صادق پور: تهران سعی می‌کند پیام آوران را هدف قرار دهد

واشینگتن تایمز 19 مرداد درمقاله ای به قلم صادقپور نوشت: ملاها به مقامات آمریکایی که خواستار خاتمه دادن به استاتوی تروریستی اپوزیسیون هستند، حمله می‌کنند. طی چند هفته گذشته، واشنگتن قویاً درگیر بحثهای داغی بر سر اپوزیسیون اصلی ایران، یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران،  بوده است.

ظاهرا، این بحث در مورد خارج ساختن مجاهدین خلق  از لیست تروریستی وزارت‌خارجه است - تصمیمی که گفته می‌شود به‌زودی توسط هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا اتخاذ خواهد شد.
در واقع، از لیست خارج کردن یا نکردن مخالفین اصلی تهران، عرصه نبردی است برای یک مناظره عمیق‌تر در واشنگتن، در مورد نحوه برخورد با ملاهای ایران. 
رفتار فاحش و انگشت نمای رژیم رحانیون، مواردی از قبیل تسهیل عملیات القاعده در منطقه از طریق یک توافقنامه با این گروه تروریستی تباهکار (که هفته گذشته توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا محرز شد)، تلاش بی‌وقفه‌اش برای به‌دست آوردن تسلیحات اتمی، مداخله در امور سایر کشورها -- به‌خصوص عراق --، به‌عنوان فعال‌ترین حامی‌دولتی تروریسم عمل کردن، و سرکوب بی‌رحمانه شهروندان ایرانی را در بر می‌گیرد.
برای ایرانیان آمریکایی، این موضوع، علاوه بر جنبه امنیت ملی، جنبه مهم دیگری هم دارد. موضوع بر سر زندگی و مرگ 3400 تبعیدی ایرانی در کمپ اشرف در عراق است. ساکنان آن، یعنی اعضای مجاهدین خلق ، در سال 2003 به‌طور داوطلبانه تسلیحات خود را به آمریکا تحویل دادند و  به آنها استاتوی اشخاص حفاظت شده، تحت کنوانسیون چهارم ژنو اعطا شد. اما آنها با تهدیدات فزاینده یک دولت عراقی مواجه هستند که در برخورد با ساکنین، اوامر ملاها را پیش می‌برده‌اند. تنها بهانه این دولت برای بدرفتاری با ساکنان اشرف، بودن مجاهدین خلق  در لیست تروریستی آمریکا است.
طی  این سالها، آنهایی که معتقد بودند دادن مشوق و اعمال تحریمات محدود، می‌تواند در برابر تهران کارایی داشته باشد، دست بالا را در سیستم بروکراسی آمریکا داشتند.
اپوزیسیون حکومت مذهبی تهران باید به حاشیه رانده می‌شد، چرا که این امر می‌توانسته مانع تحریک کننده‌ای بر علیه این خط‌مشی باشد. 
اما این وضعیت در حال دگرگونی است. یک نیروی فزاینده در واشنگتن و در میان مقامات سابق و بلندپایه امنیت ملی، دیپلوماتیک، اطلاعاتی و نیز در میان اعضای کنگره از هر دو حزب وجود دارد که می‌گوید، این یک سیاست به بن‌بست رسیده است که راه به یک بحران عظیم می‌برد. 
این واقعیتها مبین برخی فاکتهای اساسی هستند: مجاهدین خلق ، به دلایل سیاسی و برای التفات به ملاهای تهران، در لیست تروریستی گنجانده شد، مجاهدین خلق  از سال 2001 هرگونه خشونتی را کنار گذاشته است و به هیچ‌وجه سزاوار نگاه داشتن استاتوی تروریستی نیست. اما واکنش طرف مقابل چیست؟
لابی رژیم ایران و مدافعین تهران به تاکتیک معمول خود روی آورده‌اند: اگر از پیام خوشتان  نمی‌آید، به پیام آور آن حمله کنید. این، یک نوع ایجاد سردرگمی برای تحت الشعاع قرار دادن موضوع اصلی و بحث اصلی است، چرا که آنها کاملاً می‌دانند که حذف مجاهدین خلق  از لیست تروریستی آمریکا، پنهان کردن نیات واقعی آنها را، که کمک‌رسانی به بانکدار مرکزی تروریسم بین‌المللی است، دشوارتر می‌سازد.
