبار 17تیرماه 1378، که در اعتراض به کشتار سگان هار سپاهی و بسیجی و نیروی انتظامی و لباس شخصی و... به خوابگاه دانشجویی امیرآباد تهران و قلع و قمع دانشجویان، رخ داد، آماج اصلی شعارهای دانشجویان به پاخاسته، آدمکشان دست آموز ولی فقیه را هدف قرارداده بود.
بخشی از شعارهای دانشجویان به پا خاستۀ دانشگاه تهران را، به نقل از روزنامۀ حکومتی «خرداد» 19تیرماه 1378، در زیر می خوانید:
 «... "عزا, عزاست امروز،‌ روز عزاست امروز، ‌دانشجوی آزاده صاحب عزاست امروز"، "می‌کشم، می‌کشم آن که برادرم کشت"، "توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد"، ..."چوب، چماق, چاقو, دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد"، ‌"دانشجو بپاخیز, برادرت کشته شد"... "دانشجو می ‌میرد، ذلّت نمی ‌پذیرد"، "دانشجوی آزاده، شهادتت مبارک"...‌ "فرمانده آدمکش, اعدام باید گردد"، ‌"ما پیرو حسینیم, هیهات من الذّله"، ‌"18تیرماه، 16آذر ماست"، "چراغ لاریجانی خاموش باید گردد"،‌"برادر شهیدم،‌ راهت ادامه دارد"، "ای ملت آزاده،‌ دانشجویت کشته شد"، "نیروی انتظامی ننگت باد"».   در قیام دانشجویی تیرماه 1378 که هر روز دامنۀ قیام گسترده تر شد و بیم آن می رفت که نظام آخوندی در آستانۀ سرنگونی قرارگیرد، خاتمی ماهیت واقعی خود را که در پشت پردۀ «اصلاحات» پنهان کرده بود، نشان داد و دربرابر خیزش دانشجویی ایستاد و آن را محکوم کرد و نفرت جنبش دانشجویی را به جان خرید و از آن پس همین شیوه را ادامه داد.
 در 16آذر 85، در دورۀ ریاست جمهوری احمدی نژاد، وزارت علوم اجازۀ برپایی تظاهرات را به دانشجویان متقاضی نداد، اما دانشجویان به رَغم مخالفت وزارت علومِ دولت احمدی نژاد، تظاهرات هر ساله را با شعار «دانشگاه زنده است» برگزارکردند.
 دکتر علی معصومی به مناسبت روز دانشجو
 در سال 86، کشمکش میان وزارت علوم و بزرگترین تشکّل دانشجویی دانشگاهها ـ «دفتر تحکیم وحدت» ـ که پیش از آن نیز از «اصلاحات» پوشالی خاتمی عبورکرده بودند، شدیدتر شد و اکثر «انجمنهای اسلامی» «دفتر تحکیم وحدت» (طیف علّامه)، غیرقانون اعلام شدند و وقتی اعضای «شورای مرکزی» «دفتر تحکیم وحدت» در اعتراض به این اقدام تحصّن کردند، همه متحصّنان دستگیر و زندانی شدند. در مراسم 16آذر این سال، که بدون اجازۀ وزارت علوم برگزارشد، دهها تن از فعّالان سیاسی جنبش دانشجویی دستگیر و زندانی شدند.
 خبرگزاری دولتی «ایرنا» در روز 16 آذر86 اعلام کرد: «16 آذر امسال، آخرین میخ بر تابوتی است که در آن نعش بی جان آشوبهای مخملی قراردارد».
 روزنامه «رسالت» 16 آذر 86 نیز در سرمقاله یی که سردبیرش ـ کاظم انبارلویی ـ نوشت، دربارۀ جنبش دانشجویی چنین دُرافشانی کرد: «جنبش بدلی دانشجویی با گفتمان آزادی و حقوق بشر، به مقابله با گفتمان پیشرفت، خدمت و عدالت، آمده تا به بهانۀ آزادی و حقوق بشر، استقلال و حقوق ملت ایران را هدف قراردهد. آنها آزادی را بازگشت استبداد و اعادۀ سلطۀ آمریکا در ایران تفسیر می کنند و لذا درست در برابر جنبش اصلی دانشجویی قرار میگیرند. آنها حقوق بشر را در تأمین حقوق کسانی می دانند که مبارزه با انقلاب و اسلام را در دستور کار دارند، لذا کاری به حقوق میلیونها انسانی که به واسطه انقلاب به دنبال استقلال کشور و آزادی خود از بند آمریکا هستند، ندارند».
