یقینا مشتاقان آزادی و رهایی ایران زمین از سلطه رژیم فاشیستی مذهبی آخوندها در جریان هستند که فیفا فدراسیون جهانی فوتبال پس از سال‌ها مذاکره، صحبت، دیدار و گفتگو حتی با شیاد بزرگ روحانی و دیگر مسئولین ورزشی بالاخره یک التیماتوم به فدراسیون فوتبال ایران داده است.

همین طور که در جریان هستید مهلت این اولتیماتوم تا روز ۹ شهریور ماه می باشد. دستگاه سیاسی ورزشی و همینطور مراجع تقلید و عقیدتی کل رژیم پس از اعلام این التیماتوم که تا ۹ شهریور می باشد دچار سرگیجه شده اند و در سردرگمی و فرار از پیامدهای پاسخ چه منفی و چه مثبت به دنبال توطئه، ساخت و پاخت، باج خواهی و باج دهی هستند. موضوع اما دقیقا همان خواسته دختران و زنان مقاوم و مبارز میهن مان است که با مطرح کردن مطالبات خود همواره در طول این ۴۰ سال کابوسی شدند برای تمامیت رژیم. این خواست یکی از هزاران مواردی است که پس از روی کار آمدن این رژیم وبا نامشروع شدن تمامیت اش همواره زنان شجاع با فریاد رسا هم به افشاگری پرداختند و هم جهانیان را به حمایت خود فرا خواندند. اکنون این مطالبه مشروع و مدنی از جنس حقوق بشری است، یعنی این که دختران و زنان علاقه‌مند به ورزش و به خصوص فوتبال که بایستی آزادانه حق ورود به استادیوم ها و سالن های ورزشی را داشته باشند تا بتوانند بازیکنان و تیم های مورد علاقه خودشان را تشویق کنند و ساعاتی خوش و شاد را داشته باشند محروم از آن باشند. زنان ایران زمین در مقابل این تبعیض، تحقیر و سرکوب تا امروز کوتاه نیامدند و چه با حضور خود پشت درهای بسته به اعتراض پرداختند و چه با تغییر قیافه و مبدل به لباس پسرانه و شکل پسرانه سعی در ورود به استادیوم‌ها کردند که بارها نیز موفق شدند و بارها هم دستگیر شدند و اخراج شدند.
یکی از مشخصه‌های رژیم ارتجاعی همین موضوع زن ستیزی در تمام عرصه ها می باشد که از همان اوایل انقلاب به اشکال مختلف آن و همچنین بصورت مضاعف تبعیض و تحقیر زنان را شاهد بودیم و هستیم. اکنون این مطالبهِ به حق به اشکال مختلف و از سوی کمپین‌های مختلف و نهادهای حقوق بشری تبدیل به یک چالش بین المللی برای رژیم و دستگاه سیاسی ورزشی آن و طبعا به یک بحران بین جناحی تبدیل شده است که تا امروز راه‌ حلی را نیافتند. پس از تغییرات در سیاست بین المللی و در پی شکست سیاست مماشات و همچنین به موازات مقاومت مستمر و اعتراضات پیگیر بویژه از سوی زنان، سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری نیز نسبت به این موضوع حساس شدند و دست به اقداماتی زدند. ناگفته نماند که بر اساس اصول مندرج در اساسنامه همه فدراسیون‌های ورزشی جهانی در رشته های مختلف و همینطور کنفدراسیون های آسیایی دقیقاً در مورد احترام به کرامت انسانی و رعایت و احترام به حقوق برابر زن و مرد بصورت واضح تعریف و به شکل قانون و مقررات آمده است. آنچه تاکنون یک کمبود بود و کاستی از طرف تمام فدراسیون‌های جهانی در این مورد دیده شده است متاثر از همان همسویی با سیاست مماشات جهانی بوده است و اکنون با تغییرات در سیاست بین المللی که به آن اشاره شده با تکیه براین فرصت بدیهی است که با استناد به مفاد قانونی و مقررات می توانند این موضوع را بصورت گسترده مطرح کنند
