هادی مظفری: شیخ در جوارِ شاه، در قبرستان تاریخ

 

 

تاریخ سرزمینِ ما در این روزهای پر جوش و خروش، با ثبت حماسه های شگرف از رشادتهای فرزندانِ دلاور خویش، دارد رقم می خورد. بیش از یک قرن مبارزه مردم ایران برای آزادی، در مرحله ای تکامل یافته به همت زنان و مردانی که با آگاهی کامل قدم به خیابانهای آتش و خون گذاشته اند، نویدِ به بار نشستنِ تمامی رنجها و خونهای به ناحق بر زمین ریخته شده، در مبارزه با دیکتاتوری های شاه و شیخ می دهد.

هر چند که جرقه های آغاز قیام با اعتراضات بازاریان به اوضاع و احوالِ نابسامانِ اقتصادِ حکومتی آغاز شد، اما در ادامه دیدیم و جهان شاهد بود که مردم ایران با شعارهای "مرگ بر دیکتاتور" و فریادهای "آزادی، آزادی، آزادی" این نکته را به اثبات رساندند، که معضل و مشکل اصلی هر آنچه بر سر آنها و سرزمین شان آمده است، در تمامی زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشت و درمان و آموزش و زیست محیطی، شخص ولایت فقیه و حکومت جنایتکار و غارتگر اوست.

اگر قرار است، اقتصاد در سرزمینی که بر دریایی از نفت و گاز بنا شده و دارای منابع طبیعی فراوان است، اینگونه به روز سیاه بیفتد، طبیعی ست که اِشکال از هیئت حاکمه دزد و غارتگر است. از اینجاست که اعتراضات معیشتی و اقتصادی بلافاصله راه به عاملانِ اصلی فاجعه می برند و آنها را نشانه می گیرند.

حاکمیت و در راس آن علی خامنه ای بیهوده تلاش می کنند، تا با ترسیم طیف معترض که به زعم او باید صدایش را شنید و قشر اغتشاشگر، که باید سرکوب وسر جای خود نشانده شود، در میان صفوف خلق به پا خاسته، تفرقه بیندازد.

بگذریم که همان معترضان که در میان آنها اقشار مختلف جامعه مانند: بازنشستگان، کارمندان، فرهنگیان، کارگران، پرستاران،... به چشم می خورند، سالهاست که در سرما و گرما در خیابانهای شهرهای سراسر ایران، طلب حق و حقوق کرده اند و هرگز صدایشان شنیده نشده است. امروز اما صدای آنها، همراه با سایر هموطنان، تبدیل به توفانِ خشم گردیده و مرگ ظالمان را طلب می کنند.

خلق خروشانِ ایران زمین، به خوبی می داند که تنها راه حلِ تمامی مشکلات و معضلاتی که طی چهل و هفت سال گذشته، با آنها دست و پنجه نرم کرده، براندازی حکومت منفور ولایت فقیه و روانه کردن آن به سوی قبرستان تاریخ، در جوار شاهِ مستبد است.

نبردِ آتشینی که در خیابانهای شهرهای سراسر ایران در جریان است، نمایانگر این نکته است، که حالا قیام وارد فاز اصلی خود شده و به همت شورشی های دلاور و از جان گذشته و خلقی که جز به سرنگونی حکومت شارلاتانهای عمامه دار، رضایت نخواهد داد، پس از قرنهای متمادی، آینده ای بدون شاه و شیخ را برای ایران و ایرانی، رقم خواهد زد. بهمن دیگری در راه است. همین نزدیکی ها.

 

برقرار باد جمهوری دموکراتیک ملت ایران

مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر

 

هادی مظفری

۲۰ دی ماه ۱۴۰۴