مسعود کاشفی: شلیک به کودکان و حمله به بیمارستان‌ها؛ جنایت علیه بشریت و مسئولیت فوری جهان آزاد

 

خیزش سراسری مردم ایران که از ۷ دی ۱۴۰۴ در پی فروپاشی معیشت، سقوط بی‌سابقه ارزش پول ملی و انسداد همه راه‌های اصلاح آغاز شد، اکنون به نقطه‌ای تاریخی رسیده است؛ نقطه‌ای که در آن، رژیم آخوندی برای بقا، آخرین بقایای اخلاق، قانون و انسانیت را نیز قربانی می‌کند. شلیک مستقیم به معترضان، کودک‌کُشی، یورش به بیمارستان‌ها و ربودن مجروحان، نه نشانه اقتدار، بلکه گواه هراس مرگبار حکومتی است که مشروعیت خود را به‌کُلی ودر تمام عرصه ها از دست داده است.

کودک‌کُشی؛ زبان رسمی رژیمی در بن‌بست

در این دور از اعتراضات، بنا بر گزارش‌های مستندِ نهادهای مستقل حقوق بشری، دست‌کم ۳۱ تا ۳۵ تن جان باخته‌اند که در میان آنان چندین کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال به‌چشم می‌خورند؛ کودکانی که «جرم»شان، حضور در خیابان و مطالبه آینده‌ای شایسته بوده است. نام‌های مصطفی فلاحی، ۱۵ ساله از ازنا؛ رضا مرادی، ۱۷ ساله از ازنا؛ رضا کدیوریان، ۱۷ ساله کارگر از کرمانشاه؛ محمد نوری، ۱۷ ساله از قم، نه صرفاً اسامی قربانیان، بلکه سندی زنده از جنایت سیستماتیکی هستند که ریشه در هراس رژیم از مقاومت نسل جوان دارد. دیکتاتوری ولایت فقیه، خوب می‌داند که این نسل، دیگر قابل ارعاب نیست. بر پایه اصول آمره حقوق بین‌الملل عمومی—از جمله اصل منع مصونیت در قبال جنایات بین‌المللی، تعهد دولت‌ها به تحقیق و تعقیب مؤثر (duty to investigate and prosecute)، و صلاحیت جهانی در قبال جنایات شدید—رسیدگی، محاکمه و پیگرد این وقایع نه امری اختیاری، بلکه تکلیفی حقوقی با دامنه جهانی است؛ به‌ویژه آنکه هدف‌گرفتن کودکان و نوجوانان با موازین الزام‌آور چون کنوانسیون حقوق کودک و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی در تعارض آشکار بوده و هرگونه مجازات مرگ برای افراد زیر ۱۸ سال،  مطلقاً ممنوع است. شهادت کودکان و جوانان در این خیزش سراسری، در کنار افزایش معنادار آمار اعدام‌ها در سال ۲۰۲۵ نسبت به ۲۰۲۴، دلالت حقوقی روشنی دارد: تشدید سرکوب نه‌تنها بازدارنده نبوده، بلکه الگوی «حمله گسترده یا سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی» را تقویت می‌کند که می‌تواند واجد وصف جنایت علیه بشریت باشد و مسئولیت کیفری فردی آمران و عاملان را—حتی فراتر از مرزها—فعال سازد. این تداوم مقاومت مدنی، ریشه‌دار در حافظه تاریخی مبارزات از دهه ۶۰ خورشیدی و ایستادگی در زندان‌ها و نه‌گفتن به سرکوب، نشان می‌دهد که نسل جوان با تکیه بر حق تعیین سرنوشت و آزادی‌های بنیادین، از منطق ارعاب عبور کرده و همین امر ضرورت پاسخگویی بین‌المللی را دوچندان می‌کند.

فهرست شهدا؛ روایت خون و ایستادگی

در کنار این کودکان، نام‌های دیگری نیز با خون بر حافظه این قیام حک شده‌اند:

رسول کدیوریان، ۲۰ ساله از کرمانشاه؛ امیرحسام خدایاری‌فرد، ۲۲ ساله از کوهدشت؛ عرفان بزرگی از مرودشت که با اصابت گلوله به سر، جان باخت؛ داریوش انصاری بختیاری، ۳۷ ساله از فولادشهر؛ فارِس آقامحمدی و لطیف کریمی از ملکشاهی ایلام و دیگر جان‌باختگانی که هنوز نامشان زیر فشارهای امنیتی پنهان نگاه داشته شده است.در رخداد موسوم به « شنبه خونین ملکشاهی»  دست‌کم پنج نفر کشته و ده‌ها تن زخمی شدند؛ زخمی‌هایی که حتی در بیمارستان نیز از تعقیب نیروهای سرکوب در امان نماندند.

حمله به بیمارستان‌ها؛ فروپاشی کامل مرزهای انسانی

با عنایت به موضع‌گیری‌های علنی «دونالد ترامپ» در حمایت از معترضان ایرانی در خیزش دی‌ماه جاری—جایی که او به‌نقل از گزارش‌های رسانه‌ای تصریح کرد: «اگر رژیم به معترضان شلیک کند و آنان را وحشیانه بکشد، آمریکا برای نجاتشان وارد عمل خواهد شد»—یورش نیروهای یگان ویژه و لباس‌شخصی‌ها به بیمارستان‌ها، از جمله بیمارستان موسوم به خمینی ایلام و بیمارستان سینای تهران، و ربودن مجروحان، اوج جنایت و نقض فاحش حقوق بشر و حقوق بین‌الملل بشردوستانه است؛ رفتاری که می‌تواند ذیل جنایت علیه بشریت تعریف شود، زیرا حمله به مراکز درمانی و بیماران حتی در مخاصمات مسلحانه نیز مطلقاً ممنوع است. در چنین شرایطی، بسنده‌کردن غرب، آمریکا و اروپا به مواضع و شعارهای انسان‌دوستانه کفایت نمی‌کند و تعهدات بین‌المللی آنان ایجاب می‌کند که از بیانیه فراتر رفته و به عملگرایی مؤثر و سازوکارهای واقعی پاسخگویی روی آورند.

