هادی مظفری: "از شیخ بریده ایم و دگر شاه نمی خواهیم"

 

از شیخ بریده ایم وُ دگر شاه، نمی خواهیم

صد سال رنج وُ یک سَده آه، نمی خواهیم

 

ما وارثانِ زخمِ شکنجه و قربانیانِ بیدادیم

نه شاه، نه شیخ، قصه کوتاه، نمی خواهیم

 

چشمی ندوخته ایم به سوی کمک ز غیر

جز خلقِ داغدیده، همره و همراه، نمی خواهیم

 

ما پشت قلعه اغیار، سنگر نبسته ایم

از ناکسانِ دونِ زمانه، پناه، نمی خواهیم

 

این آیت خدا و آن حضرتِ اعلی، ستمگرند

بت را چه در زمین و چه در ماه، نمی خواهیم

 

این جبر که رقم زده اند از برای ما

گاهی درونِ چاله و گاهی به چاه، نمی خواهیم

 

ما تاریخِ میهن خود را به هر بها

یک روز تیره و روز دگر تباه، نمی خواهیم

 

تا وارهد گلگون وطن، ز قید و بندِ ستم

نه گارد جاودان، نه سپاه، نمی خواهیم

 

با دلقکانِ تاجدار یا عبا بر دوش

فردای میهنِ خود را سیاه، نمی خواهیم

 

ضحّاک در لباس شه و شیخ دیده ایم

دیگر فریب وُ حسرتِ جانکاه، نمی خواهیم

 

با دست خود نوشته ایم، تقدیرِ خویش را

از شیخ بریده ایم و دگر شاه، نمی خواهیم

 

م. سروش

۱۰ فوریه ۲۰۲۶

۲۱ بهمن ماه ۱۴۰۴