اگر یک روز ، فقط یک روز خبری از شازده در رسانه نباشد، از او خودش اثری نخواهد ماند
می توان از کنار فراخوان های بی حد وحسابش که نشان از وادادگی ضعف و زبونی در برابر نیروهای بیگانه دارد گذشت. از روزهای اول قیام دیماه او نه تنها آگاهانه و عامدانه، قیام را منحرف کرد بلکه باعث ریختن خون هزاران تن برخاک شد. و بعد هم با وقاحت بی نظیری شانه هایش را بالا انداخت و گفت من نبودم که پیام دادم ، آنان (مردم) از من خواستند که رهبرشان شوم و در مقام رهبری الشان، شانه به شانه ولی وقیح سائید و حرف هایش را عوض کرد. رضا پهلوی هوادارانی دارد که مورد جراحی لوبوتومی قرار گرفته اند، با آنان سخنی ندارم، چون سالیان در بارگاه ولی فقیه خدمت کرده اند و ناگهان فیل مثلا مبارزاتی یاد هندوستان افتاده است و حال در قبای چاکر دربار به خدمت مشغول . برخی دیگر هم جرات نداشتند خود را پناهنده بنامند و در سالانه در سفارت های رژیم به دستبوس می رفتند و تعطیلات به ایران هم ، وضع شان معلوم است. عده ای هم هستند که فکرمی کنند انقلاب کردن در ایران ، مثل هواداری از تیم فوتبال است و تصور می کنند که تیم شان در حال برد است و به مانند Hoolingans لات ها و آشوبگران تیم ها به بقیه حمله می کنند، که کم هم نیستند و با امدادهای غیبی فعالیت این گروه از چشم رسانه ای که به بوق شاهپرستان تبدیل شده است، دور مانده است! رسانه ای که روی فیلم های رسیده صدا می گذارد...
بگذریم از مطلب دور نشوم. چند روز پیش بود که جنابش با بادی در غبغب خبر تشکیل « عدالت انتقالی» را اعلام کرد و با وزیر دست راست کلید عدالت را زد ، در مورد شیرین عبادی چیزی برای گفتن ندارم ، آنچه خوبان همه دارند او یک جا داشته و دارد ! از عشق به امامش و رای دادن به خاتمی، ووو از مرده شور گفتن به آریامهرش تا مجیز رضا پهلوی، در تعریف کلی از شیرین عبادی باید گفت : خود خودش است.
اما داستان میرغضب وزیر دست راست ، ایرج مصداقی ، از آن داستان هاست.
او با خیانت در امانت و دزدیدن خاطرات زندانیان سیاسی دهه شصت به خودش لقب نویسنده داد. سابقه او را فریدون ژورک که با هم در مقابل لاجوردی نشسته بودند را بخوبی افشا کرده است . او در تدوین کتاب های «کارنامه سیاه» برای شکستن روحیه زندانیان مقاوم نقش بسیار فعالی داشت که از انتشارات دادستانی اوین است.
به اقرار خودش دردهه ۶۰ مدتی درگشت های کمیته تحت فرماندهی اکبرخوش کوشک از شکنجه گران وزارت اطلاعات به شکار مجاهدین درخیابانها میپرداخت.
چهره مصداقی در دادگاه جلاد حمید نوری بیش از پیش برای همگان آشکار شد، کسی که به جلاد لبخند می زند و جلاد او را «ایرج جان» خطاب می کرد. داستان ایرج مصداقی از شیرین عبادی بسیار هیجان انگیزتر است.
حال به کسی طابق و النعل بالنعل پیرو فتوای خمینی مبنی بر مباح شمردن خون مجاهدین بود ، به جز میرغضب چیزی دیگری می توان گفت . خمینی در فتوایش گفته بود که هرآنکه برسر نفاق است باید اعدام شود (جهت اطلاع هنوز این فتوا در رژیم ضد بشر برقرار است) درست عین همین حرف را مصداقی می زند.
بیش از ۱۵۰۰ زندانی سیاسی و تعدادی که هم اکنون در سیاهچال های رژیم ضدبشری هستند در زمان دادگاه نوشتند که ایرج مصداقی خط وزارت اطلاعات را پیش می برد.
در دادگاه روشن شد که زندانیان آزاد شده دیگر سروکاری با دژخیم حمید نوری نداشتند، مصداقی شش ماه پس از خروج از زندان توسط نوری احضار می شود. در گزارش پلیس از بازجوئی مصداقی در ۱۴ نوامبر ۲۰۱۹ آمده است: «هر هفته مصداقی مجبور برود و به سازمان امنیت خود را معرفی کند و مورد بازجوئی قرار بگیرد و زیر کاغذی را امضاء کند . بعد ازشش ماه عباسی به شماره خانه ایرج مصداقی زنگ می زند و می گوید که او باید به زندان برگردد بههرحال اینکار را انجام داد. او رفت به بخش دادستانی زندان اوین. به چشمش چشمبند زدند و او را بردند به آمفیتاتر، آنجایی که یک تعداد زیادی زندانیها بودند. هم زندانیهای معمولی و هم زندانیها سیاسی. او تعداد زیادی زندانی دید و عباسی که روی صحنه بود. عباسی از ایرج پرسید که برای چی دستگیر شده. در حالیکه میدانست برای چی. ازش پرسید که موارد کیفرخواستش چی بود و آیا او حاضر به همکاری هست یا نه. ایرج گفت که او همکاری میکند. او از قانون اطاعت میکند و هیچ فعالیت سیاسی ندارد. بر اساس ایرج این مفهومش همکاری بود. عباسی همینطور سؤال میکند که او در مورد مجاهدین نظرش چی بود و ایرج میگوید او از آنها خوشش نمیآید و اینکه او هیچ فعالیت سیاسی ندارد. همه میترسیدند برای اینکه دوباره دستگیر بشوند. ولی آنها به او اجازه دادند که برود.»
البته خود ایرج مصداقی هم در مصاحبه با صدای آمریکا این را اعتراف کرده است.
حمله و توهین به شیوه لمپن های شاهپرست که در اروپا و آمریکا شاهد آن هستیم از خلاقیات بارز میرغضب است. حال سئوال این است که چه کسی به رضا پهلوی دستور می دهد که چنین میرغضبی را به عنوان مسئول عدالت انتقالی معرفی کند (گر چه که خود عبارت عدالت انتقالی اصلا عبارت حقوقی نیست.) بچه شاه با این کار چه علامتی را می خواهد بدهد. من در یک کلام می گویم « ادامه کشتار، شکنجه و اعدام هم به سبک آریامهری و به شیوه ولایت فقیهی»
اما کور خوانده اند.