قرار بوده یک بمب در محل گردهم آیی مقاومت ایران و مجاهدین خلق در ویلپنت پاریس منفجر شود و انبوهى از مجاهدین و مقامات و شخصیتهاى کشورهاى اروپایى و آمریکایى و خاورمیانه طی آن کشته و مجروح شوند.

این توطئه تروریستى خنثى شده و بخشى از تروریستهاى دست اندرکار دستگیر، محاکمه و به زندانهاى طویل المدت محکوم شده اند.
فرماندهى اصلى عملیات تروریستی و سلسله مراتب این فرماندهى از خامنه اى تا سپاه ضد مردمى پاسداران و دولت و وزارت اطلاعات رژیم بوده. فرمانده میدانى اسدالله اسدى کاردار سفارت رژیم ایران در وین بوده، نسیمه نعامی و امیر سعدونی که خود را به عنوان هواداران مجاهدین خلق جا زده و در برخى مراسم و برنامه ها شرکت مى کرده اند، مجرى بمبگذارى بوده اند. مهرداد عارفانى یک ”شاعر” و ”زندانى سابق” که مانند مزدور ایرج مصداقى به احتمال قریب به یقین در همان دوران زندان به استخدام ارگان های اطلاعاتى رژیم درآمده است، نقش رابط و حضور در صحنه و گزارش انجام نهایی عملیات به اسدی را داشته است.
بخش بسیار کوچکى در حد قطره اى از دریاى اطلاعات مربوط به این توطئه تروریستی که در اختیار رسانه ها قرار گرفته حاوى انبوهى اطلاعات و فاکت است به نحوى که هنوز که هنوز است هر روز گوشه ای از این جنایت عظیم در یک یا چند رسانه مشهور بر ملا مى شود.
این ضربه سهمگین و بى سابقه ای در ۴۲ سال حاکمیت ننگین رژیم جمهورى اسلامى است. به ویژه این که در اسناد بدست آمده از اسدالله اسدى اسامى صدها مزدبگیر رژیم در چندین کشور اروپایى (و چه بسا بیشتر) نیز لو رفته و رژیم از این بابت به شدت نگران است.
در مقابل این رسوایی بزرگ و شکست مفتضحانه ارگانهاى اطلاعاتى رژیم به این نتیجه رسیده اند که فعلا و به عنوان راه حل موقت یک «عملیات فریب» را تدارک ببینند.
البته رژیم اشراف کامل دارد که این «عملیات فریب» تنها به عنوان یک مُسکن عمل خواهد کرد و چاره‌ى دردهاى بى درمانش نخواهد شد.
هدف از این عملیات فریب این است که فعلا یک هیاهو از سوى رابطین و مزد بگیران و رسانه هاى مستقیم و غیرمستقیمش و براى سرپا نگه داشتن چند روز بیشتر آنان، به پا کند تا به جای پاسخگویی به سوال اصلی یعی جنایتهای تروریستی اش، مجاهدین خلق و مقاومت ایران را که خود سوژه اصلى و هدف این عملیات تروریستى بوده اند، مورد بازخواست قرار دهد.
آیت الله معلوم الحال بى بى سى طى یک گزارش مى گوید: پرسشهای زیادی بی‌پاسخ مانده از جمله این‌که چه شد هوادار سابق مجاهدین به دشمنی با آنها برخاست و یا مهمتر چه چیزی شاعر را بمبگذار کرد؟
(در میان پرانتز توضیح بدهم که حضرت آیت الله باید ابتدا به این سؤال پاسخ بدهند که چه شد که یزید بن معاویه که شاعر هم بود شد قاتل نواده پیامبر و خاندانش؟!!!).
تازه برخی هم به فرموده پا را از این فراتر گذاشته و برغم انبوه اسناد و مدارک بویژه در مورد ارتباطات مستمر عارفانی با اسدی و برغم استدلالات محکم قاضی و برغم دهها فاکت مندرج در حکم در باره عارفانی مدعی هستند که او بیگناه بوده و مجاهدین برای او پاپوش درست کرده اند!!
یک مزدور معلوم الحال دیگر وزارت بدنام که خیلی از شکست توطئه تروریستی علیه مجاهدین ناراحت است مى پرسد: چرا و چگونه این افراد توانسته‌اند در سال‌های طولانی با این سازمان همکاری کنند بدون آنکه این سازمان از ارتباط آنها با وزارت اطلاعات یا دیگر نهادهای اطلاعاتی- امنیتی رژیم با خبر باشد؟
عاطفه اقبال مانند همیشه به دنبال «اسامى به دست آمده از مدارک اسدی» است و به شدت خواستار انتشار این اسامى است، همانطور که در آن سالها برای اینکه گرا به دشمن بدهد، به فرموده فراخوان پشت فراخوان میداد که چرا مجاهدین اسامی زخمی های موشک باران را منتشر نمیکنند یا چرا اسامی افرادی که به آلبانی منتقل شده اند را اعلام نمی کنند!
