برای ماههاست که نیاک دست بهکار یک کارزار بسیار پرخرج برای مجبور نمودن وزارتخارجه آمریکا برای ممانعت از خارج کردن ام.ئی.کی از لیست سازمانهای تروریستی خارجی، زده است.
آنها یک وب سایت کاملاً مستقلی را با ویدئوکلیپها و نوشتههایی که برای شیطانسازی علیهام.ئی.کی و گمراه نمودن افکار عمومی است، اختصاص دادهاند.
ارتباطات نیاک با رژیم ایران بر کسی پوشیده نیست.
اسنادی در مورد تبادلات ایمیلی تریتا پارسی رئیس فعلی نیاک با سفیر ایران در نیویورک و صورت حسابهای 6 رقمی به مقامات ایرانی، برای ”مشاورهی ” میانجیگری معاملاتی با زمینههای توهم انگیز با آمریکا، مدتهاست که بهوضوح آشکار شده است.
مواضع سیاسی و لابی نیاک، برای رژیم ایران همچنین در همه حال در تلاش برای یافتن فردی در درون رژیم برای مذاکره با آمریکا میباشد.
نیاک در پاسخ به کنفرانس های موفق در مجلس نمایندگان با شرکت هیأتهای عالیرتبه دو حزبی از مقامات ارشد دولتهای کلینتون، بوش و اوباما در حمایت از ام.ئی.کی، هیأتی را در دفاع از لیستگذاری ام.ئی.کی در لیست تروریست های خارجی ترتیب داده است که مازیار بهاری و باربارا اسلاوین را نشان میدهد.
مازیار بهاری خود در گزارشاتش پذیرفته است که مورد استقبال مقامات اطلاعاتی ایران در تهران بهخاطر نوشتن مقالاتی علیه مجاهدین قرار گرفته است.
در سال 2009 بهاری در خلال قیام عمومی سراسری بعد از انتخابات دستگیر شد، اما مدتی بعد آزاد شده و به کانادا بازگشت.
فعال دیگر علی صارمی ـ یک هوادار مجاهدین ـ نیز در همان زمان به همان اتهامات دستگیر شد. با وجود کارزار عظیم بینالمللی توسط عفو بینالمللی و سایر گروههای حقوقبشری، صارمی در دسامبر2010 اعدام شد.
این حقیقت که رژیم ایران در مورد بهاری سخاوت بسیاری بخرج داده و در مورد وی استثنا قائل شد، درحالی که سایر تظاهرکنندگان با بیرحمی شکنجه شده و زندانهای طویل المدت گرفته و به مرگ محکوم شدند، تا بحال جزو اسرار مانده است.
شرکت بهاری در کنفرانس ترساندن از ام.ئی.کی امروز میتواند بخشی از این معما را حل کند.
باربارا اسلاوین که بهعنوان یک ”کارشناس سیاست خارجی آمریکا معرفی شده است، به نظر میرسد که کارشناس بودن خود را در میان هوادران سنتی سیاست مماشات نیز حتی از دست داده است.
مقاله اخیر وی که ایزوله نمودن ایران توسط آمریکا را دلیلی برای افزایش رابطه ایران با القاعده در وب سایت وزارت خارجه منتشر کرده است، با واکنش شدیدی مواجه شد. (بهتر است تفاسیر در این رابطه را از دست ندهید).
این نظریه که مقامات ارشد آمریکایی با سوابق برجستهای از خدمت از هاورارد دین، بیل ریچاردسون، مایکل موکیزی، رودی جولیانی و جمیز جونز و گروهی از افسران نظامی پیشین، ممکن است برای ابراز حمایت خود از هر گروه اپوزیسیون ایرانی بدون فهم ارزش حمایت آنها رشوه گرفته باشند، دستکم (حرف) مزخرفی است.
این امر این سؤال را بر می انگیزد که اگر انجام این کار با دلارها کار بسیار سادهای است چرا نیاک که مبالغ بیکرانی از میانجیگری کردن برای رژیم ایران دریافت میکند، اینکار را نمیکند.
حقیقت این است که افرادی که از ام.ئی. کی حمایت میکنند، میدانند که از چه چیزی حمایت میکنند، تلاشهای جنبش اپوزیسیون ایران در راستای حقوقبشر، دموکراسی و شایستگی و حکومت قانون و همکاری بینالمللی استوار است.
از طرف دیگر، آنها همچنین میدانند که خواستههای نیاک که فریاد ابقای مجاهدین در لیست سازمانهای تروریستی خارجی سر میدهد، صرفاً به دلایل سیاسی بوده و بدون مبنای قانونی و اخلاقی میباشد و درحال جلب حمایت برای رژیمی شیطانی که در تلاش برای شستن دستان غرقه به خون خود است، میباشد.