رضا محمدی: چهره زشت سازش با شر

 

 

در ۲۰ مارس ۲۰۲۵، اولیور گوندو، شهروند فرانسوی که در سال ۲۰۲۰ توسط رژیم ایران به اتهام جاسوسی گروگان گرفته شده بود، سرانجام آزاد شد و به آغوش خانواده‌ اش بازگشت.

این خبر شادی فراوانی به همراه داشت، اما دیری نپائید، زیرا با روشن شدن حقیقت، مشخص شد که آزادی او، مانند موارد مشابه گذشته، نتیجه یک معامله پنهانی بوده است.

این بار، مانند حمله ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ به مقر شورای ملی مقاومت ایران، که بعدها فاش شد قراردادهای اقتصادی میلیاردی پشت آن یورش گسترده بوده است، تاوان آزادی این گروگان از جیب مقاومت مردم ایران پرداخت شد.

دو روز پیش از آزادی اولیور گوندو، نشریه‌ طنز "کانار آنشنه"، مقاله ای سفارشی و سراسر جعلی منتشر کرد، مقاله ‌ای که چیزی جز باج رسانه‌ ای به رژیم ایران نبود و نشان داد که چگونه معامله‌ های پنهانی با دیکتاتوری، چهره‌ واقعی خود را در پس نقاب رسانه‌ ای به نمایش می‌گذارند.

این مقاله، با تکرار ادعاهای جعلی و نخ ‌نمای وزارت اطلاعات علیه مقاومت ایران و خانم مریم رجوی، رئیس‌ جمهور برگزیده مقاومت، بخشی از جنگ تبلیغاتی رژیم ، برای منحرف کردن توجهات از جنایات رژیم و راضی نگه داشتن ولی‌ فقیه درمانده محسوب می‌‌شود.

از منظر روزنامه ‌نگاری مستقل، این مقاله نه تنها فاقد ارزش حرفه‌‌ای و بی‌ طرفی رسانه‌‌ای است، بلکه در نهایت چیزی جز یک طنز مبتذل و سفارشی و یک تکاپوی ناشیانه، نیست که بیش از هر چیز، نشانه استیصال رژیم و مزدورانش در برابر پایداری و رشد مقاومت است.

یکی از نمونه‌ های اتهامات مضحک مطرح‌ شده در این مقاله، ادعای خنده‌ دار «مشارکت اجباری میلیتانهای» مجاهدین در تامین مالی این سازمان است، اصطلاحی که شاید بتوان آن را به‌ عنوان واژه‌ای تازه در دایره‌ "واژگان طنز سیاسی" ثبت کرد.

این در حالی است که هرکس کمترین آشنایی با مجاهدین و هواداران آنها داشته باشد، می‌داند که آنها مشتاقانه و با صرفه جویی در زندگی و خانواده خود در پی کمک به مجاهدین هستند.

در بیست و نهمین گلریزان همیاری نیز یاران و حامیان مقاومت، همچون سالهای گذشته، با شور و اشتیاقی بی‌ نظیر برای بلندتر کردن صدای مقاومت ایران شرکت کردند. چه در داخل ایران، با وجود سرکوب شدید و مشکلات معیشتی، و چه در کشورهای دوردستی مانند آمریکا، کانادا، استرالیا و آمریکای جنوبی، آنان در مدت ۵۴ ساعت، فارغ از اختلافات زمانی، با اختیار کامل و افتخار، دارایی و اندوخته خود را تقدیم کردند. این واقعیت، انکارناپذیر است.

از سوی دیگر، ورود گسترده‌ ماموران و مزدوران شناخته ‌شده‌ در سایتهای وزارت اطلاعات برای باز نشر این ادعاهای بی‌ اساس، بخوبی اهداف این مقاله را روشن می‌کند

این اقدام بار دیگر اثبات کرد که ولی ‌فقیه ارتجاع همچنان سیاست گروگان‌ گیری را به‌ عنوان ابزاری برای باج ‌گیری از کشورهای غربی بکار می‌‌گیرد. چنین معاملات پنهانی رژیم  را در ادامه این سیاستها تشویق می‌کند.

سیاست گروگان‌ گیری، همواره بخشی جدایی‌‌ناپذیر از دیپلماسی ترور و باج‌ گیری رژیم ایران بوده است. نمونه‌ آشکار از این سیاست، پرونده دژخیم حمید نوری است، که در نوامبر ۲۰۱۹ در سوئد دستگیر شد و پس از محاکمه‌ ای طولانی، در ژوئیه ۲۰۲۲ به حبس ابد محکوم گردید. اما دولت سوئد در یک معامله، نوری را در ازای آزادی دوگروگان به تهران تحویل داد. این معامله، بار دیگر نشان داد که کشورهای غربی در برابر سیاستهای گروگان ‌گیری رژیم ایران عقب‌ نشینی می‌‌کنند.

همچنین بازگرداندن اسدالله اسدی، دیپلمات- تروریستی که به جرم توطئه بمب ‌گذاری در مراسم سالانه مقاومت ایران در پاریس در سال ۲۰۱۸ به بیست سال زندان محکوم شده بود در ازای آزادی یک گروگان بلژیکی آزاد و به نزد ملایان جنایتکار فرستاده شد و چهره زشت دیگری از سازش با شر را نمایان ساخت.

در نهایت، تنها راه مقابله با باج‌ خواهی‌های رژیم فرسوده آخوندی، نه تسلیم و امتیاز دادن، بلکه ایستادگی قاطع و حمایت از مقاومت خونین و فداکار مردم ایران است، زیرا تنها از این طریق می‌ توان به این چرخه تروریسم و گروگانگیری و شانتاژ پایان داد.