علیرغم استفاده از همه نیروهای سرکوبگر, رژیم قادر به مهار قیام نیست. واکنش رژیم با ترتیب دادن ”ضد تظاهرات” که عجولانه ترتیب داده شد تاثیری نداشت. تبلیغات رژیم که مجاهدین خلق را هدف قرار داد, تنها استیصال دیکتاتور را به نمایش گذاشت. بلافاصله در فردای تظاهرات ”حمایت” از رژیم, ایرانیها بار دیگر به خیابان شهرهای کشور سرازیر شده و نیروهای سرکوبگر دیکتاتور را به چالش طلبیدند.
در سطح بین المللی, رژیم که با یک غرب ترسو مواجه است و از منافع اقتصادی موجود آگاه است (آورا, توتال, رنو ...برای فرانسه) می دانست که تنها چیزی که با آن روبرو خواهد شد بیانیه هایی (از جانب غربیها) است که مصرف آن افکار عمومی است. در حالیکه ملاها استراتژی تولید اورانیوم غنی شده را دنبال میکنند و تهدید مسلح شدن به سلاح هسته ای موجود است, آنها از سکوت شریک جرم قدرتهای دمکراتیک (غرب) تشویق میشوند.
اما شورای ملی مقاومت ایران که قطعا یکی از اصلی ترین تشکلهای اپوزیسیون در برابر رژیم است, در سال 2002 سایتهای غنیسازی اورانیوم رژیم را افشا کرده بود, بدون اینکه هیچ اقدامی از سوی جامعه بین المللی اتخاذ شود. تنها در سال 2009 بود که آژانس بین المللی انرژی اتمی اقدام کرد ولی پیگیری قابل توجهی تا به امروز نشده است.
شکافها شروع به ایجاد ترک در درون رژیم کرده اند. صداهایی در صحنه بین المللی شروع به شنیده شدن کرده اند. رئیس جمهور آمریکا که یک سال است سیاست مماشات به نامه «دیالوگ» را دنبال میکند علائم از نا امیدی نشان میدهد. قتل عام شهروندان ایرانی که برای آزادی مردمشان مبارزه میکنند در مقابل دوربین ها, مشروعیت رژیم ملاها را به لرزه در آورده است.
چکار میتوانیم بکنیم؟
دولت فرانسه بایستی به سیاست دو گانه اش پایان بخشد : از یک طرف اظهاراتی که محکومیت سرکوب رژیم ملاها را برجسته میکند واز سوی دگیر از گروه های اقتصادی فرانسوی مثل توتال و آروا و رونو, که حضورشان در ایران حمایت واقعی از رژیم است حمایت میکند. وقت آن رسیده است که با مردم ایران در مبارزه قهرمانانه آنها برای رهایی از زنجیرهای فاشیسم مذهبی همبستگی کنیم. بایستی روابط دیپلماتیک با این رژیم ملاها را معلق کرد.
بنام مردم فرانسه آزادیخواه, بنام سنتهای دمکراتیک , بایستی منتخبین ما ابراز نظر کنند. ما دیگر نمی توانم چشمانمان را در مورد آنچه که در مقابل ما, در صفحه تلویزیونهایمان میگذرد ببندیم. خلق باستانی ایران, وارث تاریخ و فرهنگ چندین هزار ساله، حق دارد از مردم فرانسه از منتختبین آن و از دولت آنها انتظار همبستگی داشته باشد. نقش داشتن در سرنگونی رژیم حیوانی ملاها از طریق ایزوله کردن آن و یک حمایت روشن از نیروهای اپوزیسیون میگذرد. بخصوص از کسانی که بروشنی از یک رژیم لائیک و دمکراتیک حمایت میکنند و به همین خاطر در زندانهای شاه و ملاها بسر بردند. وقت آن رسیده است که از ابهام خارج شویم. ما باید در کنار مردم ایران که برای رهایی از یک ااستبداد سرکوبگر مبارزه میکند قرار داشته باشیم. باید به رژیم حاکم در ایران نشان داد که ادامه روند نرمالیزاسیون، مشروط به رفتاری احترام آمیز نسبت به آزادیهای اساسی است, و قبل از هر چیز آزادی ابراز عقایده و انتخاب رژیم سیاسی مورد علاقه مردم می باشد.
ژان پیر برار نماینده سن سن دونی
شهردار افتخاری مونتروی
13 ژانویه 2010