(با اجازه حافظ)

هر که شد نوکر چین در پس دیوار بماند

غیر از عظما که در این حادثه پروار بماند

 

رهبر چین که گرفتار غم عظما بود

سرخوش از رابطه با شیخک بیمار بماند

 

شیخ اموال وطن داده به تاراج افسوس

بی وطن بود و در این واقعه بدکار بماند

 

زان تطاول که به اموال وطن کرد عظما

جیب چین پر شد و خرسند در این کار بماند

 

حکم عظما چو بشد جاری و راضی شد او

برد چین پیرهن و در پی شلوار بماند

 

زآنهمه بنجول چینی که به ایران آمد

شیخ شد میلیونر و صاحب انبار بماند

 

دینفروشان که همه همدم عظما بودند

نام ننگ همه شان ثبت به طومار بماند

 

ترکمانچای؛ خیانت به وطن بود اما

"ترکمان شیخ" هم از سِیدَلِ پاسدار بماند