امروز که مردم دارند امور را در دست خود میگیرند، رابطه مستقیم و ضد آمریکایی ایران با مردم عرب دور زدن حکام عرب، مانند زمانی که مدعی شد قیامها در مصر مانند انقلاب ایران در سال 1979 میباشد .
بیربط بهنظر میرسد. آنها به تشویق ایران نیاز ندارند. آنها برای جنگیدن با رژیمهای فاسد روشهای خودشان را دارند و دارند این کار را اساساً با روشهای غیرخشونتآمیز و بدون کمک ایران انجام میدهند. در حالی که بسیاری مسائل، خصوصاً در جریان این انتقالهای دموکراتیک و احتمالاً طولانی همچنان بلاتکلیف میباشد، شرایط جدید منطقهیی نیروهای مدره در خاورمیانه را تقویت کرده است و نه تضعیف.
علاوه بر این، قیامها در جهان عرب جنبش اپوزیسیون ایران را، که بسیاری آن را بهحال خود رها کرده بودند تا بمیرد، مجدداً زنده کرده است . از ناآرامیهای بعد از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری تهران در سال 2009، تندروهای ایران کنترل خود در داخل رژیم را تقویت کردهاند و از طریق زور وحشیانه در قدرت باقی مانده اند. اکنون رژیم با فشار داخلی بسا بیشتری نسبت به آن چه بسیاری تنها چند هفته پیش ممکن تلقی میکردند روبهرو است.
آمریکا در فضای کنونی در بسیج حمایت برای اپوزیسیون ایران با موانع اندکی روبهرو است. با تزلزل مذاکرات ژنو بر سر برنامه هستهیی تهران، دقیقاً در عین شروع گسترش قیامهای اعراب، و در حالی که بسیاری علاقه رهبری ایران به یک توافق را زیر سؤال بردند، به نظر میرسد دولت اوباما فکر میکند با حمایت صریحتر از اپوزیسیون ایران چیز کمتری برای از دست دادن دارد . دولت اکنون در رابطه با ایران، نسبت به دوران بحث بر سر حمایت از معترضین در تونس و مصر، که به سرنگونی دوستان قدیمی آمریکا فرا میخواندند، با سردرگمی کمتری روبهرو است. به نظر میرسد با نمایش وقایع در لیبی، گرایش در واشنگتن دارد از این درک که حمایت از رژیمهای مستبد و سرکوبگر ضرورت ثبات میباشد فاصله میگیرد. به نظر میرسد ثبات این روزها به تضمین سبب انتقال قدرت در کشورهای عرب به اصلاحات واقعی و بادوام بستگی دارد.
ممکن است رهبران جدید و ملت سرکش عرب از سرکوب جمهوری اسلامی بر مردم خودش متنفر باشند. در واقع، شاید ایجاد یک ائتلاف اصیلتر ضدایرانی در جهان عرب بر مبنای حمایت از نیروهای اپوزیسیون که برای اصلاحات، حقوقبشر و آزادیها مبارزه میکنند، از تلاش برای ایجاد یک ائتلاف بر مبنای توافقهای نظامی با رهبرانی که فاقد مشروعیت هستند سادهتر باشد.
در یک دهه گذشته و قطعاً پس از آن که صدام حسین از لیست دشمنان ایران حذف شد، نفوذ منطقهیی ایران در عین کاهش قدرت آمریکا افزایش یافته است. ایران برای سرمایهگذاری روی وقایع اخیر بهمنظور ادامه این روند تلاش خواهد کرد. ولی آمریکا نیز میتواند روی تغییرات اخیر و میل گسترده برای اصلاحات دموکراتیک در میان جوانان خاورمیانه سرمایهگذاری کند. حمایت از مردم تنها با ارزشهای دموکراتیک آمریکا سازگار نیست. در کند کردن نفوذ ایران هم استراتژی خوبی بشمار میرود.
- به قلم دالیا داسا کایه (dalia dassa kaye)