نگاه به حکم دادگاه آنتورپ و واکنش‌های گسترده و جهانی آن به همراه واکنش‌های هیستریک مقامات نظام آخوندی علیه سازمان مجاهدین خلق نیازی به تحلیل و تفسیر ندارد و درک این پیروزی برای هر ناظر بیطرفی ساده و آسان است.

در همین رابطه خبرگزاری بسیج دانشجویی سپاه پاسداران اعتراف می کند: «در این پروژه با اینکه به‌دستور خامنه‌ای بالاترین سطوح نظام برای آزادی اسدی تلاش کردند مجاهدین پروژه نظام برای بازگرداندن اسدی به تهران را خنثی‌سازی کردند و در نهایت روز ۱۶بهمن، شد آنچه نباید میشد».
 واقعیت این است که مجاهدین و مقاومت ایران با بکارگیری گسترده همه امکانات حقوقی، سیاسی و اطلاعاتی راه را بر هرگونه زد و بند و معامله بستند و بر همگان روشن شد که سازمان مجاهدین تنها همآورد و آلترناتیو نظام آخوندی است. مجاهدین در این پروژه با همه توان و ظرفیتشان در مقابل نظام آخوندی در تمامیتش ایستادند و دشمن را در انظار بین المللی خوار و خفیف و محکوم کردند و نشان دادند در جایی که شارلاتان بازی سیاسی و دروغ و شانتاژ خبری نباشد، در جایی که سیاست مماشات و چشم بستن به روی ظلم و ستم آخوندی نباشد، در جایی که مزدور و خائن و فرومایگان دخالتی نداشته نباشند و در جایی که به قول آقای رجوی یک قطره آزادی و یک ذره حقوق وجود داشته باشد، حقانیت مجاهدین خلق همچون الماس خواهد درخشید. این دادگاه نه تنها به محکومیت اسدالله اسدی و به سه همدست تروریست آنها رای داد بلکه کلیت نظام آخوندی را نیز محکوم کرد. کلیت نظام آخوندی یعنی دستگاه دیپلماسی رژیم آخوندی، یعنی محمد جواد ظریف و روحانی و خامنه ای و آخوند علوی. در حکم دادگاه تصریح شده است که اقدام اسدالله اسدی به ابتکار شخصی او صورت نگرفته است. این یک پیروزی بزرگ برای مجاهدین برای نخستین بار در عرصه بین‌المللی است که یک دیپلمات شاغل به بالاترین مجازات یعنی ۲۰ سال (معادل حبس ابد) محکوم می شود.
این پیروزی آنقدر به حق و بزرگ بود که به رژیم فرصت و امکان زیر سوال بردن حکم را نداد. از این رو برای منحرف کردن و یا کاستن از تاثیرات داخلی و بین‌المللی آن به مشتی مزدور و خائن و وطن فروش که سال ها به آنها جیره و مواجب داده است متوسل شده تا سیاست خط شیطان سازی را دنبال کند. خط رژیم طی این سال‌ها عوض کردن جای ظالم و مظلوم بوده است که البته در دورانی که رژیم و سیاست مماشات در ضعیف‌ترین موقعیت خود می باشد دیگر کارآیی ندارد.
از آنجا که محاکمه دیپلمات تروریست رژیم و همدستانش طلایه و شروع راهی برای محاکمه همه مزدوران رژیم آخوندی می باشد، آنها از ترس اینکه مبادا روزی به پای میز محاکمه کشانده شوند به این ترفندها متوسل می شوند. مزدورانی مانند مصداقی، یغمایی، عاطفه اقبال و ... که در آیینه پیروزی دادگاه بلژیک چهره منفور خودشان را می بینند که البته سلب تابعیت و پس گرفته شدن همه جیره و مواجبی که طی این مدت از وزارت اطلاعات گرفته اند از کمترین پیآمدهای آن است.

