Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to TwitterInstagram

چندی است جدال احمدی نژاد و یاران نزدیک او همچون بقایی و مشایی با دستگاه قضایی ولایت فقیه در کانون خبرهای مربوط به ایران هم در رسانه های فارسی زبان و هم در شبکه های خبری بین المللی قرار گرفته است۰

بر اساس دیدگاه رایج در رسانه های فارسی زبان، و به تبع آن در بیشتر رسانه های آمریکایی، دستگیری بقایی و مشایی و پیام های احمدی نژاد در انتقاد از دستگاه قضایی و نیز شیوه اداره کشور نشانه ی اوج گرفتن جنگ قدرت میان جناح های جمهوری اسلامی در بالاترین سطح آن تعبیر و تفسیر می شود۰ برخی نیز تا آنجا پیش رفتند که حتی خیزش سراسری دی ماه ۱۳۹۶ را نیز در چارچوب همین جنگ قدرت میان "تندروهای افراطی" و دولت "میانه رو" روحانی ارزیابی کردند۰ نگارنده در این نوشتار بر آن است تا ناتوانی دیدگاه رایج مبنی بر جنگ قدرت میان جناح ها را در تبیین شورش احمدی نژاد و نزدیکان او بر دستگاه ولایت نشان داده و سپس این تحولات را در چارچوب نظری هماهنگی جناح ها توضیح دهد۰

از زمان تبلیغات انتخاباتی سال ۱۳۸۴ تا کنون احمدی نژاد همواره در کانون تفسیرها و تحلیل های رایج در باره ی جنگ و جدال جناح ها قرار داشته است۰ برای نمونه انتخاب او در سال ۱۳۸۴ نشانه ی قدرت گرفتن جناح "تندرو" پس از هشت سال ریاست جمهوری خاتمی "میانه رو" تفسیر شد۰ همچنین از صندوق در آمدن او در سال ۱۳۸۸ نیز نشانه ای از تلاش خامنه ای برای حذف جناح "میانه رو" از قدرت تلقی شد۰

در چنین پس زمینه ای است که شورش احمدی نژاد، بقایی، مشایی و همراهان نشانه ی بحرانی شدن تضادها و جنگ قدرت در رأس نظام ارزیابی شده و نگاه های ناظران مسائل ایران و نیز توده ی مردم ناراضی ایران در داخل و خارج کشور را به خود معطوف کرده است۰ این دیدگاه رایج، به دلیل هایی که در ادامه ی این نوشته بر خواهم شمرد، از بنیاد خطاست و مردم ایران نباید فریب این بازی تازه را بخورند۰

نخستین دلیل برای جدی نگرفتن چنین شورشی این است که شورش گران بدون تجدید نظری در مبانی تئوریک یا دست کم ابراز پشیمانی از پیشینه ی سیاه خود به عنوان مسئول بخشی از جنایت ها و ستم های روا شده بر مردم ایران در چهار دهه گذشته، چهره ی منتقد و ناراضی به خود گرفته و لابد انتظار دارند مردم ناراضی آنها را با آغوش باز پذیرا شوند۰ در این باره البته باید انصاف داد که انتظار احمدی نژاد و دوستان چندان هم بیراه نیست۰ احمدی نژاد البته حق دارد که در مقایسه با بازجوها و شکنجه گران آدمخوار و مسئولان رده بالای وزارت اطلاعات، که از سال ۱۳۷۶ به این سو "اصلاح طلب" شده اند، خود را قدیس و امام زاده ببیند! همچنین باید به احمدی نژاد حق داد که در قیاس با ابردزد های هر دو جناح، خود و دوستان ش را "پاک دست" ببیند۰ هر چه باشد از دزدی و فساد مالی یا اقتصادی شخص احمدی نژاد خبری در دست نیست و تازه اگر همه ی اتهام های مطرح شده در باره ی بقایی درست باشد، در مقایسه با "ایران خواران" سیری ناپذیری که به کوه و جنگل و دریای این سرزمین هم رحم نمی کنند و دکل نفتی را درسته قورت می دهند، میزان فساد بقایی به راستی در حد تخم مرغ دزد یا همان دله دزدی است۰

همه ی این ملاحظات اما احمدی نژاد و دوستان را از مسئولیت سنگین در برابر مردم ایران، به ویژه به خاطر جنایت ها و آسیب های وارد شده به مردم در جریان هشت سال ریاست جمهوری از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ مبرا نمی کند۰ احمدی نژاد و دوستان، همچون اسلاف "اصلاح طلب" شان، بدون این که به روی مبارک بیاورند که خود نیز مسئول اوضاع کنونی هستند، و بدون این که حتی به زبان و در ظاهر هم که شده از کرده ی خود ابراز پشیمانی کرده و از مردمی که به آنها ستم کرده اند پوزش بخواهند، می خواهند نقش منتقد و ناراضی را بازی کنند۰
 