پس از یک دوره مذاکره و قول و قرار های دروغین و حیله‌گرانه از طرف مسئولین ورزشی و حتی شخص خود روحانی شیاد اکنون این التیماتوم به فدراسیون فوتبال ایران داده شده است که در صورت پاسخ منفی به این درخواست، برای ورزش ایران و به خصوص فوتبال پیامدهای بسیار گرانی را به دنبال خواهد داشت؛ اما به طور واقعی دستگاه ورزشی سیاسی آخوندها چه پاسخی تا ۹ شهریور خواهند داد را باید به آن پرداخت. پیش از پرداختن به راهکارهای فرضی باید یک نکته را تاکید کرد که جدا از هر پاسخی چه منفی و چه مثبت از طرف آخوند ها با صدای بلند فریاد زد که این یک پیروزی برای دختران و زنان شجاع و مقاوم میهن مان میباشد. دخترانی که بی شک انگیزه خود را از هزاران مجاهد و مبارز گرفتند، آنها که به خصوص پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ برای رهایی زنان ایرانی از چنگال ارتجاع و آخوندها در راستای سرنگونی همواره از حقوق و مطالبات به حق زنان ایران زمین دفاع کردند؛ بنابراین اگر به اهداف زن ستیزی رژیم در تمام عرصه ها نگاهی ژرف داشته باشیم، اعتراض، مبارزه و مقاومت زنان هم در تمام عرصه ها تنها راه ممکن می‌باشد. از این منظر با نگاهی به سیاست بین‌المللی که با شناخت از ماهیت ارتجاعی و ضد بشری از سیاست مماشات فاصله گرفته است که در پی آن از یک طرف خارج شدن آمریکا از قرارداد برجام و ایجاد تحریمات سنگین تر را بدنبال داشته است و از طرف دیگر آزاد شدن نیروهای مقاومت مردمی پس از هجرت بزرگ اشرفیان از زندان لیبرتی و استقرار در کشور آلبانی و باز همان طور که اشاره شد استمرار مقاومت زنان زمینه و بستر مناسبی را به وجود آورده است که حتی فیفا نیز متاثر از این سیاست‌ها دست به اقدامات جدیِ سرنوشت ساز بزند. اینکه فیفا چقدر جدی پیگیر خواهد بود و تا چه اندازه توانایی ایستادگی خواهد داشت و یا در مقابل حیله ها و توطئه‌های رژیم جا نخواهد زد، را باید منتظر بود. با توجه به این مقدمه به بپردازیم به پاسخ های احتمالی که دستگاه سیاسی - ورزشی رژیم تا پایان این مهلت انتخاب خواهند کرد.
الف: چنانچه پاسخ منفی به درخواست فیفا بدهد. در چنین وضعیتی بایستی پیامدهای آنرا به شکلی از مجازات و محرومیت بپذیرد. از جمله تعلیق عضویت در جامعه جهانی یعنی فیفا، آینده مبهم لیگ برتر فوتبال ایران آنهم با حضور تعداد زیادی بازیکنان، مربیان و دیگر افراد کارشناس خارجی که هزینه زیاد ارزی دارند که در وضعیت فعلی به دلیل تحریم‌ها مبادلات بانکی و ارزی خود یک معضل جدی خواهد بود و نیز خارج شدن تیم های ملی فوتبال در رده های سنی مختلف از جمله مسابقات مقدماتی بازی‌های آسیایی، المپیک و جام جهانی. خارج شدن تیم‌های فوتبال باشگاهی ایران از بازی‌های جام قهرمانی باشگاهای آسیا. مسدود شدن حساب مالی فدراسیون در نزد فیفا و چندین نمونه های دیگر را باید مفروض داشت. از سوی دیگر با توجه به شرایط بحرانی فعلی در جامعه که امروزه شاهد اعتراضات، قیام ها و حضور مستمر جوانان و دیگر اقشار جامعه و بخصوص دختران و زنان در اقصی نقاط ایران هستیم آیا قادر است که فشارها و اعتراضات جدید و به خصوص جوانان را که به صورتی با حضور در استادیوم ها هم به شادی می پردازند و هم به راحتی اعتراضات خود را به شکل شعارهای ضد حکومتی مطرح می‌کنند، تحمل و کنترل کند و بعبارتی دست به سرکوب بیشتر بزند.