 دکتر علی معصومی به مناسبت روز دانشجو
 در سراسر دو دورۀ ریاست جمهوری احمدی نژاد، در به همین پاشنه میچرخید و جنبش دانشجویی که شعارش «آزادی» بود و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» با شدیدترین و خشن ترین برخوردهای پلیسی رو به رو بود.
 در خیزش میلیونی مردم به پاخاسته در سال 88، 16آذر، روز خیزش دانشجویی، حال و هوای دیگری داشت. شعارهای 16آذر88، در عاشورای آن سال نیز تکرار شد و آماج اصلی شعارها، «مرگ بر اصل ولایت فقیه» بود
 در قیام دلاورانه عاشورا بود که «ساختارشکنان»؛ آنهایی که نفی کامل رژیم ضدبشری ولایت فقیه را هدف قرار داده بودند, در میدان خیزشها, میداندار شدند. قیام کنندگان عکس خمینی و خامنه ای در قیام 16 آذر و 6دیماه 88 (عاشورای حسینی) آتش زدند و سیمای پشم و شیشۀ رژیم سرکوبگر نیز صحنۀ آتش زدن عکس خمینی و خامنه ای را نشان داد.
 در خیزش میلیونی مردم تهران در 16 آذر و به ویژه, در عاشورای حسینی در 6دیماه 88 بود که خامنه ای آماج اصلی شعارهای مردم به جان آمده قرارگرفت. از آن جمله اند: «کشته ندادیم که سازش کنیم ـ رهبرقاتل رو ستایش کنیم» / «این ماه ماهه خونه ـ یزید سرنگونه»/ «خامنه ای قاتله ـ ولایتش باطله» / «تجاوز، جنایت ـ مرگ بر این ولایت» / «ما اهل کوفه نیستیم ـ پشت یزید بایستیم» / «خامنه ای حیا کن ـ سلطنتو رها کن» / «ملت نمی خواهد ولی ـ ملاعمر, ملاعلی».
سایت «کلمه»،17دی90 دربارۀ خیزش میلیونی مردم تهران در روز 6دی88 (روز عاشورا) می نویسد: «مظلومیت مردمی که زیر مشت و لگدِ شانزده هزار نیروی انتظامی و اطلاعاتی, خونین شدند... وقتی حمله بیشتر شد ... مردم شعار می دادند “هیهات مِن الذّله”... “ابوالفضل علمدار, دیکتاتور را برش دار”, “این ماه ماه خونه, یزید سرنگونه”... مردم در روز عاشورا شعار می دادند که “… به آخرش رسیده” [«خامنه ای یزیده ـ به آخرش رسیده»] و چون قاتل است …باطل شده است [«خامنه ای قاتله ـ ولایتش باطله»], چون به چشم خود دیده بودند عزیزانشان در برابر دیدگانشان نقش بر زمین می شوند و ماشین نیروهای نظامی از روی پیکر او رد می شود. مردم در روز عاشورا تکلیف خود را با ظالمان روشن کرده بودند. “یا حجّت بن الحسن ـ ریشه ظلم را بکن”, “تجاوز توی زندان” نبوده توی قرآن؛ آنها می دانستند در هیچ مکتبی در روز عاشورا سیاهپوشان امام حسین را کسی به خون نمی کشد؛ مردم در هیأتهای محرّم شنیده بودند که زینب سلام الله را هم به کاخ یزید بردند و او توانست پیام آور خون شهیدانی باشد که در کربلا به زمین ریخته شده بود. در نظامی که ولایتش را به زور سرنیزه به مردم تحمیل می کند, حتّی عاجز است که شهامت یزید را داشته باشد و شنوای پیام آوران صحنه کربلا باشد... ننگ عاشورای ۱۳۸۸ چیزی نیست که به این زودی از خاطر کسی پاک شود...»
