پرویز خزایی: روز زن، یک حادثه ساده در قطار نروژ و یک پیام بزرگ و تاریخی

 

 

روزهشتم مارس، روز جهانی زن، زنان و مردان عضو و هوادار شورای ملی مقاومت ایران، بطورگسترده مانند هر سال با شرکت در مراسم کشورها و شهرهای مختلف این روز بزرگ را جشن گرفتند. من پس از شرکت در مراسم روز زن در اسلو بهمراه یکی از اعضای گرامی شورای ملی مقاومت، قطار شهر اسلو را گرفتیم که به مقر دفترنمایندگی شورا در نروژ برگردیم.

 

در یک کوپه این قطار بین شهری هر طرف شش صندلی دارد یعنی جمعا دوازده صندلی. کوپه ها به هم نزدیک هستند و مسافران همه یکدیگر را می بینند و می شنوند.

من و همرزم شورایی روبروی هم روی دو صندلی نزدیک به پنجره نشسته ایم و چهارجای دیگر خالی است. در طرف دیگر راهروی کوپه ما سه زن و دختر نروژی نشسته اند، یعنی سه جای دیگر خالی است برای تازه واردین. یعنی جمعا هفت جای خالی برای تازه واردین وجود دارد.

 

پشت سرصندلی ما در راهرو ورودی درب قطاریک مرد که خارجی است با یک عصا سرپا ایستاده و نشان میدهد که مشکل جسمی دارد. در پشت مرد یک دختر جوان خارجی با روسری محکم که تقریبا تمام صورت او را پوشانده است- طوری ایستاده است که تقریبا هیکل این مرد تمام جسم و صورت او را پوشانده است. یعنی این دختر بین این مرد و دیوارپشتش کاملا پنهان است بنحوی که دیگران او را نبینند......

 بعد از مدت کوتاهی این مرد عصا بدست بناگهان به همه ما ۵ نفر یعنی من و همرزم شورایی و آن سه زن نروژی نهیب میزند که باید همه بلند شوید و بروید به قسمت های دیگر قطار چون همسر من باید در اینجا بنشیند! وقتی به او مودبانه و البته با تعجب میگوییم که در این قسمت کوپه چهارجای خالی است، او با تحکم میگوید که شما مرد هستید و او نمی باید در قسمت شما بنشیند! آن زنان نروژی مودبانه میگویند پس بیایید به قسمت ما که هر سه زن هستیم بنشیند- مرد با تحکم میگوید که نه شما حجاب ندارید و او نباید کنار شما بنشیند....!!!!

 

بعد از اینکه این مرد توضیح بسیار مودب ومهربانانه همرزم شورایی را با اعتراض وگستاخی رد کرد، کاسه صبر وتحمل من لبریز شد و خطاب به او گفتم- به زبان نروژی و انگلیسی- که چرا آمده ای به اروپا و یک کشور دمکراتیک، چرا نمیروی پیش رژیم خمینی خامنه ای در ایران در زنجیر و پیش داعش و دیگر کشورها و محیطهای در بند فاشیست های دینی؟

 

رفته رفته صحبت های من با صدای بلند، نظر و توجه مسافران قطار را جلب کرده و با تایید و تشویق دیگر مسافران مواجه شد. من نیز انگیزه‌ام را در این سخنان از تصویر دخترانی که در قیام به دست پاسداران کور شدند و دخترکانی که در سن هفت سالگی وادار به ازدواج می‌شوند و خود رژیم هم تصاویر آنانرا که حامله شده اند منتشر می‌کند و مهمتر از هزاران زن مجاهد و مبارز و شهید می‌گرفتم که در جلوی چشمم رژه می‌روند- دیگر با صدای بلند سخنرانی می‌کنم و بیشتر وبیشتر توضیح می‌دهم که همگی می‌شنوند.......

این مرد که شوکه شده مرتب می آید جلو که از من پوزش بخواهد و هنگام پیاده شدن من و همرزمم دستش را درازکرده که به او دست بدهم اما من او را به کناری می‌زنم و پیاده می‌شویم.