همانطور که بارها مطرح شد وضعیت ورزش ایران همانند یک فرد بیمار است که نفس‌های آخر را می‌زند و با اضافه شدن مجازات و محرومیت ها که در حکم همانند کمبود دارو و قطع اکسیژن دستگاه تنفس مصنوعی در مورد فرد بیمار عمل خواهد کرد، در مورد ورزش ایران هم به همین شکل خواهد بود نه دارویی وجود دارد و نه دیگر اکسیژنی باقی خواهد ماند کلان مرگ فوتبال را شاهد خواهیم بود.
ب: اگر چنانچه پاسخ مثبت به درخواست فیفا بدهد؛ یعنی تقبل یک شکست از جنس ماهیتی، یعنی عقب نشینی در مقابل یکی از مطالبات زنان میهن مان. این یعنی شکست واقعی ارتجاع آن هم در قالب یک طرز تفکر عقب افتاده " زن ستیزی ". پیامدهای آن البته که برای زنان و همین طور برای خانواده ها یک پیروزی تاریخی خواهد بود و یقینا فضای مناسب برای طرح مطالبات جدی و به حق دیگری را برای زنان به وجود خواهد آمد. البته بطور واقعی و طبیعی حضور دختران و زنان در استادیوم های ورزشی همراه با شادی، فریادهای تشویق خواهد بود. این تصاویر و تجسم از حضور زنان اگرچه قشنگ میباشد ولی برای آخوندهای مرتجع یک کابوس خواهد بود، که اینها بهتر از هر جریانی به پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن آگاه هستند. تنها فقط حضور فیزیکی زنان در استادیوم ها نیست، آخوندها باید مسائل و موضوعات مختلفی را نیز بپذیرند که دقیقاً ارکان خیمه خامنه‌ای را به یک چالش بزرگ خواهد کشاند. همانطور که اشاره شد شکل و شمایل زنان، شعارها، نوع تشویق، آوازخوانی، عکس و ویدیو و انعکاس آن در فضای مجازی از نمونه چالش‌های خواهند بود که رژیم آنهم در شرایط بحرانی فعلی در ظرفیت خود نمی بیند که بتواند کوتاه بیاید.
این پاسخ مثبت باشد باید یقین داشت که دیری نخواهد یافت که درصد حضور دختران و زنان تماشاگر در استادیوم ها و میادین ورزشی بیش از مرد‌ان خواهد شد که رژیم باید پرداخت هزینه سنگین آن را بپذیرد. بارها اشاره شد که استادیوم های ورزشی مملو از هزاران تماشاگرجوان همانند " بمب انفجاری " هر لحظه می‌توانند عمل کنند و با شعارهای ضد حکومتی که بارها هم شاهد بودیم. اکنون با اضافه شدن مضاعف یک جمعیت از دختران و زنان سرکوب شده با انفجار این بمب واقعا چه بلائی بر سر خامنه ای خواهد آمد.
تازه اگر با این فرض که پاسخ مثبت بدهد راه و مسیر جدیدی برای دیگر فدراسیون‌های جهانی در رشته‌های مختلف هموار خواهد شد تا آنها هم با توجه به نوعی از همین نوع سرکوب و تحقیر زنان درخواست‌های خود را مطرح کنند. چرا که فیفا یک قدرت جهانی هست و می‌تواند با این تصمیم و با این جدیت نمونه ای باشد برای دیگر فدراسیون‌های جهانی.
در پایان باز باید تاکید داشت به پیروزی زنان مقاوم ایران زمین که چه پاسخ دستگاه سیاسی ورزشی آخوندها مثبت باشد و چه منفی یک پیروزی و یک تجربه گرانبها خواهد بود که در استمرار و در راستای سرنگونی رژیم زن ستیز گنجینه ای خواهد بود برای انگیزه بیشتر و اراده محکم تا پیروزی.