راه افتادن ماشین اعدام طی هفته گذشته دیگر بار این حقیقت را به اثبات رساند که به چه میزان دیکتاتوری ولی فقیه در سایه حکومت کینگ مجتبی به مردم و مقاومت ایران اعلان جنگ داده است.
کشتار زندانیان سیاسی و مقاوم و در ادامه آن شورشگران قیامی، ریشه در فلسفه ، دیدگاه ها و سیاست های راهبردی رژیم آخوندی دارد. در تابستان خونین سال ۶۰ و درسایه جنگ ضد میهنی ایران و عراق و نیز در ادامه آن در تابستان تا پائیز سال 67 ، جامعه دردمند ایران شاهد راه اندازی این سیاست خونین و ضد انسانی بود.
تنها در سال ۶۷ و طی یک فرمان با دست خط خمینی ملعون بیش از سی هزار زندانی سیاسی مجاهد و مقاوم سربدار شدند. هدف این راه اندازی حمام خون نیز همان سرپوش گذاشتن بر شکست در جنگ ضد میهنی و به تبع آن منکوب نمودن توده های بجان آمده از خیزش و قیام علیه دیکتاتوری مذهبی بود.
صحنه ایران امروز ما نیز ادامه همان تاریخ و همان سیاست را تجربه می کند، اما این بار از سوی فرزند خامنهای گور بگور شده.
در سایه این سیاست ضد انسانی حاکمیت دزد، فاسد، غارتگر و سرکوبگر آخوندی تنها طی هفته گذشته شش تن از مجاهدین سرفراز محمد تقوی ، علی اکبر (شاهرخ) دانشورکار ، بابک علیپور ، پویا قبادی و نیز فرمانده وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر زندانی سیاسی زمان شاه خائن و نیز سه اسیر قیامی محمد امین بیگلری ، شاهین واحدپرست و جوان 18 ساله امیر حسین حاتمی را سربدار کرد.
سخن از انسان های آزاده ، جان برکف، دلیر، مبارز و انقلابی است که در سخت ترین شرائط کنونی و زیر بمب و موشک و یا تور نیروهای امنیتی رژیم، دیکتاتوری ولی فقیه را با یورش به مراکز سرکوب و ترور و نیز تلاش برای مسلح شدن به چالش سرنگونی می کشانند و پیام یک استراتژی بحق را بدرون جامعه ساطع می نمایند.
بدین سان دیکتاتوری ولی فقیه این علامت را به بیرون می دهد که به چه میزان در مقابل رشد جنبش انقلابی، خواسته های بحق مردم و وجود تنفر ملی از حاکمیت درمانده و به گل نشسته آچمز شده است. اعدام های هفته گذشته به همراه سربه نیست نمودن های قهری در بسیاری از زندان های کشور، بهترین ادله بر این وحشت و هراس می باشد.
دراین راستا باید متذکر شد که اعلان جنگ علیه مردم ایران علامتی محاسبه شده و از پیش طراحی شده است. دیکتاتوری در سایه بن بست مرگبار برای جنگ افروزی و به آتش کشیدن منطقه نشان داده که به چه میزان از توده های بجان آمده و در راس آنان نیروی پیشتازمجاهدین با کانون های شورشی در وحشت بسر می برد. پیام این وحشت بسیار روشن است ، دشمن اصلی در سایه پتانسیل بالای مردمی ، در درون و در داخل شهرها سنگر گرفته.
یک نمونه برای این واقعیت را باید در فعالیت های روزمره و روبه افزایش کانون های قهرمان شورشی و یا در قیام مردمی در دیماه گذشته در شهرهای میهن جستجو نمود. قتل عام معترضین بی سلاح و بی دفاع که به بنابرداده های بین المللی به هزاران تن رسید ، نشان از بی رحمی حاکمیت در مقابل توده های بجان آمده و نیز عمق آمادگی جامعه برای خیز و سرنگونی رژیم را دارند.
آری خامنه ای پسر در وحشت بسر می برد ، زیرا بخوبی دریافته که صدای رسای کانون های شورشی در جامعه به چه میزان تمامی محاسبات رژیم اش را برهم زده است.
مجتبی که اکنون به مانند موش خود را پنهان نموده ، به یقین ادامه دهنده همان راهی است که تا پیش از آن از سوی دیکتاتوری مذهبی طراحی و به اجرا گذاشته شده است. این سیاست برپایه جنگ ، ترور ، صدور بنیاد گرایی ، بمب اتم ، موشک به خارج و سرکوب خونین در داخل استوار می باشد.
وی از سفره ای خونین از جان انسان های بی گناه و بی دفاع تغذیه وبر بستری رشد و نمو یافته که اعدام ، شکنجه ، قتل ، کشتار ، خون ریزی، جنگ افروزی و ترور در آن نهادینه و به مهم ترین سیاست راهبردی نظام منحوس ولایت تبدیل گردیده اند.
ولی فقیه مورثی در سایه راه اندازی ماشین اعدام ، اکنون شهرهای کشور را با گسیل گله های نیروهای امنیتی، یگانهای سپاه ، بسیج ، اطلاعاتی ، لباس شخصی ها و یا راه اندازی گشتها و یورشها به منازل و وسائل نقیله مردم ، عملا به پادگان تبدیل نموده است.
این آخوند دون مایه که مانند پدرش یک شبه و در یک زد و بند با سپاه مردم کش و دوایر امنیتی رژیم بر مسند قدرت تکیه زده ، هنوز به قدرت کامل نرسیده ، میدان را به مقاومت ایران و جامعه باخته است.
وی با بستن جامعه و راه اندازی ماشین اعدام دو هدف را دنبال می کند. نخستین پیام رو به بسوی توده های بجان آمده و بستن تمامی منافذ تنفسی برای هرگونه قیام و خیزش است.
به موازات آن نیز بستن شکاف در راس حاکمیت می باشد ، زیرا بخوبی از فردای پایان جنگ در وحشت بسر می برد و می داند که آن زمان و در صورتیکه رژیم آخوندی همچنان بر مسند قدرت باقی بماند ، شکاف در راس حاکمیت باز شده ، باند های غالب و مغلوب برای عذر تقصیر و سهم خواهی، لشکر کشی کرده ، بجان یکدیگر افتاده و کل ولایت یکشبه وی را بجد زیر سوال خواهد برد. لذا جنگ را به مانند خلف خود « نعمت الهی » میداند!!
اما انباشت خواسته های بحق توده ها برای حاکمیت مردمی ، حقوق بشر، آزادی و رسیدن به یک جمهوری دموکراتیک به یقین با راه اندازی حمام خون به محاق نخواهد رفت. واقعیت در زیر پوست شهرها آن است که مردم و مقاومت ایران نشان داده اند که هرگز مغلوب این رجز خوانی های رژیم با هدف منکوب و زمین گیر نمودن جامعه نخواهند شد.
آن نیرویی که از توفان های سال ۶۰ و یا ۶۷ به سلامت عبور کرده ، به یقین آبدیده تر ، قوی ترو استوار تر برای رسیدن به هدف غایی یعنی سرنگونی این نظام ضد بشری شده است. . این پیام اکنون در زیر پوست جامعه در حال فوران می باشد.
بقول آن ضرب المثل یونانی ، ضربه ای که انسان را از پای نیاندازد ، او را قوی تر خواهد کرد.
آری استراتژی سرنگونی با اهرم کانون هاش شورشی ، اکنون خواب را از سر حاکمیت ربوده و سیستم اعصاب حکومت در زمینه حفظ امنیت نظام برهم زده است.