پس از ناله‌های آمیخته به هشدار علی خامنه‌ای، در خصوص خطراتی که سال نودوهشت نظام را تهدید می‌کند، نوۀ خمینی نیز حالا تازه کشف کرده که «زیربنای یک جامعه، احساس رضایت مردم است» و در ادامه هم گفته است: «باید از روزی ترسید که جایگاه‌ها به هم بریزد و نقش‌ها دگرگون شود».

صادق زیباکلام هم این نگرانی را این‌گونه بیان نموده است: «جَو ناامیدی عجیبی در میان مردم وجود دارد و کسی به آینده امیدوار نیست. همه حتی از سه ماه یا شش ماه بعدتر خود هم خبر ندارند.
تاجیک مشاور سابق خاتمی هم وضعیت حکومت را به «کشتی تایتانیک» که در حال غرق شدن است، تشبیه کرده است.
فائزه رفسنجانی می‌گوید: «... هنوز فروپاشی فیزیکی صورت نگرفته است ولی ازلحاظ محتوایی این فروپاشی اتفاق افتاده چراکه هر جا را می‌بینی فشل است. ...... آثار بهبود دیده نمی‌شود. روزمرگی حاکم شده است.......افسردگی، ناامیدی، خشم و.......این‌ها نشانه‌های خوبی نیست».

یکی از مشاوران فرمانده کل سپاه به نام علی‌محمد نائینی هم برای سال نودوهشت پیش‌بینی دو التهاب اساسی را کرده است. یکی انتخابات مجلس که به گفتۀ او می‌تواند کاتالیزوری برای فراهم کردن زمینه نافرمانی مدنی به وجود بیاورد و دیگری هم‌فشارهای اقتصادی در حوزه‌های صنفی و کارگری که به‌زعم او دشمنان نظام در این زمینه تمرکز کرده‌اند.
جالب‌تر از همۀ این‌ها مداح سینه‌چاک خامنه ایست که خطاب به او و در حضور مشتی پاسدارِ لمپن و ابله می‌گوید: “آقاجان این‌همه آدم بالباس نظامی اینجا نشسته‌اند تا شما نگران نباشید و آب تو دلتان تکان نخورد»!
این سخنان بیش از اینکه مایۀ قوت قلب دادن به خامنه‌ای باشد، فلاکت و اوضاع وخیم این روزهای رژیمش را به نمایش می‌گذارد. آش آن‌قدر شور شده که مداح مفت‌خور مقام معظم، دارد دل ولی‌نعمتش را به چند تا قاچاقچی منفور مردم خوش می‌کند.

اگر ارتش سرخ باآن‌همه قدرت و عظمت و تجهیزات، فرماندهانِ کاربلد و متخصص توانست از سقوط و فروپاشی شوروی سابق جلوگیری کند، این جماعت گیج و منگ و مفنگی هم می‌توانند سید علی و نظامش را از منجلابی که هرروز در آن بیشتر فرو می‌رود، بیرون بکشند و جمع‌وجورش کنند. مداح خنگ درواقع دارد به سید علی می‌گوید: «آسوده بخواب که این‌ها بیدارند».
گنده‌تر از همه این قاچاقچی - دزدهای سپاهی، پاسدار سبز علی بود که این روزها بند را بدجوری آب‌داده و عملیاتی که چند ده هزار کشته و مجروح و مفقودالاثر داشته را عملیاتی صرفاً برای «فریب دشمن» اعلام کرده و جنگ و جدلی در میان باندهای متخاصم به راه انداخته که پاسدار قاسم را مجبور به ماله‌کشی خرابکاری‌های رئیس سابق این حضرات و دبیر فعلیِ مجمع تشخیص مصلحت نظام مقام عظما کرده است. واکنش‌هایی که نشان از اوج گرفتن جنون در تخاصمات باندهای درونی رژیم دارد.

این‌ها مشتی است نمونۀ خروار از ترس و وحشتی که ارکان بالا تا پائین نظام قَدر قدرت ولایت‌فقیه را به لرزه انداخته و هر کس با زبان و بیان الکن خود، به‌نوعی نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد.
راستی، رژیم تا بن دندان مسلح، از چه می‌ترسد که این روزها بی‌پرده از وحشتی بزرگ سخن می‌گوید؟! شاید سخنان رئیس پلیس تهران در همایش فرماندهان نیروی انتظامی بتواند تا حدودی پاسخگوی این سوال باشد. او می‌گوید: “در نُه ماه گذشته نه‌صد و سی‌ودو مورد تجمع داشته‌ایم». یعنی در هرماه بیش از صد و سه تجمع اعتراضی. همین آمار نصف و نیمه کافی است تا متوجه شویم زمین چگونه در جغرافیایی به وسعت تمامی ایران، در زیر پای حکومت به لرزه درآمده است.

آذر منصوری که از او به‌عنوان فعال سیاسی اصلاح‌طلب نام‌برده شده، در خصوص اعتراضات دی‌ماه نودوشش می‌گوید: “این اعتراضات متفاوت با جنبش سبز بود زیرا بر اساس ارزیابی وزارت کشور، بیشتر اعتراض‌کنندگان از طبقات فرودست جامعه بودند. گستردگی جغرافیایی این اعتراضات هم با جنبش سبز قابل‌مقایسه نبود. شعارها هم از صدر تا ذیل ارکان نظام را نشانه گرفت و براندازانه بود».
آری! ترس حکومت و حکومت چی ها از همین‌جا سرچشمه می‌گیرد. مردم کوچه و بازار و خصوصاً جوانان، از همان تظاهرات دی‌ماه گذشته تکلیف خودشان را با حکومت ولایت‌فقیه روشن کرده‌اند. از همان روزی که «افعی کبوتر نمی‌زاید»، تبدیل به «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» شد و قدم به خیابان‌های شهرهای سراسر ایران گذاشت، آخوندها و تمامی عوامل ریزودرشتشان متوجه شدند که ورق برگشته و شعبده‌بازی‌های رنگارنگشان دیگر هیچ بیننده‌ای را نمی‌تواند بفریبد و مجذوب کند.

در این میان خروج آمریکا از برجام و اِعمال تحریم‌ها نیز مزید بر علت شده‌اند، تا آیات فروپاشی و اضمحلال بر زبان مقام معظم، روسای سه قوه، نمایندگانِ رانت‌خوار و اهل همه نوع زد و بند سیاسی و اقتصادی، نوۀ خمینی و سایر اعوان‌وانصار ام القراء، گاه‌وبیگاه جاری گردد و کابوس‌های شبانه‌روزی‌شان را صدچندان نماید.
حکومتِ فاسد و تبهکار، درمانده و مفلوک و با شیبی تند در مسیر سقوط و سرنگونی قرار گرفته است. این را به‌خوبی می‌توان از زبان و بیان اشهد خودشان دریافت. البته تسریع در زدودنِ این ننگ از تاریخِ میهن، بر عهدۀ ملت ایران، به‌ویژه جوانانِ شجاع و دلیری است که عزم جزم کرده‌اند تا ریشه‌های استعمار و ارتجاع و استبداد را برای همیشه از اعماقِ خاک زرخیز ایران‌زمین برآورده، بخشکانند و ایرانی آباد و آزاد را از نو بسازند و بنا کنند.
۰۱ ژانویه ۲۰۱۹
۱۱ دی ماه ۱۳۹۷