منطق آرامش خاطر ایران در این نهفته بود که تحولات سریع که منطقه شاهد آن بود ممکن بود به فروپاشیهای مثبتی به نفع ایران بینجامد و ایران امیدوار بود که این تبدیل به برگ مهمی در بیشتر پروندههای منطقهای بشود. ایران معتقد بود که توجه قابل ملاحظه غرب به حوادث خاورمیانه ممکن است بهخصوص در تقویت موضعش در بحران اتمی به نفعش تمام شود. بنابراین اختلافات بین آمریکا و فرانسه و انگلیس از یک طرف با روسیه و چین درباره اعتراضات و انقلاباتی که در منطقه روی میدهد بهویژه بحران لیبی و سوریه توجهات را به درجاتی از برنامه اتمی ایران برداشت و این ممکن بود به ایران زمان بیشتری برای رسیدن به اهدافش بدهد:
اول کار جدی روی مشکلات تکنولوژیکی که در حال حاضر برنامه هستهای ایران از آن رنج میبرد، بهخصوص با از بین رفتن نزدیک هزار سانتریفیوژ توسط ویروس ”استاکس نت ”...
و دوم تولید بیشترین میزان ممکن اورانیوم غنیشده با تضمین عدم رویارویی با تحریمهای بینالمللی در نتیجه مشغول بودن غرب با بحرانهای منطقه...
... علاوه بر این ایران بهنظر مطمئن است که موج انقلاب در منطقه ممکن است که دستاوردهای دیگری را هم بهویژه با صعود قابل ملاحظه قیمت نفت در برداشته باشد...
... چالشهای متعدد
این آرامش خاطر چشمگیر ایران با دادههای موجود روی زمین که مؤید حقایق متعددی است همخوانی ندارد، مهمترین آن اینکه مشغول بودن جامعه بینالمللی به پیامدهای محتمل موج انقلابها تلاش جهت پیگیری پیشرفت پرونده اتمی ایران را کاهش نداد و بیانیه اخیری که آمریکا و فرانسه و انگلیس و آلمان در 9 ژوئیه یک روز بعد از اینکه ایران اعلام کرد که ذخیره اورانیوم غنیشده 20 درصدیاش را دوبرابر کرده است صادر کردند، و بر تأخیر ایران در التزام به خواستههای سازمان ملل تأکید کردند نگرانیهای بینالمللی را از وجود ابعاد نظامی برنامه اتمی ایران افزایش داد...
... این تحولات جدید ایران را فقط در تنگنا قرار نمیدهد بلکه باعث افزایش توجهات خاص به احتمال وجود جنبههای مخفی برنامه اتمیاش نیز میشود، کما اینکه مانورها و آزادی عمل متحدین بینالمللیاش بهویژه مسکو و پکن را تحت فشار قرار داده و آنان را به همراهی با سیاست ایالات متحده آمریکا سوق میدهد که خودش را در بیانیه اخیر که کشورهای بزرگ غربی صادر کردند نشان داد...
... پرونده اتمی قربانی بزرگتر
علاوه بر این، موفقیت ایران برای افزایش ذخایر اورانیوم غنیشدهاش با بهرهبرداری از اشتغال بینالمللی به بررسی پیامدهای انقلابهای عربی، موقعیتش را در بحران اتمی بهطور چشم گیر بالا نمیبرد چرا که غرب از وجود مشکلاتی که برنامه اتمی ایران در دوران فعلی با آن روبهرو است مطمئن است...
... کما اینکه افزایش فعلی قیمت نفت که ایران از آن سود میبرد باعث برطرف کردن پیامدهای منفی تحریمات بینالمللی در رابطه با پرونده اتمیاش روی اقتصاد ایران نخواهد شد، بهخصوص که اقدامات اقتصادی که دولت بهکارگرفت مانند پروژه ”هدفمند کردن یارانهها ”کارآیی نداشت و علاوه بر آن جامعه بینالمللی به متابعت از تحریمهای بینالمللی جمعی و فردی جدید جهت مواجه کردن ایران با بحرانهای حقیقی در تهیه اجناس برای مردم و در رأس آن بنزین ملتزم شده است.
و بهرغم اینکه برنامهای جهت تحقق خود کفایی در این اجناس حیاتی، همزمان با راهاندازی نیروگاه بوشهر برای افزایش قدرت تولید برق و کاهش تکیه بر بنزین و محدود کردن واردات آن به نسبت 40 درصد از احتیاجات در طی دوسال وضع شد ولی این تلاشها هم حتماًًًً با تحریمات بین اللمللی و مشکلات تکنولوژیکی روبهرو خواهد شد که مانع موفقیت آن خواهد شد، مثل آنچه در مورد توقف راهاندازی نیروگاه بوشهر انجام شد با هدف ممانعت یا لااقل تأخیر در موفقیت ایران در استفاده از نیروگاه برای تولید برق اتمی بود تا کماکان تکیه اصلیاش بر بنزین وارداتی از خارج باشد تا در حالت عدم دستیابی آن به مقادیر مورد نظر، بحرانهای اقتصادی و اجتماعی خودشان را تحمیل کنند...
... تعادل منطقهای جدید
از این طرف تحولات فعلی که منطقه خاورمیانه را در مینوردد ممکن است از جهات متعدد باعث پیامدهای منفی بر جاهطلبیهای منطقهای و اتمی ایران بشود: اول از دست دادن چهره ایران بهعنوان ”امت انقلابی ”در منطقه...
دوم، محروم شدن ایران از صاحبنظر بودن در کشورهای میانهرو عربی مشخصا در قبال موضوع فلسطین، بهویژه بعد از تغییرات چشمگیر سیاست خارجی بعضی از این کشورها مثل مصر در قبال موضوع فلسطین،
سوم اتمام دوران قطببندی عربی بین کشورهای متحد ایران و کشورهای ضد آن. رسیدن امواج سونامی انقلابی به سوریه حذف مهمترین متحد ایران از عرصه منطقه را محتمل کرده است، که این میتواند ضربه شکننده به تهران وارد کند...
... کما اینکه سیاست افراطی ایران در قبال بعضی از بحرانهای کشورهای عربی در دوره اخیر، باعث مواضع عربی یکدستتر در برابر آن شده است که مشخصا خودش را در بحران بحرین نشان میدهد...
... در یک کلام نقش منطقهای ضعیفی که ایران در اثر امواج سونامی انقلابی که منطقه را در حال حاضر فراگرفته است با آن روبهرو است میتواند پیامدهای منفی قوی روی جاهطلبیهای اتمی آن داشته باشد...
... و طبعاً چالشهای قوی که امواج انقلابی فعلی بر این سیاست وارد میکند باعث میشود تا ایران نقاط قوت متعددی که سابقا داشت را از دست بدهد... وحتما باعث تغییرات ریشهای در تعادل قوا در منطقه خاورمیانه خواهد شد بهطوریکه همه طرفها من جمله ایران را وامیدارد که برگها و محاسباتشان را از نو بچینند...