واشینگتن پست 3 اسفند 88؛ به قلم جکسون دیل - در سالهای که عراق در مرکز سیاست خارجه ایالات متحده بود, پژوهشگران و قانونگذاران به طور منظم و نابهنگام اعلام می کردند که شش ماه آینده برای نتیجه جنگ حیاتی خواهد بود. حالا این پیش بینی دارد درست از آب در میآید. شش ماه آینده واقعاً می تواند تعین کند که آیا این کشور یک دوست دموکراتیک برای ایالات متحده خواهد بود یا کشوری که روحانیون بر روی آن تسلط دارند که با ایران دوست است, یا آشوب ناشی از کشمکشهای فرقهای. همچنین این 6 ماه می تواند تعین کند که آیا باراک اوباما می تواند, همان طور که قول داد ”به طور مسولانه عقب نشینی” کند.
چقدر عجیب است که, عراق- کشوری که ایالات متحده 700 میلیار دلار بر روی آن سرمایه گذاری کرده و جان بیش از 4300 سرباز خود را در 7 سال گذشته, برای آن از دست داده- دیگر برای کاخ سفید, وزارت خارجه یا کسی در کنگره, از اولویت بالای برخور دار نیست.
سفیر ایالات متحده در عراق آقای کریستفر هیل و فرمانده ارشد آمریکا در این کشور ژنرال ریموند اودیرنو, دو آمریکایی هستند که می فهمند که چقدر این ریسک بزرگ و خطرناک است. هفته گذشته هر دوی آنها در واشینگتن بودند که این موضوع را توضیح بدهند. هیل گفت: ”انتخابات 7 مارس و آن چیزی که به دنبال آن پیش خواهد آمد آینده عراق و رابطه آینده ایالات متحده با این کشور را تعین خواهد کرد.”
اودیرنو گفت: ” امروز ما در عراق فرصتی داریم که شاید هرگز دوباره آن را به دست نیاوریم. ما فرصتی داریم که یک عراق دموکراتیک که همکار دراز مدت ایالات متحده باشد, درست کنیم.”
حالا این را با گفتههای اوباما در مورد عراق که در سخنرانی سالانه او بیان شد مقایسه کنید. او گفت: ”ما به طور مسئولانه عراق را ترک می کنیم و آن را به مردم خودش واگذار می کنیم. ما تمامی نیروهای نظامی خود را در پایان ماه اوت بیرون خواهیم کشید.” این به این معنا است; در حالی که عراق دارد از مرحله حساس چرخشی خود عبور می کند, نیروهای آمریکایی از 89,000 فعلی به 50,000 در اول سپتامبر کاهش خواهند یافت. ...
برای چند ماه آینده, ایران استراتژی خیلی سادهیی دارد, آن هم این است که انتخابات آینده عراق را تبدیل به یک جنگ فرقهای تلخ کند, تا از این طریق مطمئن شود که دولت بعدی این کشور توسط شیعیان تند روی خودش رهبری می شوند.
به اندازهای که آژیرها به صدا در بیاید, این استراتژی دارد موفق می شود. همان طور که هم هیل و هم اودیرنو گفتند, احمد چلبی شیعه که در سال 2002 نقش خیلی بزرگی را در وادار کردن دولت بوش به جنگ کرد, مامور اصلی تهران است. حالا او توانسته صدها کاندیدا را از انتخابات حذف کند. او بر اساس اتهام ساختگی اینکه آنها به حزب بعث صدام حسین وفادارند, این کار را انجام داد. هدفهای او فقط رهبران سنی نیستند بلکه ملیگرایان غیر مذهبی هم هستند. دوتا از مهمترین کاندیداهای که از انتخابات منع شدند, اعضای اصلی اتحاد ضد فرقه گرایی بودند. پیروزی این افراد برای دموکراسی در عراق یک پیروزی خیلی بزرگ خواهد بود و برای ایران یک گام عظیم به عقب.
چلبی به دنبال نخست وزیر شدن در دولت بعدی عراق است, که چنین چیزی برای عراق و واشنگتن یک فاجعه خواهد بود, و هر چیز بدی می تواند از آن بیرون بزند. یکی از کسان دیگری که به دنبال قدرت هست, بیان جابر شعیه است, که در دوران وزیر کشور بودنش گروههای شکنجه و گروهای مرگ را هدایت می کرد و مفتضح شد. یکی دیگر از کسانی که دنبال قدرت است, ابراهیم جعفری است, که وقتی نخست وزیر بود از انفجار جنگ فرقهای در سال 2006- 2007 سرپرستی کرد.
دولت اوباما می تواند امیدوار باشد که یکی از ملی گرایان پیروز شود. آنها می توانند امیدوار باشند که نخست وزیر نوری المالکی باغی بماند. او حاضر است که در مقابل ایران بایستاد. مرحله تشکیل دولت, که احتمال دارد ماهها طول بکشد, حساسترین مرحله برای استفاده از نیروهای باقیمانده آمریکایی خواهد بود. اودیرنو این طور توصیف می کند که, وقتی که ائتلاف سر جای خودش قرار بگیرد, چالش این خواهد بود که آن دولت را طوری تنظیم کنیم که متحد آمریکا باشد. در ابتدا نیاز به چنین چیزی دارد, ”ما از آغاز در نشان دادن که برتری چیست خیلی پرتکاپو بودیم.” ایران در مسیر متفاوت خواهد کوشید.