دومین دلیل این که احمدی نژاد و دوستان، دقیقأ همچون اسلاف اصلاح طلب خود، نابسامانی ها و بحران های موجود را ناشی از "انحراف" بخشی از دستگاه حاکم از "اصول اولیه" انقلاب و نظام می دانند۰ از همین رو تلاش شان معطوف "بازگشت" به دوران خوب پیش از این "انحراف" است، باز هم دقیقأ همچون اسلاف "اصلاح طلب" که بحران های موجود را ناشی از انحراف از اصول اولیه انقلاب دانسته و چاره ی کار را "بازگشت به دوران طلایی امام" می انگاشتند۰در این معنا، احمدی نژاد و دوستان به درستی شورش گر هستند چرا که هدف از شورش، بر خلاف انقلاب که در پی ایجاد تغییری بنیادی و رادیکال در ساختار اجتماعی و سیاسی و ارزش های حاکم بر جامعه است، برگرداندن اوضاع نابسامان و بحرانی ناشی از انحراف از اصول و هنجارهای حاکم به حالت نظم و هنجار پیش از آن انحراف است۰ فیلسوفان سیاسی بسیاری قائل به چنین تمایزی میان شورش و انقلاب هستند۰ برای نمونه، هانا آرنت در باره ی شورش در قرون میانه می نویسد: "هدف شورش ها هیچ گاه توطئه علیه نظم و ترتیب حاکم نبوده بلکه همواره بر موضوعاتی همچون به زیر کشیدن فرد ناصالحی که بر قدرت تکیه زده و در حقیقت حکومت را غصب کرده است و نشاندن پادشاه یا حاکم مشروع به جای او متمرکز بوده است۰" این بدان معناست که شورشیان نحوه ی مطلوب حکومت را همان شیوه ای می دانند که پیش از "خیانت" حاکم ستم گر و غیر قانونی بر جامعه حکمفرما بوده است۰ تفاوت میان شورش گر و انقلابی نیز در همین جاست که فرد انقلابی خواهان بر طرف کردن انحراف و برقراری نظم سابق نیست، بلکه برقراری نظام سیاسی و اجتماعی نوینی را مد نظر دارد۰
در مورد جمهوری اسلامی مشکل اینجاست که هیچ گاه در وضعیت نظم و هنجار نبوده است۰ در حکومتی که اساس تصمیم گیری ها "مصلحت نظام" است و هیچ اصل و هنجار قانونی، اخلاقی، دینی یا غیر آن قوت و قدرتی ندارد مگر می توان انتظار هنجار و نظم و قاعده داشت؟ برای همین هم هست که ادعای مبارزه با "انحراف" در نظام ولایت فقیه سخنی پوچ و بی محتواست چرا که جمهوری اسلامی هرگز پای بند به هیچ قاعده و هنجاری نبوده است۰ این بدان معناست که احمدی نژاد و یاران شورشی او، همچون اسلاف "اصلاح طلب" شان، بدیل و جایگزینی برای وضع موجود در چنته ندارند۰آن چه تا اینجا مرور شد مؤید این سخن است که شورش احمدی نژاد را نباید جدی گرفت چرا که همچون هیاهوی "اصلاح طلبان" برای تغییر وضع موجود بی بنیاد و عاری از محتواست۰

