هادی مظفری: اعدام می‌کنم، پس هستم

هادی مظفری: اعدام می‌کنم، پس هستم

 

 

اعدام می کنم، پس هستم

دولتها در سراسر جهان، مشروعیت خود را از رای ملتها، میزان آزادی و دموکراسی، عدالت و سطح ایجاد رفاه و آموزش و بهداشت می گیرند. در ایرانِ آخوند زده در بر پاشنه ای دیگر می چرخد. جایی که نه از انتخاباتِ واقعی خبری هست و نه از دموکراسی و آزادی و برابری.

در این اوضاع و احوال حکومتِ نامشروعِ فرومایگانِ عمامه دار، بیش از چهار دهه است که جای خالیِ عدم مشروعیت خود را، با اعدام های ددمنشانه پر کرده است.

این هیولای وحشیِ ردا بر دوش، به ویژه هر زمان که موجودیتِ حرامِ اندر حرام خویش را در خطر دیده، بر میزان اعدامهای جنایتکارانه افروده است، تا با ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه، چند صباحی دیگر بر عمر سراسر نکبت و ذلت خود، بیفزاید.

تابستانِ شصت و هفت پس از بالا کشیدنِ جام زهر توسط خمینی و پایانِ جنگی که جز کشتار و ویرانی و به هدر رفتن سرمایه های ملی، برای ملت ایران چیز دیگری نداشت، قتل عام زندانیانِ مجاهد و مبارز که از پیش طراحی شده بود، آغاز شد تا حکومتِ اعدام نشان با توسل به این کشتار بی رحمانه، بتواند، به حیات ننگین خود ادامه دهد.

امروز نیز پس از جنگی که همچنان تنور آن گرم است، حاکمیت متوسل به همین شیوه شوم گردیده و پس از ضربه های سنگینی که دریافت نموده، در وحشت از قیام، با توسل به اعدامهای روز افزون، اعلام موجودیت می کند.

بر مبنای بعضی از آمارها، طی هشت ماه سال جاری میلادی، تا کنون حداقل هزار اعدامِ اعلام شده از سوی رژیمِ سفاک به ثبت رسیده است.

بر اساس اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران ( ۱۲مرداد ۱۴۰۵) فقط طی یک هفته یعنی (۶ تا ۱۲مرداد) بیست و شش نفر اعدام شده اند. البته با توجه به مخفی کاری های رژیم، احتمال تعداد کل اعدامی ها بسیار فراتر از موارد اعلام شده می باشد.

زنگیِ مست، با تیغ برّان در دست بی محابا خون می ریزد و جان می گیرد، تا همچنان بماند و به جنایت و غارت ادامه دهد.

در این اثنا اکثریت پارلمان لبنان در تاریخ بیستم مرداد به لغو مجازات اعدام رای می‌دهد و اصلا جای تعجب ندارد، که اقلیتی که در پارلمان به شدت با آن مخالفت می‌کند، فراکسیون پارلمانی حزب الشیطانِ آخوند ساخته در لبنان است.

اعدام همیشه برای حکومتهای جابر و ستمگر،ابزاری ظالمانه برای تسویه حساب با مخالفان خود و ایجاد ترس و وحشت در جامعه، جهت جلوگیری از قیام بوده است.

از رضا خانِ قزاق تا آریا مهرِ "ظل الله" و از خمینی "روح الله" و خامنه ایِ ضحاک تا وارث خلافتش مجتبی سفاک، در بر همین پاشنه چرخیده است.

در این میان از پس مانده حکومت پهلوی ها هم نباید غافل شد، که همین سودای مرگبار را در سر می پروراند. با نگاهی اجمالی به دفترچه موسوم به اضطرارِ گرگ زاده، هیچ بند صریح یا تعهد مشخصی مبنی بر لغو کامل اعدام و ممنوعیت صدور احکام مرگ، یافت نمی شود. یعنی روزنه ها جهت تکرار این جنایت ضد بشری، به عمد همچنان باز نگاه داشته شده اند.

شاه و شیخ در این زمینه نیز همانند بسیاری از موارد دیگر(شکنجه، سرکوب ، خفقان، سانسور و غارت) سر در یک آبشخور دارند.

درسی که اینها هیچ گاه فرا نخواهند گرفت، این است که با اعدام و تیر باران نمی شود تا ابد بر ملتی حکومت کرد. در غیر اینصورت "آریامهر" هنوز در کاخ بود و یا اینکه در دورانِ خلافت آخوندها، طی چهار دهه گذشته، قیامهای سریالی ملت ایران با وجود همه ددمنشی های حاکمانِ عمامه دار، هرگز شکل نمی گرفتند و تبدیل به کابوسی دائمی ملایان نمی شدند.

برای لغو مجازات ضد انسانیِ اعدام و ممنوعیت هر گونه مجازاتِ منتهی به مرگ، نفی شاه و شیخ برای ایرانِ آزادِ فردا، لازم، ضروری و از نانِ شب واجبتر است.

 

هادی مظفری

 ۱۳آگوست ۲۰۲۶

۲۲امرداد ۱۴۰۵