چند روز پیش در 23 ژوئیه، نیویورک تایمز بهنقل از دیپلومات آمریکایی سفیر لارنس باتلر گفت، ”آمریکاییها طرحی را پیشنهاد کردهاند که در آن، اعضای این گروه در کمپ، که در دوران حکومت آقای حسین بهعنوان یک پایگاه نظامی عمل کرده را تخلیه خواهند کرد و به مکان دیگری در عراق منتقل و در آنجا منحل خواهند گشت، امری که یک گام حیاتی قبل از بهرسمیت شناختن این اعضا بهعنوان پناهندگان توسط سازمان ملل است.
شما برای جهان خارج مانند یک سازمان شبهنظامی به نظر میرسید“.
ساختار سازمانی هر نهاد سیاسی، توسعه یافتهترین روش برای نمایندگی اعتقادات اجتماعی و سیاسی افراد عضو آن است. هرچه حقوقبشر توسط یک رژیم حاکم با خشونت بیشتر نقض گردد، این سازمان هرچه سختتر به اصول خود پایبند میماند و طبیعتاً ، برای حفاظت از آنها مصرتر است.
در حالی که مجاهدین خلق بهعنوان مؤثرترین مخالف ملاها در ایران بهرسمیت شناخته شده، پیامی که توسط آقای باتلر برای متفرق کردن این سازمان ارائه میشود، دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران را خشنود میسازد و در واقع، این راهحلی است که قبل از آقای باتلر توسط ملاها پیشنهاد شد.
ولی پیداست که مجاهدین خلق این آرزوی دیرینه ملاها، که سهواً توسط یک سفیر آمریکایی پیش برده میشود را نخواهند پذیرفت…
در رابطه با ساکنان کمپ اشرف، آمریکا با هر یک از افراد این کمپ یک توافق حفاظت امضا کرده و با این وجود، ارتش عراق تحت فرمان مالکی در موارد متعددی به این کمپ حمله کرده و 50 ساکن آن را زیر نظر نیروهای آمریکایی کشته است.
در حالی که ارزشهای حقوقبشری برای جلب اطمینان و اعتماد در صحنه بینالمللی نقش حیاتی دارند، نقض حقوق حفاظت شده ساکنان کمپ اشرف احتمالاً یک عامل متمایز شکست در پروژههای آینده و شرمساری مستمر برای آمریکا خواهد بود.
مهم است که آمریکا به وعده خود برای حفاظت از شهروندان غیرمسلح در کمپ اشرف عمل کند و همچنین برای جابهجایی این ساکنان به یک کشور امن ثالث در حمایت از طرح اتحادیه اروپا، در سایر ارگانهای بینالمللی، مانند سازمان ملل، نقش فعالی ایفا نماید.
در صورت فقدان چنین سیاست و اقدامی، آمریکا قیمت آن را در سالهای اینده بهعنوان یک شریک و همدست نقض حقوقبشر خواهد پرداخت. همانطور که هلند دارد میبیند که باید بهخاطر سربرنیسکا قیمت بدهد.
مهران امینی، یک خلبان سابق مخالف رژیم ملاها در ایران است، که در تورنتو، کانادا، زندگی میکند.