 

و باری من درآن راه کوتاه در افق عصر نروژ، تصویر دختران و زنان امروز در ایران را می‌بیینم که چه کشیده و می‌کشند و رژه ای از زنان و دختران مجاهد را می‌‌بینم- که همانطورکه در مقاله دیگری نوشتم، در اولین ۸ مارس بعد از انقلاب سال ۱۹۷۹ پس از اعلام حجاب اجباری توسط خمینی سفاک، وقتی داشتم به سر کارم در وزارتخارجه می‌رفتم، در جلو صف تظاهرات ضد حجاب اجباری، این دختران مجاهد روسری به سر بودند که این تظاهرات را حمایت می‌کردند. در خیابان انقلاب درست در روبروی خانه ویران شده دکتر مصدق کبیر بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد. منهم به تظاهرات پیوستم که ناگهان یک سری حزب الشیطانی- مانند این یارو در قطار نروژ- به این دختران مجاهد حمله کردند که شما که روسری دارید دیگر چرا تظاهرات می‌کنید.. که من - بهمراه بقیه- حسابی آنها را کتک زده و تارومار کردیم.....

 هنوز در یاد اسم و تصاویر مقدس هزاران زن و دختر مجاهد و مبارز که بر علیه دین و حجاب اجباری برخاستند و شهید شدند هستم یکی از دردناکترین و البته پر افتخارترین حوادث تاریخ بشر.

باری و باری این تصاویری باید در چشم و ذهن تاریخ زنده بماند، مانند تصاویر زنان و دخترانی که دراردوگاه مخوف آشویتس که من چند سال پیش در موزه دیدم- قتل عام و سوزانده شدند......

 در قسمت مخصوص زنان زندانی آن موزه بزرگ لباس ها و کیف ها و دیگر وسایل زنان سوزانده شده بود و چیزی در جلوی کفش های جمع شده مرا به شدت به گریه انداخت و آن یک جفت کفش یک دختر شش هفت ساله یهودی بود که به همه ما و به کل بشریت و تاریخ می‌گفت نگذارید که این جنایات تکرار شود، همان جنایتی که امروز در رژیم فاشیستی خمینی خامنه ای روزانه تکرار می‌شود......

آن یک جفت کفش کوچک در موزه بما نهیب می‌زد که زنهار باید بدانیم که این جنایتها و داستان های مشابه در سینه تاریخ ضبط می‌شود.

 

من درود می‌فرستم به زن مسلمان و شجاعی که امروز پرچمدار این مبارزه بزرگ و پر رنج و خون بشری بر علیه بنیادگرایی و فاشیسم مخوف خمینیستی است. رژیمی که مزدوران و هواداران منفور آنان امروز از دمکراسی کشورهای غربی سوء استفاده شرم آوری می‌کنند و مانند آن مرد جاهل در قطار نروژ آبروی خارجی و پناهندگی و دین و مذهبی که باید اختیاری و آزاد باشد را میبرند و شرم بشریت هستند.

بیاد بیاوریم ماریتن لوتر و ژان کالون در قرون وسطی را که جلوی پاپ در رم - که همانند خمینی در تهران بود- ایستادند و گفتند اینکه تو می‌گویی مسیح مقدس ما نیست، تو نماینده مسیح نیستی، که پاپ حکم قتل آنانرا تحت عنوان «هرسو» بخوانید منافق صادر کرد.....

آری و آری حوادث و جنایات مشابه در تاریخ بشریت به اسم ادیان و عقاید کم نبوده است. از بودایی تا یهودی و هندو و مسیحی و مسلمان و تنها کسانی پیشتاز طرد این جانیان دین فروش از پاپ قرون وسطی تا هیتلر و موسولینی و پل پت و دیگر جنایتکاران بنام مذهب و ناسیونالیسم و فلان و بهمان ایسم، بوده اند و موثرترین و نجاتبخش ترین نقش را داشته‌اند که از همان دین ها و مذاهب و ایدئولوژی ها برخاسته بودند که هم مردم را و هم آن دین و مرام را از دست این تبهکاران نجات دادند.....

 

 و چه سعادتی که این رهبر نجات بخش امروز خودش یک زن مسلمان و خداپرست است که درصف اول این کارزار تاریخی جهانی است...... و کسی نمی تواند بگوید او بی خدا و بی دین است.