یک نظریه که آنها در حال ترویج آن هستند، حمله به مقامات سابقی است که به سود یک سیاست قاطع در قبال ایران و نیز در حمایت از حفاظت ساکنان اشرف و از لیست خارج کردن مجاهدین خلق  صحبت می‌کنند. در این حمله، آنها اشاره می‌کنند که مقامات مزبور برای سخن گفتن، وجوحی از ایرانیان آمریکایی دریافت نموده‌اند. 
این ایده که می‌گوید، 3 فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، یک فرمانده سابق ناتو، یک مشاور سابق امنیت ملی رئیس‌جمهور، یک وزیر دادگستری سابق، 2 رئیس سابق سیا، 2 سفیر سابق آمریکا در ملل متحد، یک وزیر سابق امنیت داخلی، یک رئیس دفتر سابق کاخ سفید، یک فرمانده سابق لشگر  تفنگداران دریایی، یک رئیس سابق طراحی سیاسی در وزارت خارجه، یک رئیس سابق اف بی‌آی، و حتی یک رئیس بخش ضدتروریسم در وزارت‌خارجه آمریکا، جمعا قابل خرید هستند، بواقع اهانت آمیز است. 
اگر این درست باشد، پس رژیم ایران، با تمامی منابع و پول نفت خود، می‌توانسته صدها تن از شخصیتهای تابناک را بخرد تا از طریق آنها تبلیغ کند که این رژیم، قهرمان حقوق‌بشر، قربانی تروریسم، و بزرگترین مروج صلح در خاورمیانه است. 
ببل کلینتون، رئیس‌جمهور سابق، به‌عنوان یک شهروند غیردولتی، بیش از 200 سخنرانی در 48 کشور طی 10سال گذشته انجام داده که بابت همه آنها وجه دریافت نموده است.
جرج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور سابق نیز از زمان ترک منصب، ده‌ها سخنرانی به‌عمل آورده که بابت آنها وجه دریافت نموده است. اگر این استدلال درست باشد، پس درستی و امانت داری تمامی رهبری سیاسی ایالات متحده زیر علامت سؤال خواهد بود. این، موضوع یک یا دو فرد نیست، بلکه بخشی از یک پروسه سیاسی مشروع، معتبر  و شفاف است. 
آیا کسی می‌تواند اشاره کند که حتی رؤسای جمهور سابق، نظرگاههای خود  و منافع امنیت ملی را، در حمایت از یک موضوعی،   مورد مصالحه قرار دادند، به این دلیل که بابت سخنرانی های خود وجه دریافت نمودند؟ یا این‌که آنها بر علیه یک جرم و بدرفتاری موضع گرفتند زیرا به آنها پول داده شد که در مورد آن سخنرانی کنند؟ ابدا نه.
زمان آن است که لحنی که برای ملاها بسیار خوشایند است متوقف شود و صدای مخالفین تهران شنیده شود. خیلیها در ایران هستند که صدایشان شنیده نمی‌شود، و به‌دلیل در پیش گرفتن یک سیاست اشتباه مبنی بر کسب توافق تهران، آنها طی سالهای گذشته توسط آمریکا به حاشیه رانده شده‌اند، امری که محصول نامگذاری آنها به‌عنوان یک سازمان تروریستی خارجی است.
به‌جای تلاش برای هدف قرار دادن پیام آور، بگذارید که آن پیام را بشنویم. زمان آن فرا رسیده است.