Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

"ساعتها به دنبال هلال ماه گشتم. همانطور که روی زمین افتاده ام گوشه ای از آسمان را می بینم. ستاره ای در افق شعله می کشد، می خواهم برخیزم و کنار پنجره بروم. تا برمی خیزم درباز می شود، دژخیم ها به داخل سلول می ریزند و با ورق آهنى پنجره را می پوشانند. پنجره سلولم را بسته اند اما پنجره اندیشه ام باز است" (١)

"... دژخیم ها به داخل سلول می ریزند و با ورق آهنى پنجره را می پوشانند...."، گویى این سرنوشت همه آزادیخواهان و قهرمانانى است که "نظم" موجود و شب هاى تاریک مستولی بر آن را بر نمى تابند و با شمع وجودشان روشنایى و نور را در شهر خفته نوید مى دهند، دیروز در ایرلند و فلسطین و شیلى و یونان و امروز در سلول هاى وحشتزاى زندان گوهردشت موسوم به رجائی شهر.

    از ٣٠ ژوئیه تا این لحظه، یعنى بیش از ٣٥ روز است که دژخیمان رژیم ولایت فقیه علاوه بر شکنجه هاى جسمى و روحى طاقت فرسا، نور و روشنایى را نیز از قهرمانان در زنجیر میهن ما، ابوالقاسم فولادوند، حسن صادقی، سعید ماسوری، رضا اکبری منفرد، جعفر (شاهین) اقدامی، خالد حردانی، محمد بنازاده امیرخیزی، محمدعلی (پیروز) منصوری، پیام شکیبا، امیر قاضیانی، شاهین ذوقی‌تبار، سعید شیرزاد، وحید صیادی نصیری، محمد نظری، ابراهیم فیروزی، سعید پورحیدر، مجید اسدی، زانیار مرادی و لقمان مرادی دریغ مى کنند، تابه خیال خام خود، مانع از نور امیدبخش مقاومتى گردند که از میان دهلیزهاى تنگ و تار شکنجه گاه گوهردشت از جان و روح این مشعل داران آگاهى به خارج از زندان ساطع مى گردد!

 سازمان عفو بین الملل روز سه شنبه ۲۲ اوت ۲۰۱۷ (۳۱ مرداد ۹۶) در بیانیه ای اعلام کرد: "وضعیت زندان رجایی شهر و شرایط موجود برای زندانیان سیاسی، شرم آور است. شرایط به‌اندازه‌ای بد است که در زندان رجایی شهر، زندانیان برای ساده‌ترین حقوق انسانى خود ناچار به اعتصاب غذا شده‌اند". از سوى دیگر گزارشگر ویژه ملل متحد نیز در یک موضع گیرى صریح إعلام کرد: "محروم کردن زندانیان ازملاقات, ارتباط با وکیل و خدمات درمانی بر خلاف قوانین بین المللی است."
بیانیه عفو بین الملل خود به اندازه کافى گویاى شرایط دهشتناک زندان گوهردشت مى باشد و نگارنده را از پرداختن بیشتر به شرایط قرون وسطایى حاکم بر آن بى نیاز مى سازد. اما موضوعى که شاید بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد، پیام ایستادگى این قهرمانان و رابطه و پیوند آن با مقاومت سراسرى و شرایط متحول جامعه ایران در وراى مطالبات برحق و مشروع آنان است.

پیام زندانى مقاوم سعید ماسورى که بیش از ١٧ سال از عمر خود را در سیاهچالهاى رژیم ولایت فقیه، تحت رذیلانه ترین شکنجه هاى جسمى و روحى سپرى کرده است، مؤید این حقیقت است. وى در پاسخ به یاوه هاى سردژخیم قوه قضائیه ولى فقیه ارتجاع، جعفری دولت آبادى مبنى بر برسمیت نشناختن اعتصاب غذاى زندانیان قهرمان، از جمله مى نویسد: " ... ما هیچوقت ظلم و تعدی و اجحافی که به زندانیان میشود را به رسمیت نمی‌شناسیم و الان که ۳۰ روز از اعتصاب غذایمان می‌گذرد گرچه عمده توانایی جسمی خود را از دست داده‌ایم ولى هیچوقت توان مردن و تسلیم نشدن را از دست نمى دهیم." (بخشى از پیام سعید ماسورى از زندان گوهردشت کرج دوشنبه ٦شهریور ١٣٩٦)

این پیام بسا فراتر از إنکار قاطع تمامیت رژیم جنایتکار حاکم بر میهن ما، ترسیم کننده عمیق ترین تعریف از هویت انسان است، هویتى که با انتخاب آگاهانه و مقاومت و ایستادگى در مقابل ظلم و بیداد معنى مى یابد. این پیام همچنین پرچمى است فراروی نسل عصیانگر امروز و آینده که راه رهایى از استبداد و دیکتاتورى را نه در تسلیم و تن دادن خفیف به وضعیت موجود، که در ایستادگى و مقاومت با پرداخت بهاى لازم باید جست.
در مقابل فدای بی چشمداشت سعید قهرمان و دیگر قهرمانان در زنجیر در زندان های سراسر میهن سر تعظیم فرود آورده و به ایمان و ارداه پولادینشان درود می فرستم.
 

 (١) از بابى سندز، مبارز ایرلندى که بر آرمان آزادیخواهانه اش تا آخر ایستاد و بعد از ٦٦ روز اعتصاب غذا در ٥ مه ١٩٨١جان سپرد.