هادی مظفری: "رها شو ای وطنم"

 

"رها شو ای وطنم"

وطن، سرای من اینک حزین و غمناک است

فغان و ناله و اندوه، تا به افلاک است

 

وطن که عاشق تبدارِ صبح آزادی ست

اسیرِ بندِ فرومایگانِ ضحاک است

 

در آن کرانه سرسبزِ پر امید، امروز

کویرِ یـأس و غمستانِ خار و خاشاک است

 

خزانِ سرد و زمستان به کوی و هر برزن

نشانِ غارت تاتاریانِ سفاک است

 

در این فضای پر از یأس و پر ملول اما

به گوشِ هوش زمان، این ترانه پژواک است:

 

*به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی

چو خس مزی که هوا تند و شعله بی باک است*

 

رها شو ای وطنم، ای تمامِ هستی من

که صبح خوب رهایی تو، طربناک است

 

*این بیت از علامه اقبال لاهوری است

م. سروش