حال بیایید برای سنجش دیدگاه رایج فرض کنیم فرض جنگ جناح ها درست باشد۰ بر این اساس باید بپذیریم که در شرایطی که دستگاه ولایت فقیه در گرداب بحران های فزاینده ی داخلی، منطقه ای، و بین المللی دست و پا می زند، بالاترین مسئولان نظام در حال دریدن و پاره کردن یکدیگرند۰ به عبارت دیگر، بر اساس تحلیل رایج مسئولان و تصمیم گیران این دستگاه اهریمنی به اندازه ی حشراتی همچون سوسک و پشه هم نزدیک شدن خطر را حس نمی کنند و نمی توانند از آن دوری کنند۰ این نوع تحلیل از روابط میان جناح های رژیم اگرچه با عقل سلیم فرسنگ ها فاصله دارد اما بسیار باب طبع و در راستای منافع جمهوری اسلامی است۰ چرا که اگر گردانندگان این دستگاه اهریمنی تا به آن اندازه نادان و بی برنامه باشند که در شرایط خطرناک کنونی در حال جنگ و جدال با یکدیگر باشند، آیا برای مردم بهتر و عاقلانه تر نیست که از خیابان ها به خانه های شان برگشته و بدون خطر کردن و یا صرف هزینه و انرژی تماشاگر فروپاشی نظام به دنبال جنگ در بالاترین رده ی قدرت آن باشند؟
به باور راقم این سطور، مهم ترین کارکرد شورش احمدی نژاد و دوستان بر دستگاه قضایی ایجاد امید به تغییرات و تحولات جدی و قریب الوقوع از درون نظام است۰ این شورش را باید در راستای تلاش های دیگری همچون انتشار گسترده شایعات مربوط به وخامت حال خامنه ای و احتمال مرگ او در آینده نزدیک و تشکیل کمیته ای برای پیدا کردن جانشین خامنه ای و گمانه زنی ها در باره ی نامزدهای احتمالی رهبر آینده تحلیل و تفسیر کرد۰ برآیند همه ی این "خبر"ها این خواهد بود که باید منتظر وقوع تغییرات جدی در رأس قدرت دستگاه ولایت در آینده بسیار نزدیک باشیم۰ همچنین بازار گرم و رقابت برخی شبکه های فارسی زبان برای دادن آخرین اخبار از درون بیت خامنه ای و دیگر بخش های دستگاه ولایت فقیه را می توان در راستای نیاز مبرم نظام به منحرف کردن توجه از درون جامعه و توده ی ناراضی به درون نظام و نیز القای این باور که گویا دستگاه رهبری جمهوری اسلامی در آستانه ی تحولات جدی و اساسی است ارزیابی کرد۰همچنین این باور در مردم تقویت می شود که گویا بخش بزرگی از دستگاه اطلاعاتی رژیم از شرایط موجود ناراضی بوده و در حال درز دادن اخبار و اطلاعات محرمانه به بیرون هستند۰ مطلوب دستگاه ولایت فقیه این است که توده ی ناراضی همه ی این "خبر"ها و نیز شورش احمدی نژاد و دوستان را با جدیت دنبال کرده و آرام و با خیال آسوده در خانه های خود پای کامپیوتر و تلویزیون نشسته و نظاره گر اضمحلال و فروپاشی دستگاه ولایت فقیه به شیوه ی خود به خودی و بدون پرداخت هزینه باشند۰
این چشم انداز همراه با اخبار مربوط به وضعیت وخیم بیماری خامنه ای و مرگ قریب الوقوع او و شایعات مربوط به تعیین جانشین،توجه بازیگران بین المللی دخیل در مسئله ایران را نیز به جای تمرکز روی عنصر نارضایتی فراگیر مردمی و جنبش مقاومت سازمان یافته به سمت تحولات درون نظام منحرف می کند، چرا که اگر چنین تغییرات و تحولات جدی و بنیادی در ساختار قدرت در ایران در شرف وقوع باشند، کم هزینه ترین و معقول ترین سیاست این خواهد بود که دست نگه دارند و منتظر حوادث پیش رو باقی بمانند و از هر اقدامی که ممکن است در شرایط کنونی به سود رژیم به ویژه جناح "تندرو" تمام شود پرهیز کنند۰

سخن پایانی
شورش احمدی نژاد و دوستان، همچون هیاهوی اسلاف "اصلاح طلب" شان، نشانه ی جنگ قدرت در دستگاه ولایت نیست بلکه بازی حساب شده ای برای منحرف کردن اذهان توده ی ناراضی از پی گیری خواسته ی سرنگونی به جنگ و جدال در درون نظام و امید بستن به آن است۰همان گونه که بارها در نوشته هایم شرح داده ام، فرض جنگ و جدال بر سر قدرت میان جناح های رژیم یکی از ساز و کارهای اصلی فریب در دستگاه اهریمنی ولایت فقیه بوده است۰ خیزش دی ماه ۱۳۹۶ و شعار محوری " اصلاح طلب اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا" ضربه ای کاری به این فریب بزرگ وارد کرد۰ از همین روست که نهان خانه ی برنامه ریزان و طراحان این بازی ها در وزارت تبهکار اطلاعات بر آن است که حتی به بهای به کشتن دادن بقایی در زندان هر گونه شک و تردیدی در باره ی جدی بودن و حاد بودن جنگ قدرت در رأس نظام را بر طرف کرده و به احمدی نژاد و شورش گران همراه او "شهید" بدهند و جاذبه ی او در میان بخشی از توده ی ناراضی را افزایش دهند۰ نتیجه سر جمع همه ی این اقدامات منحرف کردن توجه به درون نظام و امید بستن به وقوع معجزه ای در آنجاست۰