 اما حافظان «بیت ولایت» دربارۀ قیام روز عاشورای 88 چه واکنشهایی نشان دادند؟
 به گزارش خبرگزاری فارس (ارگان سپاه پاسداران) در روز 21 دیماه88, کاظم جلالی, سخنگوى کمیسیون امنیت مجلس رژیم, اعلام کرد: «معاندان، دشمنان انقلاب و منافقان، در روز عاشورا براى ایجاد اغتشاش و آشوب در خیابانها حضور داشتند... جنس کسانى که در روز عاشورا براى ایجاد اغتشاش و آشوب در خیابانها حضور داشتند, کاملاً نشان مى ‌داد که از دشمنان این (نظام)، منافقان، و افرادى هستند که حِقد (=کینه) تاریخى نسبت به این انقلاب و نظام دارند, از این‌رو در تجمّعات روز عاشورا شرکت کردند». به گفته این سرسپرده دربار ولایت, که خود همراه با جمعی از نمایندگان مجلس ارتجاع به دیدار مزدوران مجروح نیروی سرکوبگر انتظامی رفته بود, «بسیارى از پرسنل نیروى انتظامى در حوادث روز عاشورا جراحات سنگینى برداشتند».
روز 26دی88, پاسدار رحیم صفوی، سرکرده پیشین سپاه پاسداران، و مشاور نظامی ولی فقیه ارتجاع، دربارۀ ساختارشکنان قیام روز عاشورا گفت: «گروه براندازى، که به هیچ چیز مثل قانون اساسى، ولایتفقیه و هیچ‌ یک از بخشهاى ایران اسلامى اعتقادى نداشتند وارد صحنه اغتشاشات شدند… این گروه کسانى بودند که عکس امام… را پاره کردند… . تخریبهاى وسیعى در سطح شهرها ایجاد کردند و رفتارشان ساختارشکن و تنش‌ آفرین بود ... در این بستر فراهم شده … منافقین و برخى از جوانانى که تحت تأثیر آنها قرار گرفته بودند و یا به دلیلى ناراحتى داشتند، نیز وارد صحنه شدند».
خامنه ای و دست پروردگانش از همان فردای قیام عاشورا شمشیر خود را علیه مجاهدین, به مثابه نماد قدرتمند سرنگون کننده و ساختارشکن نظام جور و جنایت ولایت فقیه, از رو بستند. آخوند رئیسی, معاون اوّل قوه قضاییه, منصوب ولی فقیه نظام, در مصاحبه با تلویزیون رژیم در روز 7 آبان 88 گفت: کسانی مانند مجاهدین که در برابر نظام بایستند, محارب هستند و مجازاتشان اعدام است. «محاربه گاهی یک سازمان است. یک سازمان می شود سازمان محاریه, مثل سازمان منافقین... هرکس به هرنحوی, تحت هر شرایطی به سازمان منافقین کمک کند, این عنوان چون جریان, جریان سازمان یافته یی است, عنوان محاربه دارد».
 به گزارش خبرگزاری فارس در روز 9دی88, سرتیپ پاسدار احمدی مقدم, سرکرده جنایتکار نیروی انتظامی رژیم, ضمن اعلام دستگیری 500تن از قیام کنندگان در تهران توسط نیروی انتظامی رژیم تهدیدکرد که «دورۀ مدارا تمام شده و چشم فتنه را کور خواهیم کرد. هر کس در این گونه تظاهرات شرکت کند با برخورد قاطع پلیس مواجه خواهد شد. علاوه بر این, دستگاه قضایى هم شدّت برخورد خود را افزایش داده است».
روز 27دی88 نیز آخوند جنایتکار محسنی اژه ای, دادستان کل آخوندها, در تلویزیون رژیم اعلام کرد: «افراد وابسته به جریانات ضد انقلاب, که مرکزیتشان باقی است, در قانون آمده که حتی هواداران آنها, حتی اگر جزء شاخۀ نظامی نباشند... اعدام است».
رژیم آخوندی در همین روز احکام 89 تن از دستگیرشدگان قیام سراسری را اعلام کرد که 5تن از آنها محکوم به اعدام شده بودند و از این 5نفر اتّهام دو نفرشان هواداری از مجاهدین بوده است.
از سال 1388 به بعد، اجازۀ تجمّع و برگزاری هرگونه گردهمایی به مناسبت این روز به هیچ جریانی داده نشد و تهران شکل پادگان به خود گرفت و نیروهای انتظامی و نظامی و لباس شخصی، مراکز اصلی شهر را به کنترل خود درآوردند. «روز دانشجو» به «هفتۀ دانشجو» تبدیل شد و در تجمّعات آن هفته نیز یادی از خیزشهای چند دهۀ دانشگاهها در این روز و شهیدان «سنگر آزادی» نشد.
