گروگان گیری از دیرباز سلاح و سیاست رژیم باجگیر تهران در مقابل دولت های مماشاتگر بوده است. رژیم بخوبی دریافته که در بستر ضعف دولت های غربی ، میتواند با گروگان گیری، باج خواهی کرده و به خواسته های خود در یک زدوبند با دولت مربوطه برسد.
درفرانسه بطور خاص با هدف گذاشتن فشار بر روی دولت فرانسه برای محدود کردن فعالیت های اصلی ترین اپوزیسیون رژیم آخوندی یعنی مجاهدین بوده است .
کودتای ۱۷ ژوین را همه بخاطر داریم که چگونه برای بستن قرار داد ۵ میلیارد دلاری با شرکت توتال بود که ژان کلود موریس این مساله را درکتابش «اگر تکرار کنی تکذیب خواهم کرد» توضیح داده است .
اگریادتان باشد،
همین هفته نامه فکاهی کانار آنشنه که اخیر یک مطلب سراسر کذب و دروغ و بدون مدرک علیه خانم مریم رجوی اخیرا نوشته است، ۹ ماه پیش در مورد آزادی یک گروگان فرانسوی نوشته بود «مجاهدین در کفه دیگر ترازوی آزادی ناگهانی یک گروگان فرانسوی در ۱۳ ژوئن» قرار دارند.
اقدام اخیر این هفته نامه فرانسوی نشاندهنده همان سیاست بی شرمانه است که دولت های غربی درمقابل سیاست گروگانگیری رژیم آخوندی سر خم میکنند.
اما در اکثر موارد قیمت این باجگیری و زدو بند از جیب مقاومت مردم ایران برای سرنگونی، مجاهدین خلق و رهبری آنها پرداخت شده است. اینرا در آزاد کردن بی شرمانه قاتلان و تروریستهای محکوم شده در دادگاهای اروپایی، در ازای باجگیری، آزادی چند شهروند عادی اروپایی، از جانب رژیم بارها دیده ایم.
نکته جالب توجه اینکه اینبار علاوه بر اتهامات بی اساس قبلی که رژیم همواره آنها را تولید و به خورد دولت های غربی ،رسانه ها و خبرنگاران “ دوست” خود می داده است، از اتهام خنده دار و سخیف “ همیاری اجباری “ میگوید. گویا مجاهدین و خانم رجوی هزاران ایرانی در سراسر جهان را ، در کشورهای دموکراتیک و در ایران تحت حکومت آخوندها، در قرن بیست و یکم، در عصر ارتباطات جمعی آزاد، توانسته اند مجبور کنند که به آنها کمکمالی بکنند !!! عجبا آنها مجبور به کمک اجباری شده اند که با صدا و تصویر خودشان درسیمای آزادی ظاهر بشوند و کمکهای خودشان را اعلام کنند و با بیان عمیقترین احساسات پاک و انسانی و انقلابی خودشان روی آنتن زنده سیمای آزادی از این که نتوانسته اند بیشتر کمک کنند اظهار بدهکاری هم داشته اند.
این افترائات کثیف فقط ساخته دشمن مجاهدین و دشمن ایران و ایرانی، یعنی آخوندها می تواند باشد.
در دنیای امروز ، هر کمکمالی به جنبش خانم رجوی از یک دلار تا یک میلیون دلار، حامل عشق به خانم رجوی و جنبشی است که او برای سرنگون کردن آخوندها و آزادی ایران، رهبری میکند .
من خودم یکی از افرادی هستم که همواره کمک به سیمای آزادی را جزیی از مسولیت های خودم دانسته و همواره با ا فتخار و داوطلبانه کمک کرده ام . رژیم اگریک بار دیگر میخواهد مانند ۱۷ ژوئن بخت خودش را درمورد منابع مالی سازمان بیازماید . قعطا این بار هم بور و کور خواهد شد.
و برای هر کمک کننده در این همیاری داوطلبانه، از جمله خود من ، جای بسی افتخار است که با کمک خود به خانم رجوی ، برای یک ایران آزاد فردا، ادای دین کوچکی به بزرگ زن تاریخ ایران کرده باشیم که طی این سالها با رنج و تحمل سختیهای وحشتناک، پرچم مبارزه با هارترین رژیم تاریخ ایران را محکم بدست گرفته و ضربات خورد کننده و سنگینی را بر پیکر این رژیم جنایتکار وارد کرده است . تظاهرات با شکوه درفرانسه در۸ فوریه و تظاهرات در مونیخ و تظاهرات ۸ مارس طی یک ماه گوشه ای ازاین فعالیت هاست و همین فعالیت ها رژیم آخوندی را دیوانه کرده و با زد و بند با مماشاتگران، برای انتشار کثیفترین و مهوع ترین اتهامات به خانم رجوی دست به دامن یک نشریه فرانسوی شده است.
اما ۳۶ ساعت بعد از انتشار این اتهامات سخیف با آزادی یک گروگان فرانسوی کوس رسوایی رژیم و مماشاتگران به صدا در آمده و بر سرشان آوار شد .
اتهامات واهی و دروغین این هفته نامه درمورد خانم مریم رجوی، نشاندهند عجزو و درماندگی این رژیم درمقابل پیشرویهای این مقاومت بوده است .