قتل عام قیام آفرینان و دلاوران آبان ۹۸ را فراموش نمی کنیم.

اخیرا استاندار پلید و خمینی پیشۀ فاسد رژیم آخوندی در خوزستان به نام غلامرضا شریعتی به تاریخ دوشنبه ۲۶ خرداد ماه ۱۳۹۹ در یک گفتگو که با وب سایت حکومتی انصاف نیوز صورت گرفت، در برابر سوال کشتار معترضین در نیزارهای ماهشهر پاسخ داد "که اساسا این خبر جعلی است و چیزی به نام ماجرای نیزارماهشهر نداشتیم و اگر کسانی که در این رابطه سند دارند به ما نشان دهند که آیا چنین چیزی اتفاق افتاده است؟"
وقاحت و بیشرمی در این رژیم و عواملش هیچ حد و مرزی نمی شناسد، ضمن این که خود کارگزاران رژیم در مورد این اعتراض و سرکوب و قتل عام آنها در نیزار ماهشهر به صراحت موضع گرفتند، حتی بعضی از سازمانهای بین المللی در این رابطه ضمن ارایه آمار به آن اعتراض هم نمودند.
باری، برای رژیم خونخوار جمهوری اسلامی آخوندی فرقی نمی کند که دروغ بگوید؛ زیرا کسانی که در روز روشن با مسلسل دوشکا آتش به روی قیام کنندگان در نیزار ماهشهر می گشایند، دروغ گفتن ساده ترین فرمول انکار آن است. اساسا دروغ گفتن در این دستگاه ایدولوژی جزء ذات و لاینفک آن است.
در آبانماه ۹۸ تمام شیر زنان و کوه مردانِ آزادی ستانی که بر کف خیابانها جانِ شیرینشان را در مشت گرفته و عصبانی و ناراضی از شرایط موجود گرد آمده بودند؛ همانند برگهای زرد و خشک پاییزی منتظرجرقه ای جهت شعله ور شدن آتش این قیام بودند.
بالا رفتن ۳۰۰ در صدی قیمت بنزین جرقۀ این شعله بود. هر چند به نیک میدانیم که آتش این قیام آبان ماه سر در کلیت تضادهای موجود در رژیم جمهوری اسلامی و نظام بربریت آخوندی دارد.
مطالبات دمکراتیک و آزادیخواهانۀ طبقۀ کارگر، توده های فقیر و زحمتکش، زنان، و تمام اقشار ستمکش جامعه اعم از روشنفکران، معلمین، پرستاران، دهقانان، کارگران فصلی، جوانان و ستمگری ملی توام با فقر و گرانی و بیکاری از یکسو و از سوی دیگر سرکوب، قتل عام، زندان، شکنجه، ترور، دزدی، غارت، اعدام، تجاوز، اسید پاشی، شلاق زدنهای خیابانی، قطع عضو بدن معترضین، سنگسار در ملاء عام و خفقان مطلق جامعه و هم زمان جنگ طلبی و ریختن سرمایه مملکت به تنور جنگ و نابودی منطقه توام با اختلاس و هزاران جنایت ریز و درشت دیگر، زمینه را برای قیام پُر خروش آبان ۹۸ از پیش تعیین کرده بود و همچنین ریشه در قیام های قبلی و ۴۰ سال جنایت حکومت دین و دولت آخوندی داشت.
رژیم منحوسِ ولی فقیه جمهوری اسلامی با آگاهی کامل دست به اسلحه می برد که با تمام قوا و تحت فرمان بدون چون و چرای خامنه ای پلید، آتش به اختیار کنند و هر گونه اعتراضی را با تمام توان و با انواع و اقسام سلاحهای مرگ آفرین جواب دهند که نمونۀ خوف انگیز و جنایت آمیز آن بکار بردن دوشکا در نیزار ماهشهر بود، یعنی با استفاده از مسلسلی که مخصوص زدن هلیکوپتر و غیره می باشد.