 به عنوان نمونه، برنامه های «روز دانشجو»ی 16آذر «اتمیِ» سال 1392 را با هم مرور می کنیم.
 خبرگزاری سپاه پاسداران (مهر) روز 15اذر 92 اعلام کرد: «سیاسیّون در آستانۀ "روز دانشجو" به کدام دانشگاهها می روند؟ ـ "توافق ژنو" در مناظره های دانشجویی».
 با این که بیشتر سخنرانیها و مناظره هایی که در پای این عنوان لیست بندی کرده بود، در روز 16 آذر برگزار می شد، امّا به جای «روز دانشجو»، از «هفته دانشجو» نام برد و در تمام سخنرانیها و مناظره هایی که در دانشگاهها و دانشکده های مختلف اعلام کرده بود، چیزی که اصلاً نشانی از آن نبود، جنبش 60سالۀ دانشجویی بود. بیشتر سخنرانان از منتخبان خامنه ای بودند و چند نفری هم که از باند مقابل انتخاب شده بودند، بارها تعهّدشان را به حفظ تمامیّت رژیم ولایت فقیه اعلام کرده بودند، حتی یکی از آنها ـ صادق زیباکلام ـ پیش از این گفته بود: «اگر این رژیم سقوط کند، ایران 50 سال به عقب برمی گردد».
این شما و این هم خلاصۀ لیست برنامه «روز تاریخی 16آذر»1392، که «خبرگزاری مهر» منتشر کرد:
 ـ شنبه 16آذر: «سخنرانی دکتر حسن روحانی، رئیس جمهور، در دانشگاه شهید بهشتی».
ـ در همین روز، «بسیج دانشجویی»، برنامه «خیبر زنده است» را در «تالار دانشکده فنی دانشگاه تهران» (همان دانشکده یی که در آن «سه آذر اهورایی» در 16آذر 32، به تیر مأموران جنایت پیشه دولت کودتا جان باختند)، برگزار می کند و سخنرانان این برنامه عبارتند از: محمد باقر قالیباف، شهردار تهران ـ سعید جلیلی و محمد صفّار هرندی، از اعضای «تشخیص مصلحت نظام».
 ـ «بسیج دانشجویی» دانشگاه خواجه نصیر برنامه یی را اجرا می کند با عنوان «کرسی آزاداندیشی» که در آن «دکتر عباس سلیمی نمین، مدیر مرکز مطالعات و تدوین تاریخ معاصر» سخنرانی می کند.
 ـ برنامه «انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر»، زیر عنوان «رسالت جنبش دانشجویی و آینده آن»، به صورت «مناظره» میان «سیدعباس نبوی، استاد حوزه و دانشگاه» و صادق زیباکلام ـ استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران.
 ـ برنامه «انجمن اسلامی دانشجویان مستقل»، در دانشگاه صنعتی شریف زیر عنوان «جنبش دانشجویی: 60سال مرگ بر آمریکا»، که در آن حسین شریعتمداری، سردبیر کیهان سخنرانی می کند.
 ـ سخنرانی دکتر روانچی، عضو تیم مذاکره کننده ژنو، در تالار شیخ مفید دانشگاه قم، در روز 16آذر.
 ـ برنامه «بسیج دانشجویی دانشگاه الزهرا»، زیر عنوان «دانشجوی عاشورایی»، با سخنرانی حجت الاسلام پناهیان، روز 16آذر.
 ـ برنامه «بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد». مناظره بین مصطفی کواکبیان، نماینده پیشین مجلس و بذرپاش، نماینده کنونی مجلس در زمینۀ «حقیقت خط امام در عرصۀ سیاست خارجی» در دانشکده علوم دانشگاه مشهد در روز 16آذر.
 ـ برنامه «بسیج دانشجویی دانشگاه امام حسین» در روز16آذر که در آن حسن عباسی، پیرامون «نقش دانشجو در دکترین پاسداری از انقلاب اسلامی» سخنرانی می کند.
 ـ مناظره محمدحسین ابیانه، سفیر سابق رژیم در مکزیک با داریوش قنبری، عضو فراکسیون اقلیت مجلس، در زمینه «بررسی توافق ژنو».