به گواه تاریخ- اگر کسی حرف دارد بیاید در هر رسانه ای چه بصورت نوشتاری و چه به صورت حضوری و تصویری با من جدل کند که بسیار استقبال می‌کنم- باری این زن امروز مریم رجوی یک مسلمان معتقد پیشرو پاک و پاک سرشت است که اکنون این پرچم ضد فاشیسم خمینیستی و جنایتکاران بنام دین اسلام را با پرداخت سنگین ترین بها از خود و سازمان خود، همانطور برافراشته است که دقیقا آن رهبران بلند آوازه و آزادیبخش تاریخ کردند.

آٰری ایشان نیز بر ضد بنیادگرایی دینی و علیه سوء‌ استفاده از اسلام- دین بخش بزرگ و عمده ای از جمعیت جهان- این پرچم تاریخی را بر افراشته است تا هم میهن ما و هم اسلام که مانند کلیه، تاکید میکنم کلیه، ادیان جهان مورد سوء استفاده قرار گرفته را نجات دهد، آنهم اکنون در قرن بیست و یکم.

 

بروید طرح ده ماده ای مریم رجوی این زن شجاع تاریخ ساز را – که منطبق با اعلامیه جهانی حقوق بشر، یعنی قانون اساسی تاریخ بشریت است - را بدقت بخوانید و با من که غیر مذهبی و یک هومانیست غیر دینی هستم تا میخواهید بحث و جدل کنید و سپس قضاوت بفرمایید....

پس بیاییم به خانم مریم رجوی این زن شجاع تاریخ مدرن ایران یاری رسانیم که در حقیقت یاری به خودمان و به بشریت است تا از شر هیولای شوم بنیادگرایی خلاص شویم و در ضمن افرادی مانند آن مرد جاهل در قطار نروژ و رهبرانشان آبرو و حیثیت میلیون میلیون پناهنده که مقیم کشورهای دموکراتیک شده‌ایم را نبرند.

 

 از هموطنان عزیز در خارج تقاضا دارم تاریخ کشورهایی‌که در آن مقیم شده ایم را خوب بخوانید و موزه‌های مقاومت های آنانرا ببینید تا بدانید که چگونه این ملت ها- تحت رهبری مبارزان و نیروهای ترقیخواه مذهبی، کشور و تاریخ خود را با قربانی‌های بیشمار از دست خونخواران تاریخ نجات داده اند. این داستان همه کشورهای اروپایی و آمریکا است. با این قیمت است که امروز احزاب سیاسی – چه با ایدئولوژی غیر دینی مانند نگارنده – و چه با ایدئولوژی نشات گرفته از ادیان مختلف در یک انتخابات آزاد رهبران سیاسی و اعضای پارلمان ملی خود را برای 4 سال یا کمتر و یا بیشتر انتخاب می‌کنند....... این است جان کلام تاریخ.

این همان روح طرح شورای ملی مقاومت در باره جدایی دین و دولت است که ۴۰ سال پیش با پیشتازی مجاهدین مسلمان به تصویب رسید. این طرح در ماده اول خود تصریح می‌کند:

 

«اعمال هرگونه تبعیض در مورد پیروان ادیان و مذاهب مختلف در برخورداری از حقوق فردی و اجتماعی ممنوع است. هیچ یک از شهروندان به دلیل اعتقاد یا عدم اعتقاد به یک دین یا مذهب در امر انتخاب‌شدن، انتخاب‌کردن، استخدام، تحصیل، قضاوت و دیگر حقوق فردی و اجتماعی مزیت یا محرومیتی نخواهد داشت».

 و در ماده سوم آن تصریح میکند: «صلاحیت مقامهای قضایی ناشی از موقعیت مذهبی و عقیدتی آنان نیست و قانونی که ناشی از مرجع قانونگذاری کشور نباشد، رسمّیت و اعتبار نخواهد داشت»

و در ماده چهارم میگوید: «تفتیش عقیده و دین و مذهب توسط مراجع دولتی و مؤسسات عمومی وابسته به دولت به هر عنوان ممنوع است».

آیا دموکراتیک تر از این مواد قابل تصور است. من تردیدی ندارم که اگر مجاهدین مسلمان محور دفاع از این طرح نبودند نه این طرح تصویب میشد و نه قابل اجرا بود.

 

پس درود رسای تاریخ به خانم مریم رجوی و یاران مجاهدش و همرزمان وفادارش در شورای ملی مقاومت از ایدئولوژیها و عقاید مختلف چه با دین و چه بی دین، هزاران و هزاران درود.

پرویز خزایی، اسلو به مناسبت روز جهانی زن ۲۰۲۵