گلوله های این سلاح بکلی بدن انسان را متلاشی می کند که نمونه آنرا در ماهشهر دیدیم.
در این رابطه خامنه ای پلید گفت: "شکست بدهید و به زانو در آورید".
این سلاحهای مخرب بر روی چه کسانی شلیک شدند؟ مگر نه اینکه پا برهنگان، گرسنگان و غارت شدگان هستند؟ بنا براین اگر خوب دقت کنیم سلاح های مرگبار رژیم جمهوری اسلامی برای ستمکشان، کارگران و زحمتکشان بکار برده می شود که مطالبات دمکراتیک و به حق خود را در کف خیابانها فریاد می زنند.
در اینجا روی سخنم به اپوزیسیون بی رمق و از حال و هوش رفته ای است که کارگران و ستمدیدگان میهن را از به کارگیری قهر انقلابی و مبارزه مسلحانه انقلابی بر حذر میدارند که مبادا پا در میدان نبرد با این دژخیمان تا دندان مسلح بگذارند. بیش از چهل سال است که نظریۀ مخالفین جنگ مسلحانه با رژیم آخوندی در عمل شکست خورده است و متاثر کننده این که با چشمان کم سوی خود دیدند که این رژیم فقط متکی به سلاح و قهر و کشتار مخالفین خود می باشد.
با وجود این رژیم آخوندی که سیاست و دین و قدرت نظامی را با هم یکی کرده است و سپاه و دیگر نیروهای سرکوب گرش را در این ثروت و قدرت سهیم کرده است و در این چهل سال هم ملاحظه کرده ایم که چگونه از این زاویه توده های مردم را قتل عام وغارت می کنند؛ کدام عقل سالمی می خواهد از راه مسالمت به دمکراسی با این جانیان برسند!! تمام کسانی که کوچکترین توهمی به این رژیم دارند و یا به نوعی با تئوری پردازی هایشان در جهت ابقائ این رژیم کوشا هستند، مستقیم هم خط رژیم حرکت می کنند.
در برخورد به رژیم جمهوری اسلامی آخوندی هر امر و فعالیت سیاسی باید در کاکل اش مبارزۀ مسلحانه و نظامی بدرخشد در غیر این صورت حکومت آخوندی نخواهد کرد. هر نیرویی که داعیه براندازی رژیم پلید خامنه ای را در سر می پروراند باید کانونهای شورشی خود را در داخل سازمان دهد که به موقع به همراه توده ها وارد نبرد سرنوشت ساز گردند. البته و خوشبختانه سازمان مجاهدین خلق ایران کانون های شورشی خود را تشکیل داده اند و از این بابت ملاحظه می کنیم که حکومت آخوندها وجنایتکاران چه سوز و گدازی می کنند و چقدر از آن در هراسند چونکه دقیق میدانند وظیفۀ به موقع این کانون های شورشی چیست.
برای تسخیر قدرت سیاسی منهای تشکل و سازمانیابی در بین کارگران و تهی دستان چه چیزی تعیین کننده است؟ مگر نه اینکه تشکل نظامی که در برابر قهر ضد انقلابی قهر انقلابی را بر گزیند؟
اپورتونیسم دشمنی عمده است که اپوزیسیون انقلابی را از درون تهی میکند و تلاش دارد که خط جنگ مسلحانه را مخدوش کند و این اپورتونیسم به بهترین وجه هم خط رژیم است و متاسفانه درون مخالفین رژیم پلید آخوندی به وفور یافت می شود که مشی منحط آنها باید افشاء گردد.
ما به عینه دیدیم که شعار سرنگونی جمهوری اسلامی و مرگ بر خامنه ای و وای به روزی که مسلح شویم در کف خیابانها طنین افکن بود، آری تا کور شود هر که در او غش باشد وهمچنین بور شوند هر که ندید و نشنید که قیام آفرینان آبان ماه چه گفتند و چه کردند. آنها واضح فریاد زدند وای به روزی که مسلح شویم ولی بسیاری از این اپورتونیستها و هم خطی های رژیم میگویند که شما نباید مسلح شوید، ذهی خیال باطل.......