 ـ برنامه «بسیج دانشجویی» دانشگاه علّامه طباطبایی: «مناظره دانشجویی: توافقات اخیر ژنو»، در روز 16آذر.
 ـ برنامه «انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه "شاهد"، پیرامون «توافقات اتمی» در روز17آذر، توسط محمداسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره «توافقات ژنو».
 نکته مهمی که در این سلسله برنامه ها درنظرگرفته شده و خامنه ای و رفسنجانی و روحانی، بر آن اشتراک نظر داشتند، این بود که پای دانشجویان غیربسیجی به این برنامه ها بازنشود تا مبادا یکباره در میانۀ جمعیت دانشجوی قهرمانی به نام یوسف رشیدی، شکنجه و اعدام را به جان پذیراشود و رودرروی احمدی نژاد، مقوّایی را چون پرچم رزم به دست بگیرد که روی آن نوشته شده: «رئیس جمهور فاشیست ـ پلی تکنیک جای تو نیست»!

دکتر علی معصومی به مناسبت روز دانشجو
  حسن روحانی در اولین سخنرانیش بعد از نشستن بر کرسی ریاست جمهوری، در دانشگاه تهران، فقط اجازه داده بود دانشجویان خارجی در سالن حضور به هم برسانند و نه دانشجوی دیگر. دانشجویان معترض فقط توانستند در بیرون سالن سخنرانی علیه او شعار بدهند. این بار همان را نیز از دانشجویان دریغ کردند. سخنرانان هم به طور عمده، پاسدار و بسیجی و حامیان نشاندار ولی فقیه نظیر سربازجو حسین شریعتمداری و پاسدار تروریست حسن عباسی و هم قماشان آنها بودند. آنها در این سلسله مراسم به واقع «میخ بر تابوت» جنبش واقعی دانشجویی می زدند که خون همواره جوشان آن «سه آذر اهورایی» پرچم ماندگار جنبش دانشجویی در این روز بوده است.
 امّا 16آذر امسال حال و هوای دیگری دارد. عمود خیمۀ نظام ـ خامنه ای ـ پس از نوشیدن زهر اتمی و به گل نشستن سیاستهای تروریستی اش در عراق و سوریه و اوجگیری سگ دعواهای درونی نظام و اعتراضات اوج یابندۀ مردمی که تنگناهای زندگی جانشان را به لب آورده، توان پذیرفتن کوچکترین حرکت اعتراضی را در روز 16آذر در دانشگاهها ندارد و نه تنها در دانشگاهها بلکه در سراسر تهران از گله های پاسدار و بسیجی و لباس شخصی و «اوباش» تعلیم دیده پرکرده است و تهران تبدیل به پادگانی شده است تا هر صدای آزادیخواهی را در گلوها خفه کند.
 هشدارهای دلواپسان نظام نشان می دهد که رعشۀ مرگ سراسر پیکر فرسودۀ نظام خامنه ای را فراگرفته و در دورۀ فلاکت بار «پسا برجام» پشمی هم به کلاه خامنه ای نمانده و این بار از چنان قدرتی برخوردار نیست که بتواند مثل سال 88 «سران فتنه» را به «حَصر خانگی» بیندازد. از نالۀ دردآلود دلواپسان این «پیسی» خامنه ای را می توان دریافت، ازجمله نمونۀ زیر:
 آخوند حیدر مصلحی، وزیر پیشین اطلاعات، روز 5آذر94 در جمع مزدوران بسیجی در گلپایگان گفت: «فتنه یی بزرگتر از فتنۀ 88 پیش روی ماست» (تسنیم، خبرگزاری نیروی تروریستی قدس، 5آذر94).
 در «فتنۀ بزرگتر از فتنۀ 88» که سگ زرد و شغال در رأس نظام در حال دریدن هم اند، صاحبان اصلی انقلاب ـ مردم به پاخاسته ـ در این رویارویی ها حرف آخر را خواهند: «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «سرنگونی، سرنگونی، سرنگونی».

«بشکن/ طلسم حادثه را، بشکن
مُهر سکوت از لب خود بردار
منشین به چاهسار فراموشی
بسپار گام خویش به ره، بسپار!
سهرابمرده راست غمی سنگین/
امّا، غمی که افکند از پا نیست/
برخیز و رخش سرکش خود زین کن/
امّیدِ نوشداروی تو از کیست؟» (حمید مصدّق).