اظهارات منزجر کننده اخیر پاسدار رضایی جانشین سرکرده نیروی انتظامی خامنه ای، پدرخوانده داعش، مبنی بر شکستن دست و قلم کردن پای دستگیرشدگان، بیانگر وحشت خامنه ای و رژیمش از قیام و سرنگونی محتوم و از طرفی بیانگر عمق و ابعاد جنایت پیشگی نظام ولایت است.

فرهنگ و ادبیات تماما آلوده نظام و مهره های ولایت منحوس به قتل و جنایت و کشتار پس از ۴ دهه حتی در مقابل دوربین های تلویزیون تماما کنترل شده خود رژیم، همچنان برای عموم بهت انگیز است. این است شمه ای از فاشیسم مذهبی ولایت فقیه.
با نیم نگاهی به خبرهای رسانه های رژیم وهمچنین رسانه های مقاومت ایران، گسترش فعالیت‌های کانون‌های شورشی در تهاجم و درهم کوبیدن مراکز سرکوب و اختناق رژیم در سراسر میهن، گذار سریع مدار کمی به کیفی خود را نشان میدهد. خبرهای روزانه کشف سلاح و مهمات جنگی و شورشی در مقادیر بهت آور صدها و هزاران در منازل و خودروهای شخصی در شهرهای میهن، از نقل وانتقال سلاح از مرزهای غرب و شرق به عمق شهرهای میهن، از کشف سلاح های وینچستر، تیربار، تک تیراندازهای دوربین دار، سی عدد کلت در یک خودرو، کشف نزدیک به سه هزار سلاح در یک استان از ابتدای سال، نارضایتی های عمومی را در ارتقای کمی به کیفی کانونهای شورشی و ورود سلاح به وضوح نشان می دهد.
بلاهای ولایت خامنه ای،‌ شامل کرونای ولایت،‌ گسترش پاندومی کرونا، سرکوب غیر قابل تصور، فقر،‌ گرانی، بلاهای ناشی از سیل و آلودگی هوا، وضعیت فاجعه بار رژیم در سیاست خارجی، تحریم های بی سابقه، ایزولاسیون منطقه ای و بین الملی و کشته شدن پدر بمب اتمی اش پس از هلاکت دژخیم سلیمانی،‌ و ضربات پی در پی نظامی در سوریه و دیگر کشورهای منطقه، رژیم را در شیب تندتری رو به سرنگونی برده است.
همزمان با عربده کشی وحشیانه این پاسدار برای سرکوب داخلی، رژیم آخوندی در خلیج فارس دست به راهزنی دریایی و توقیف یک کشتی کره ای زد که انروی سکه و سیاست سرکوب داخلی است.
 رژیم آخوندی به نحو مسخره ای دلیل این دزدی دریایی را الودگی اب دریا توسط کشتی توقیف شده کره ای بیان کرده که تنها باعث مضحکه خاص و عام شده است. رژیمی که هوای آسمان ایران و نفس کشیدن برای مردم ایران را نیز با سیاست های مخرب و سودجایانه سپاه در استفاده از سوخت‌ های غیر استاندارد همچون مازوت و صنایع غیر استاندارد در کنترل حکومت و سپاه، سیاه و قطع کرده است. رژیمی که منابع طبیعی ایران از جنگل و کوه و رود و دریا و آسمان را برای منافع سودجایانه حکومت و سپاه به نابودی کشانده است. برای باج گیری برای آزاد کردن لااقل سهمی از پول‌های بلوکه شده خود در کره جنوبی بدلیل تحریم‌های بین المللی به بهانه آلودگی آب دست به دزدی دریایی می زند.
نمونه مشابه همین اقدام رژیم اعلام افزایش غنی سازی اتمی به ۲۰ درصد است که دولت آمریکا اعلام کرد این اقدام رژیم صرفا یک سیاست باجخواهی است که البته ناکام خواهد شد.
سوالی که مطرح می‌شود که آیا این اقدامات رژیم از موضع قدرت است؟ یعنی آیا چنان دست بالا را دارد که در داخل کشور و آنهم در خیابانها دست و پاقلم می کند و در صحنه بین الملی هم کشتی می دزدد و غنی سازی می کند و اینها را در فیلم و تلویزیون هم مطرح می کند و قدرتنمایی می کند؟ یا برعکس، مطلقا از روی ضعف و استیصال و درماندگی است؟.
آیا این اقدامات باعث ترس و فروکش کردن اعتراضات مردمی از یک طرف و عقب‌نشینی جامعه جهانی در مقابل رژیم میشود؟ یا برعکس این رژیم را منفورتر و منزوی تر و آتش خشم مردم را تیزتر می کند؟
با نگاهی به آنچه در ابتدا درباره بحرانهای ولایت خامنه ای و شرایط قیامی جامعه و مقاومت و کانونهای شورشی اشاره شد، به خوبی روشن می شود که تمامی این اقدامات از وضعیت بحرانی رژیم ناشی میشود. این اقدامات بیانگر ترس و وحشت رژیم از قیام است و نهایتا هم در داخل کشور و هم در سطح بین المللی تماما به ضد خود تبدیل می شود و هرچه بیشتر برای همگان روشنتر میشود که این رژیم زبانی به جز زور نمی فهمد و چاره اش در سرنگونی است.