فرصت طلایی برای اوباما

هافینگتون پست
  30 بهمن 88
 علیرضا جعفر زاده

 اخیراً در یک پنل بحث بر روی آینده قیامهای ضد رژیم در ایران, با یک دوست ایرانی که به من راجع به شرکتش در یک تظاهرات ضد شاه می گفت صحبت کردم. در آنزمان تقریبا هرکسی از جیمی کارتر تا بیشتر کارشناسان, سطح اعتراضات مردمی سال 1978 را به عنوان یک گرفتاری کوچک برای رژیم به ظاهر با ثبات شاه, و یک جزیره ثبات در منطقه پائین می آوردند. سه دهه بعد او از این سئوال می کرد که ممکن است همین اشتباه مجددا در محافل سیاستگذاران واشنگتن تکرار شود.
نشانه های واضحی وجود دارند. جمعیت در خیابانهای ایران خواهان تغییرات بنیادی اند. شعارهای کلیدی, مرگ بر اصل ولایت فقیه و مرگ بر خامنهیی می باشند که به آخوند درجه یک رژیم اشاره دارند.…
جنبش تغییر رژیم که در کشور به وجود آمده, دارای پایه وسیع است و در نظر دارد تا آرمانهای انکار شده انقلاب ربوده شده 1979 یعنی دمکراسی و حاکمیت مردمی را تکمیل کند.
هم مقاومت و هم رژیم در مسیر غیرقابل بازگشتی می باشند که تصادمشان فقط می تواند منجر به سقوط طرف دوم گردد.  در هنگامیکه مقاومت عمیق و گسترده می شود, شکاف سیاسی در راس رژیم افزایش می یابد, که اینهم جنبش را جسورتر می سازند,  اینک یک نیروی محرکه انقلابی بکار افتاده است. هیچ راه بازگشتی وجود ندارد.
رژیم برای مقابله با اعتراضات دست به اعمال خشونت عریان زده است. وقتیکه ماهها شکنجه, تجاوز و حتی قتل معترضین دستگیر شده عزم تظاهرکنندگان را تضعیف نمی کند, محاکمات کوتاه و احکام مرگ در دستور کار روز قرار می گیرند. دو نفر در ماه ژانویه اعدام شدند و 9 نفر دیگر به اتهام محاربه در انتظار اعدام می باشند که بیشتر آنها به خاطر حمایتشان از سازمان مجاهدین خلق ایران است. سرکردگان رژیم درخواست اعدام سریع بازداشت شدگان را کرده اند.
با این وجود, می توان. نمایش قدرت اخیر رژیم را به عنوان ”آخرین نفسهای یک رژیم روبه زوال ” توصیف کرد.
امروز بسیاری از ناظرین ایران حتی کسانیکه سالیان وضعیت ثبات در ایران را ستایش کرده اند, اذعان می کنند که قیامها به سمت تغییر رژیم حرکت می کنند. ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی که اخیرا این تصور را به کناری گذاشته است در یک مقاله در مجله نیوزویک نوشته است که, ”من نظرم را عوض کرده ام” او می گوید فرصت برای تغییر رژیم نبایستی از دست برود.
جی اسکات کارپنتر (J. Scott Carpenter) یک مقام سابق در وزارت خارجه- یک پایگاه سخت مقاومت در مقابل طرفداران تغییر رژیم - در یک جلسه استماع در مجلس نمایندگان گفت , ”یک تغییر در رژیم بهترین حفاظت را علیه یک ایران اتمی تامین می کند... تعامل به عنوان یک سیاست شکست خورده است.”
اما کماکان, به نظرمی رسد که کاخ سفید در پشت پیچ مانده است و به طور واقعی ابعاد تاریخ ساز واقعیات بر روی زمین را درک نمی کند. خوشبختانه برخی نشانه ها وجود دارد که دولت ممکن است تلاش کند تا به آن نائل شود. مشاور امنیت ملی جیمز جونز راجع به ترکیب مخالفت داخلی با تحریمات خارجی صبحت کرده است.…
در ورای لفاظی ها, سیاست جدید آمریکا بایستی شامل اقدامات موثر, عملی وغیرنظامی  باشد که سپاه پاسداران انقلاب را هدف قرار دهد. سپاه پاسداران قلب و دینامیسم ماشین سرکوب داخلی, تروریزم بین المللی و برنامه تسلیحات اتمی رژیم است. سپاه پاسداران همدست ایدئولوژیکی و بازوی نظامی رهبر عالی علی خامنهای است.
واشنگتن همچنین بایستی از سیاستهای گذشته که خود را در گرایش مماشات با نظام حاکم با آروزی بیهوده مدره کردن رفتار سرکشش, نشان می دهد خداحافظی کند. در میان منسوخ ترین و بی ملاحظه ترین مثالهای استراتژیکی, در لیست سیاه قرار دادن سازمان مجاهدین خلق ایران بزرگترین سازمان اپوزیسیون و همچنین گروهی که برنامه مخفی اتمی ایران را برای اولین بار افشا کرد, می باشد.
در 22 بهمن در سی و یکمین سالگرد سقوط رژیم شاه, ایرانیان سرکوب بی سابقه سپاه پاسداران را به چالش کشیدند. آنها رساتر و واضحتر فریاد کشیدند, مرگ بر دیکتاتوری, زنده باد جمهوری ایرانی. شجاعت ایستادگی آنها یک فرصت استراتژیکی به آقای اوباما می دهد تا اقدام قاطعی برای اینکه نشان دهد آمریکا خواسته مردم ایران برای تغییر دمکراتیک را پذیرفته است. این سیاستی است که در سخنرانی سالانه آقای اوباما وقتیکه گفت که ”آمریکا بایستی همیشه در طرف آزادی و شرافت انسانی بایستد, اعلان شده است.