تاریخ سیاسی ایران سرشار از دلاوری‌ها و فداکاری های فرزندان ایران زمین است که از مجاهدین صدر مشروطه تا مجاهدین جنگل و پیشوای نهضت ملی ایران دکتر محمد مصدق و مجاهدین خلق ایران همه سر به سر، تن به کشتن دادند ولی هرگز میهن به دشمن ندادند. اما در کنار همه این دلاوری‌ها همیشه مشتی مزدور و خائن نیز در جبهه استبداد و ارتجاع و استعمار قرار داشته اند که علیه منافع و سرمایه های ملی خیانت ورزیده‌اند تا شعله‌های انقلاب و آزادی را در این سرزمین خاموش کنند. به عنوان یک ایرانی وقتی به مبارزات یک صد ساله مردم ایران می نگرم در پس همه تلاش‌ها و جانفشانی‌ها و فداکاری های مجاهدین و مبارزان راه آزادی بیش از آنکه از دشمنان مردم ایران در خشم و نفرت باشم از دست خائنان و وطن فروشان در انزجار و نفرت هستم زیرا دشمنان همیشه مرتکب جنایت می شوند اما خائن‌ها هم خیانت و هم جنایت می کنند. افسوس که در دوران حیات سیاسی خودمان نیز مانند همه مبارزات آزادیخواهانه خلق‌ها از مبارزات اسپارتاکوس تا به امروز با این پدیده کثیف و ضد مردمی همچنان مواجه هستیم. این جرثومه‌های فاسد در گنداب متعفن خویش از پیکر مردم فقیر و ستمدیده ایران و پیشتازان آزادی آن زالووار ارتزاق می کنند و دور نیست روزی که پرونده اعمالشان گشوده شود.
دادگاه دیپلمات تروریست نظام آخوندی در بلژیک برای مردم و مقاومت ایران یک دستآورد بی نظیر و بزرگ به حساب می‌آید که این دستآورد می تواند مبنای بسیار خوبی برای مقابله با دیپلماسی ترور و سرکوب و شانتاژ آخوندی در مجامع سیاسی و دیپلماتیک باشد.
بازخواست کردن مجاهدین برای اینکه توضیح بدهند چگونه رژیم توانسته است در میان آنها نفوذ کند و یا طرح پرسش های رذیلانه ای از این قبیل که چند نفوذی دیگر وجود دارد و یا در بیان خبر این پیروزی نامی از مجاهدین و یا خانم رجوی نیاوردن و با عباراتی کلی از قبیل اجتماع اپوزیسیون ایران و ... کر هماهنگ و ترفندهای مختلفی است که رژیم برای کوچک کردن این پیروزی بکار گرفته است. یعنی در حالیکه دیپلمات تروریست رژیم قرار بوده یک بمب نیم کیلویی را در سالن برگزاری مراسم سالانه سازمان مجاهدین در پاریس منفجر کند اما مزدوران رژیم با بی‌شرمی و وقاحت تروریست‌ها را رها کرده و باز هم یقه مجاهدین را گرفته اند.

بنابراین در چنین شرایطی لازم است هر جریان سیاسی ایرانی صرف نظر از منافع گروهی و حزبی و رقابت های معمول سیاسی اگر دل در گرو آزادی مردم ایران دارد با حفظ مرزهای سیاسی و حزبی اش بطور قاطع شکست دیپلماسی ترور در برابر مقاومت ایران و مجاهدین را محکوم کند و در کنار مردم و مقاومت ایران قرار بگیرد و این پیروزی بزرگ را به نام مجاهدین ثبت نماید. سکوت و بیطرفی در این مورد مشخص از جنس خیانت به منافع ملی مردم ایران و دلجویی از تروریست ها است و هرگز قابل قبول نیست. مردم ایران سکوت معنادار چنین مدعیان به آزادی را هرگز نخواهند بخشید. آنهایی که فکر می کنند با این ترفندهای خائنانه می توانند مانع اراده و عزم مجاهدین، این فرزندان آزادیخواه ایران برای سرنگونی نظام پلید آخوندی شوند به خوبی می دانند مجاهدینی که در برابر سهمگین ترین یورش های ارتجاع و استعمار ایستادگی کرده و هر بار قویتر از قبل با کوله باری از تجربه به مبارزه خود علیه فاشیسم مذهبی با انگیزه بیشتر و بهتر ادامه داده اند به یقین این مزدوران و خودفروختگان شناخته شده را نیز جارو خواهند کرد.