یاد برخی نفرات روشنم می‌دارد. قوتم می بخشد.

نام برخی نفرات رزق روحم شده است. جراتم می بخشد. روشنم میدارد.

دیروز خبر درگذشت دریغ انگیز خواهر نازنینم مینو میرخانی را شنیدم.
از جمله کسانی است که رفتنش را باور نمیکنم. و باور دارم که همیشه زنده خواهد بود و همراه با مجاهدین.
در بحبوحه شرایط سخت و پر درد ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ با او آشنا شدم. با سرعت ما را پیدا کرد و سراغمان آمد. این دوستی از آن روز آغاز شد تا همیشه.
وقتی به رفتنش فکر میکنم بسیار متاثر میشوم. اما یک چیز خیالم را راحت می‌کند. دل کنده بود از این زمین و برای رفتن آماده بود.
در ژوییه سال قبل که همدیگر را دیدیم با خوشحالی گفت که در اکتبر بازنشسته میشوم و میخواهم تمام وقتم را در اختیار مجاهدین بگذارم و بطور حرفه ای علیه رژیم مبارزه کنم. دریغ که بیماری به او مهلت نداد. ولی بنظر من همین انتخاب کافی بود. و رنگی دیگر به همة تلاشها و فعالیتهای چندین ساله او در مسیر مبارزه با رژیم آخوندی داد. مهم این است که همیشه انتخابمان بیشتر مبارزه کردن باشد.
در اعتقاداتش به مجاهدین، به‌ سرنگونی رژیم و به آزادی مردم استوار و پریقین بود. و هرگز در این سالیان کمترین خشی در مواضع او علیه رژیم و مزدورانش و فریبهای رنگارنگ آنها ندیدم. در مسئولیتی که میپذیرفت، سخت کوش و با اراده بود و اما و اگر نمی‌کرد. کاری را که به او می‌سپردی مطمئن بودی که به بهترین وجه به انجام می‌رسد.
حالا مینو از جمع ما به دیاری دیگر رفت و در پی ماموریتی جدید. اما از طرفی هم انگار کسی از این جمع نرفته و کم نمیشود. کیفیت زندگی هر مجاهد و مبارز و هر عضو مقاومت و ارزشهایی که به جا میگذارند، جایشان را پر میکند.
اما هر رفتن یک نشانه است. و مثل برق و نوری بر روی همه برادران و خواهرانم و جمع این خانواده میتابد که خوب ببینم. خوب بشنوم. بسیار یاد بگیرم. و از همة لحظات با آنها بودن بیاموزم. و جز محبت و دوست داشتن و نثار کردن رسمی نداشته باشم. رسم حقیقی یک مجاهد.
ما همه میاییم که فقط یک پیام باشیم برای دیگران و بس. پس لحظه هایمان را پربارتر از همیشه و با ارزشهای انسانی و انقلابی آنچنان بسازیم که همیشه پیامی نو و جاودان باشیم برای هرکس که فقط یک بار ما را می‌بیند.
اگرچه از درگذشت خواهر عزیزم مینو بسیار متاثر و غمگین شدم. اما میدانم که او نفس مطمئنی است که حالا به آرامش رسیده است. او را با شور و آگاهی‌اش و با خنده‌های شادیبخش‌اش همواره در یاد و قلبم خواهم داشت.
فروغ گلستان