سرکوب، قطع اینترنت و تهدید قضایی

فرمان صریح علی خامنه‌ای در ۱۳ دی ۱۴۰۴ برای سرکوب، قطع گسترده اینترنت (با کاهش دست‌کم ۳۵ درصدی ترافیک)، و تهدید رئیس قوه قضائیه رژیم، غلامحسین محسنی اژه‌ای، به صدور احکام سنگین و اعدام، نشان می‌دهد که دیکتاتوری آخوندی، نه‌تنها قصد عقب‌نشینی ندارد، بلکه آماده است کشور را به قتلگاه تبدیل کند؛ آن‌هم برخلاف پُز توخالی پزشکیانِ بی‌عرضه و دست‌نشانده که نمایش گفت‌وگو با معترضان را به‌عنوان راه‌حل تبلیغ می‌کند. تحویل ندادن پیکر جان‌باختگان و فشار برای دفن شبانه، تلاشی مذبوحانه برای پاک‌کردن رد جنایت و فرار از پاسخگویی حقوقی است.

مسئولیت جهان آزاد و نقش ایالات متحده

واکنش‌های اخیر گزارشگر ویژه سازمان ملل و کمیسر عالی حقوق بشر، تحریم‌های جدید استرالیا، و هشدارهای صریح رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، گامی مهم اما ناکافی است. جهان آزاد باید بداند: سکوت در برابر شلیک به کودکان ایرانی، مشارکت در جنایت است .  حمایت سیاسی و عملی از مردم ایران، و اعمال فشار واقعی بر ساختار سرکوب، یک وظیفه اخلاقی و حقوقی است، نه انتخابی تاکتیکی.

آلترناتیو دموکراتیک؛ پاسخ به خلأ تاریخی

چهار دهه خون و سرکوب، بی‌هیچ ابهامی گواهی می‌دهد که دیکتاتوری آخوندی نه اصلاح‌پذیر است و نه قابل ترمیم؛ ساختاری است که از خون و خشونت تغذیه می‌کند و با آزادی ناسازگار است. در برابر این بن‌بست تاریخی، شورای ملی مقاومت ایران به‌عنوان ریشه‌دارترین و سازمان‌یافته‌ترین ائتلاف سیاسی معاصر ایران، با اتکا به تجربه مبارزاتی، مشروعیت مردمی و برنامه‌ای روشن برای فردای ایران، جایگزینی واقعی و مسئولانه را نمایندگی می‌کند. «طرح ده‌ماده‌ای» خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت، نقشه‌راهی جامع برای استقرار جمهوریی مبتنی بر حاکمیت مردم، جدایی دین و دولت، پلورالیسم سیاسی، برابری زن و مرد، لغو مجازات اعدام و احترام کامل به حقوق بشر است. حمایت از این آلترناتیو دموکراتیک، نه صرفاً حمایت از یک جریان سیاسی، بلکه پشتیبانی از آینده‌ای انسانی برای ایران است؛ آینده‌ای عاری از اعدام، کودک‌کشی، سرکوب و صدور تروریسم، عاری از سلاح اتمی و همسو با صلح، عدالت و کرامت انسانی.

جمهوری اسلامی؛ تهدیدی فراتر از مرزهای ایران

این رژیم، نه‌تنها دشمن مردم ایران، بلکه خطر جدی برای صلح منطقه‌ای و جهانی است: مروج گروگان‌گیری دولتی، حامی شبکه‌های تروریستی و در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای. بقای آن، به‌معنای تداوم بحران در خاورمیانه و تهدید امنیت بین‌المللی است.

 

سخن پایانی

ایران امروز، صحنه نبرد میان مرگ و زندگی، میان استبداد و آزادی است. مردمی که فرزندانشان با گلوله پاسخ گرفته‌اند، عقب نخواهند نشست.اکنون نوبت جامعه جهانی است که در سمت درست تاریخ بایستد؛ شلیک به کودکان و حمله به بیمارستان‌ها؛ جنایت علیه بشریت و مسئولیت فوری جهان آزاد

حمایت از مردم ایران و اپوزیسیون سازمان‌یافته آنان، شرط پایان یکی از خشن‌ترین دیکتاتوری‌های معاصر و بازگشت ایران به جایگاهی است که حق و سزاوار آن است.

 

دکتر مسعود کاشفی
۶ ژانویه ۲۰۲۶ میلادی
۱۶ دی ۱۴۰۴ خورشیدی

 

منابع و رفرنس‌ها

۱. گزارش‌های نهادهای حقوق بشری مستقل: هرانا (HRANA)، سازمان حقوق بشر ایران (IHR)
۲. بیانیه‌ها و گزارش‌های گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل
۳. داده‌های جهانی اختلال اینترنت (گزارش‌های NetBlocks و منابع مشابه)
۴. گزارش‌ها و بازتاب‌های رسانه‌ای بین‌المللی، از جمله Forbes، درباره واکنش‌ها و مواضع ایالات متحده آمریکا
۵. بیانیه‌ها و مواضع رسمی اتحادیه اروپا، استرالیا و دولت ایالات متحده آمریکا
۶. بیانیه‌ها، اسناد و گزارش‌های رسمی شورای ملی مقاومت ایران (NCRI)