همدست و همکار دیگر این ماماچه پلیدک و آن پلیدکچه دیگر سیامک نادرى نامى است که فرافکنى هاى مشابهى را عنوان کرده است. مطالب منتشره در سایتهاى وزارتى و انجمن نجات و ایران اینترلینک خدابنده و سینگلتون جاى خود دارد و پر است از انبوه فرافکنى ها در این زمینه. اینها ورسیون خارج کشوری حرفهای ظریف و پاسداران و شکنجه گرانی هستند که مدعی بودند این طرح اساسا کار خود مجاهدین بوده و ”منافقین از خدا بی خبر” برای این دیپلمات معصوم و مظلوم دام پهن کرده بودند! خلاصه بازار شام است، همه مزدوران وزارت بدنام و هم پالگى هایشان وسط ریخته اند که مجاهدین الا و بلا باید همه کارهای خودشان را زمین گذاشته و به سؤالات و ابهامات بسیار مهم این مواجب بگیران پاسخ دهند. انگار که قرار نبوده که چند صد تن در این عملیات کشته شوند و هیچ سؤالى از رژیم دیگر باقى نمانده که در روز روشن می خواسته بمب را وسط اروپا منفجر کند و هیچ نقطه ابهامی در مورد سایر عملیات و سلسله مراتب فرماندهى آن در این پرونده نیست؟. در میان این مزدوران خارج کشورى گشتاپوى آخوندى یک حنیف حیدر نژادى هم پیدا شده که واقعا کشف ”پسامدرن” آن هم در کیهان لندن کذایى کرده است. معلوم است که ضربه به کجا خورده است. نگاه کنید:
” کشورهای دمکراتیک وظیفه دارند تا نگذارند زمین و کشور آنها محل تسویه حساب‌های ایدئولوژیک سازمان مجاهدین و حکومت اسلامی‌شود”!!!
ملاحظه مى کنید دریدگی و وقاحت پسا مدرن را؟ یعنى بمب گذارى رژیم در یک گردهم آیی صدهزاره نفره مقاومت ایران در پاریس محل «تسویه حساب ایدئولوژیکی» مجاهدین و ”حکومت اسلامی” است!!. این ورسیون و گویش دیگر اظهارات روز چهارشنبه ۱۰ فوریه ۲۰۲۱ ”مدیرکل اروپا”ی وزارت خارجه رژیم است که بعد از یک هفته که در حالت کوماى بعد از ضربه دادگاه بوده، افاضه کرده که ”فرآیندهای طی شده تحت تاثیر توطئه طراحی شده توسط گروهک تروریستی منافقین برای تخریب روابط ایران و اروپا بوده است...”.!!!
همه این خزعبلات که پشیزى نمى ارزد و جز افشاى ماهیت مزدورى این اعضای خارج کشورى گشتاپوی آخوندى فایده ای ندارد، تا جایى که به خود رژیم مربوط مى شود براى کم اثر کردن ضربه سهمگین وارد آمده به سراپای نظام تروریستی آخوندى و کمرنگ کردن پیروزی عظیم مقاومت ایران است، اما مزدوران رنگارنگ وزارت بدنام یک هدف دومى را هم دنبال مى کنند که همانا طفره رفتن از و دور زدن یک سؤال اصلى است: کی، کجا، چگونه و چقدر میگرفتی؟ این است نقطه آغاز تمامى سؤالات و ابهامات که به صورت یک کر هماهنگ از سوى مزدوران وزارت بدنام در حال خراشیدن گوش ها است.
البته سایت رهیافته رژیم در رابطه با چند تن از این مزدوران به این سؤال پاسخ داده و تصریح کرده که: «وزارت اطلاعات ... برخی مانند سلطانی، خدابنده، عزتی، حسینی، یغمایی، کریمدادی، مصداقی، پورحسین... را استخدام کرده‌ با انرژی‌گذاری کلان و البته تأمین مالی»...
اکنون باید منتظر بود که در ادامه اسامى سایر مزدبگیران وزارت بدنام منتشر شود. آن روز دیر نیست. پاسخ به همه سؤالات را آن موقع همه خواهند یافت.