چرا هنگامی که رژیم خون آشام آخوندی انواع سلاحهای کشتار جمعی را علیه مردم ایران به کار می برد؛ این اپورتونیستها در تحلیل هایشان، علیل و ذلیل می شوند و لال می گردند! ولی اگر ستمدیدگان به خاطر احقاق حقوق شان و دفاع از جان و ناموسشان دست به سلاح ببرند، همگی تحلیل گر و نظریه پرداز و مدافع مبارزات مسالمت آمیز می شوند؟ پس ملاحظه می کنیم که نظریه ها و تحلیل هایشان یک جایش سوراخ دارد که همش به جیب رژیم جنایت کار آخوندی سرازیر می شود و درست در راستای خط رژیم حرکت می کنند.
آری، پیمودن سراشیبی ساده است ولی زانو راست کردن در سربلندی نفس گیر ومقاومتی چون کوه همچون پلنگ می خواهد.
این روزها چه در داخل و چه در خارج از کشور مد شده است، از سر سیری و بی دردی آروغهای سیاسی بزنند و از فلان و بهمان نظریه پرداز بورژوازی نقل قول آورده و دوتا مثال هم چاشنی اش کنند که آری مبارزۀ مسلحانه دورانش گذشته است! پس چرا مسلح بودن دیکتاتورها هیچ وقت دورانش نمی گذرد؟ در کدامین شرایط در ایران و در طی این چهل سال ستمگری و وحشیگریِ منادیان جهل و جنایت به مردم و تودهای کار و زحمت فرصت انتخابات آزاد در هر موردی داده شد؟
آهای، شمایانِ هم خطی های رژیمِ خمینی، کدام روز را به خاطر دارید که آخوندها به حق و حقوق مردم در انتخاب شدن، انتخاب کردن، پوشش، بیان، شغل و هر چه که شما بگویید، احترام گذاشت و با زور اسلحه و انواع سلاح های گرم و سرد خلقهای در بند ایران را تیرباران و قلع و قمع نکرد؟ بور و کور شود هر که در او غش باشد.
اگر جرأت به میدان رفتن و چنگ در چنگ شدن با رژیم جمهوری اسلامی را ندارید، بگذارید توده های به میدان آمده خودشان سرنوشتشان را تعیین کنند؛ شاید راه نجاتی هم برای شما عافیت نشینان پیدا کنند. به قول شاعر: تو که مرحم نه ای بر زخم ریشم، نمک پاش دل ریشم چرایی....
اگر کمی به پروسۀ مبارزات ستم دیده گان در ایران از مقطع ۷۸ تا به حال نگاهی گذرا و دیالکتیک داشته باشید و پدیده های جامعه و اتفاقات و رویدادهای جاری را خارج از ذهنتان ارزیابی و تحلیل کنید و نه آنطوریکه می خواهید، به این نتیجۀ منطقی خواهید رسید که به تمام راههای رفته شده، حکومت آخوندی نه تنها احترام و اهمیت نداد بلکه با تمام قدرت و در همۀ موارد با کمک تفنگ و سلاح هایشان به جان و مال و ناموس مردم چون ایلغار مغول تاختند و نابود کردند.
نه شعار رفرم جواب داد، نه دوم خردادی جواب داد و نه اصلاح طلب جواب داد. بلکه نتیجۀ نهایی را مردم در آبان ماه ۹۸ و در کف خیابانها اعلام کردند که: اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمامه ماجرا، مرگ بر خامنه ای، جمهوری اسلامی سرنگون سرنگون و در کاکل این شعارها، وای به روزی که مسلح شویم. اینجاست که توده های به ستوه آمده و رزمنده عالی ترین شکل مبارزه یعنی جنگ مسلحانه را انتخاب کردند که بر تارک چهل سال نبرد با جمهوری اسلامی می درخشد و می رود تا در دستور عمل نیروهای به جد سرنگونی طلب و به جان آمده قرار گیرد. "آتش جواب آتش".